EBTEKAR NEWSPAPER
دوشنبه, 28 آبان 1397   Monday 19 November 2018

سرمقاله

پایان برترین‌های تاریخ و طبیعت

محمدصادق جنان صفت

محمدرضا ستاری
در حالی که طی ماه‌های اخیر اخبار مختلفی از مذاکرات آمریکا با گروه طالبان درخصوص روند صلح با دولت اشرف غنی مطرح شده و در راستای آن هفته گذشته خبر آزادی برخی از چهره‌های مهم طالبان از زندان‌های پاکستان منتشر شد، اوایل هفته جاری مولانا سمیع الحق رئیس مدرسه حقانیه و پدر معنوی طالبان در شهر راولپندی پاکستان به دست اشخاص ناشناس هدف حمله قرار گرفته و کشته شد.
این امر در زمانی صورت گرفته که دو روز قبل سرانجام اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان قبول کرد که در روند مذاکرات مسکو با طالبان پشت میز مذاکره بنشیند. همچنین فضای داخلی پاکستان نیز با توجه به مساله آزادی آسیه بی‌بی در این کشور بسیار ملتهب است به گونه‌ای که دولت اسلام‌آباد اکنون با گروه‌های مذهبی تندرو بر سر آزادی این زن مسیحی که به اتهام کفرگویی به اعدام محکوم شده بود، دچار چالش شده است.
از این عالم مذهبی 81 ساله به عنوان پدر معنوی طالبان یاد می‌شود زیرا بسیاری از دانش‌آموزان طالب و نیز رهبران طالبان مانند ملا عمر از شاگردان وی بودند. سمیع الحق همچنین رئیس مدرسه حقانیه پاکستان بود که بسیاری از چهره‌های برجسته طالبان از مدرسان این مدرسه به شمار می‌روند. مولانا سمیع ‌الحق همچنین علاوه بر نفوذ گستره بر جریان‌های مذهبی تندرو در پاکستان و افغانستان، عضو شورای دفاع و رهبر حزب سیاسی جمعیت علمای اسلام پاکستان نیز بود. در کارنامه وی همچنین عضویت موسسین متحده مجلس عمل و سنای پاکستان نیز به چشم می‌خورد.
مرگ سمیع‌ الحق و متغیرهای مختلف اثرگذاری آن بر طالبان
در همین رابطه فرزاد رمضانی بونش تحلیل‌گران مسائل شبه قاره در گفت‌وگو با «ابتکار» درخصوص میزان نفوذ مولانا سمیع‌ الحق بر گروه طالبان و تاثیر مرگ وی بر خط مشی این گروه می‌گوید: مولانا سمیع ‌الحق از شخصیت‌هایی بوده که در ابتدای شروع و تشکیل گروه طالبان نقش مهمی در ایجاد آن داشته و به عنوان پدر معنوی این گروه، بسیاری از رهبران طالبان از شاگردان وی محسوب می‌شدند. در چنین شرایطی با مرگ سمیع الحق و تاثیر آن بر رویکرد طابان لازم است به متغیرهای مختلفی توجه کرد.
نخستین مساله این است هر چند سمیع الحق نقش مهمی در هدایت معنوی بخش عمده‌ای از رهبران طالبان داشته، ولی در شرایط کنونی میزان نفوذ و تاثیرگذاری وی بر نسل فعلی رهبران طالبان نامشخص است.
از سوی دیگر در سال‌های گذشته برخی از بازیگران مهم افغانستان به خصوص آمریکا و مقامات کابل به نوعی مذاکراتی را با سمیع‌ الحق برای روند صلح آغاز کرده بودند که هر چند دست آخر این مذاکرات به نتیجه نرسید، اما نشان دهنده وزن و اهمیت این شخص در تعیین روندهای گروه طالبان و نگاه بازیگران مقابل آنها است.
در همین راستا، اینکه با مرگ وی ما معتقد به پیامدهای حداکثری بر کنشگری طالبان باشیم و پیامدهای گسترده‌ای را از این ماجرا به روند صلح دولت و طالبان تعمیم بدهیم، هنوز امری زودهنگام است.
از کنترل پاکستان تا بومی‌سازی طالبان افغانستان
رمضانی در پاسخ به این سوال که انگیزه ترور سمیع الحق آن هم در شرایط حساس کنونی که گفته می‌شود سرانجام دولت اشرف غنی با مذاکرات صلح مسکو موافقت کرده است، چیست و چه تاثیری در روند صلح خواهد داشت؟ گفت: برخی از تحلیل‌گران و حتی مقامات افغانستان در این ماجرا انگشت اتهام را به سازمان اطلاعات پاکستان (آی‌اس‌آی) نشانه می‌روند، ولی من معتقدم ترور این شخص در شهر راولپندی که مقر اصلی ارتش و نیروهای امنیتی پاکستان است، نمی‌تواند توجیهی برای دست داشتن سازمان اطلاعات پاکستان در ترور سمیع الحق باشد.
هر چند در وضعیت کنونی مرگ سمیع الحق می‌تواند به نوعی به افزایش کنترل پاکستان بر گروه طالبان منجر شود زیرا این نگاه وجود دارد که جریان‌هایی در پاکستان تلاش می‌کنند با کنترل برخی از بازیگران و بازوهای مهم اجرایی طالبان مانع از حرکت و سیاست‌گذاری این گروه خارج از منافع و اولویت‌های پاکستان شوند، اما از سوی دیگر مرگ سمیع الحق در بدنه کنونی طالبان می‌توان آنها را متقاعد کند که توجه بیشتری به احیای بومی طالبان در افغانستان داشته باشند. چرا که سمیع الحق خود پاکستانی بوده و مرگ وی می‌تواند انگیزه و موتور محرک مناسبی برای اجرای این راهبرد از سوی طالبان افغانستان باشد. در واقع موضوع کشته شدن سمیع‌ الحق به طور مستقیم یا غیر مستقیم توسط پاکستان می‌تواند، رهبران کنونی طالبان افغانستان را در به کنترل گرفتن روابط با پاکستان و نیز تمایل بیشتر به روند صلح تحریک و تشویق کند.
دورنمای صلح کابل با طالبان
این کارشناس مسائل شبه قاره، در پاسخ به این سوال که در چنین وضعیتی دورنمای صلح دولت اشرف غنی با طالبان چگونه خواهد بود و آیا می‌توان ترور سمیع الحق را مرحله‌ای جدید در گشایش‌های صلح دانست یا برعکس، آن را به عوامل و دست‌های پنهانی نسبت داد که خواهان اخلال در روند صلح هستند؟ توضیح داد: در وضعیت کنونی بازیگران مختلفی چه در افغانستان و در خارج از جغرافیای این کشور بر روند به نتیجه رسیدن صلح تاثیرگذار هستند.
در چنین شرایطی که دایره این بازیگران نیز افزایش یافته است، اگر اجماعی از منافع بازیگران در حوزه داخلی و خارجی افغانستان داشته باشیم، این روند می‌تواند به سرانجام برسد ولی در چشم انداز کوتاه مدت با توجه به وضعیت و نوع کنش‌گری بازیگران صحنه داخلی افغانستان، نوع خواست حداکثری طالبان از دولت کابل و به رسمیت نشناختن آن، به نظر می‌رسد همچنان با اما و اگرهایی همراه باشد. هر چند لازم است تصریح کنم، اگر بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی و نیز حامیان عمده طالبان به این نتیجه برسند که به نوعی باید از توافق صلح حمایت شود، تمایل بیشتری از سوی طالبان برای صلح نشان داده شود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام