EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 30 آبان 1397   Wednesday 21 November 2018

سرمقاله

تاملاتی در باب مدارا و تحمل

علیرضا صدقی

مسعود خوشابى- جاى شکى نیست که نظام جمهورى اسلامى ایران متکى برساختار سیاسى تئوکراسى (theocracy) یا یزدانسالارى است. بیعت 2/98 درصد مردم در همه‌پرسى دهم و یازدهم فروردین ١٣۵٨ با حکومت [واژهاى که دقیقاً در قانون اساسى بکار رفته است] جمهورى اسلامى ایران به رهبرى امام راحل به تعبیرى مشروعیت نظام را به دست آورد. امام راحل نیز از دیرباز خواهان جارى و سارى کردن احکام اسلام بود و چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن بر این موضوع تاکید داشتند. این به آن معنا است که از بدو امر مردم مى‌دانستند که مِنبعد با حکومتى روبه‌رو هستند که «در آن قدرت مطلق سیاسى، در دست مرجع عالى روحانى است و در آن اساس نظرى حکومت بر آن است که حکومت در چنین نظامى از جانب خداست و مرجع روحانى که فرمانرواى سیاسى نیز هست و همچنین دستگاه ادارى و قضائى او فرمان‌هاى خداوند را تفسیر و اجرا می‌کند.» (دانشنامه سیاسى - داریوش آشورى - چاپ گلشن - ١٣٨۴- ص ٣٢٩)
به‌رغم این بدیهیات تحلیلگر ارجمند سعید حجّریان گله مى‌کند که: درنظام ج.ا.ا شاخصه مهم بوروکراسى مدرن، مستندسازى (documentation)با وجود فوایدش در استفاده در دعاوى حقوقى، تاریخ‌نگارى، ارجاعات علمى و ارزش مادى، مورد توجه قرار نگرفته و در نهایت منجر به غلبه تاریخ شفاهى شده تا جایى که روایت‌هاى تک‌بُعدى به جاى روایت‌هاى مستند نشسته است. (شرق 25/7/1397)
وى با برشمردن و استناد به موارد پرشمار و ارزشمندى از نمونه‌هاى تاریخ متاخر کشورمان ثابت مى‌کند این روش و تداوم آن باعث مى‌شود روز‌به‌روز سندیت و اعتبار اسناد تاریخى کاهش پیدا کند و دست حقیقت‌پژوه از منابع معتبر خالى و خالى‌تر و حقیقت مکتوم شود .
تمامى بیانات ایشان عین حقیقت است ولى آنقدر معروف ِخاص و عام است که بیانش صرفاً در حد اعلان وجود است و ما از ایشان انتظارى به مراتب بیش از این داریم .
در کتاب «شورش بر امتیازنامه رژى»، [انتشارات پیام -١٣۶٠] دکتر فریدون آدمیت در تحلیلى سیاسى ثابت مى‌کند که اساساً فتوایى از جانب مجتهد بزرگ میرزا حسن شیرازى مرجع عالى شیعیان صادر نشده بود .
غناى ادبیات آمریکاى لاتین به ناگاه سرآمد ادبیات دنیاى اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم شد، مترجم ارجمند عبدالله کوثرى یکى از دلایل این جهش را رو شدن پرونده‌هاى بسیار هولناک قضایى‌اى مى‌داند که توسط دستگاه قضایى اسپانیایی ها بر مستعمره‌هاى خویش در آن سرزمین اعمال مى‌کرده است که دستمایه نویسندگان شد .
و در نهایت همه مى‌دانیم آنچه در قرون وسطى رُخ داد؛ دو قرن پس از آغاز جریان پربار رنسانس تازه تدریجاً از پرده برون افتاد .
متاسفانه از آثار معروف به «حکمت» محمد زکریاى رازى چیزى در دست نیست؛ معدوم کردن، منهدم کردن، تخریب و سوزاندن از ابزار موجه و مشروع نظام‌هاى تئوکراتیک است و به کارگیرى آن‌ها را عین ثواب و اجراى احکام اللهى مى‌دانند. تحلیل‌گر ما دولت روحانى را «دولت معجزه» مى‌نامد، اما اگر قدرى با دید تاریخى- جهانى به ماجرا نگاه کنیم متوجه مى‌شویم معجزه تولد «حکومت ج.ا.ا.» در نیمه دوم قرن گذشته است، حکومتى که زاده انقلابى بود که به لحاظ گستردگى و وسعت از نوادر تاریخ بشرى برشمرده مى‌شود.
و شاید بالاتر از معجزه، شگفتى در نگاه تحلیل‌گر ماست که از فقدان مستندسازى در این موقعیت به غایت غامض و خطیر گله‌مند است، گویا او در تاریخ زندگى نمى‌کند، براى تاریخ مى‌زید! در خوش‌بینانه‌ترین تعبیر سعى او این است که بنا به گفته‌اى با ساعت شمّاطه‌دار خود ظهرى را ثابت کند که خورشید در وسط آسمان با تمام وجودش مى‌درخشد .


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام