EBTEKAR NEWSPAPER
شنبه, 24 آذر 1397   Saturday 15 December 2018

سرمقاله

شکایت از قلب مفاهیم ارزشی به کجا بریم؟!

محمدعلی وکیلی

دیروز سرانجام ماراتن انتخاب شهردار تهران برای سومین بار در پنجمین شورای اسلامی شهر تهران به پایان رسید و پیروز حناچی در رقابتی نفس‌گیر موفق شد با یک رای بیشتر آخوندی را پشت سر بگذارد و جایش را بر کرسی ساختمان بهشت محکم کند.
با این همه تردیدی نیست که انتخاب سه شهردار در یک سال، کارنامه‌ای قابل دفاع برای شورای شهر تهران محسوب نمی‌شود. اهمیت این موضوع را باید در میزان اثربخشی و ضریب نفوذ پارلمان‌های شهری در کلان‌شهرهایی مانند تهران جستجو کرد. به نظر می‌رسد شورای اسلامی تهران و برخی دیگر از کلان‌شهرهای ایران در زمره سنگرهای مهم، استراتژیک و حیاتی‌ای محسوب می‌شوند که اصلاح‌طلبان موفق شده‌اند تاکنون به آن‌ها دست پیدا کنند. بدون شک این سنگر حیاتی و اثربخش برای تمام جریان‌های سیاسی، به مثابه گرانیگاه و یکی از شریان‌های اصلی و اساسی ادامه حیات آن‌ها شناخته می‌شود. در حقیقت نمی‌توان نسبت به تاثیرات سیاسی شگرف و استراتژیک این شوراها بی‌توجه بود یا از کنار آن‌ها به سادگی عبور کرد. چه آنکه نه فقط در تهران و ایران، بلکه در پایتخت و کلان‌شهرهای بسیاری از کشورهای جهان، شهرداران بسیار حائز اهمیت بوده و نقشی تعیین‌کننده در بافتار و ساختار سیاسی کشورها ایفا می‌کنند.
اما مسئله اصلی بر سر ماهیت، کارکرد و هویت ساختاری پارلمان‌های شهری در کنار تاثیرات سیاسی و اجتماعی آن‌ها است. نماینده شورای اسلامی شهر تهران نباید فراموش کنند، کرسی نمایندگی در این شورا چون تیغ دولبه‌ای می‌تواند هر چه تاکنون رشته‌اند، پنبه کرده و حیات سیاسی آن‌ها را به مخاطره بیاندازد.
شورای اسلامی شهر تهران و شهردار برآمده از نمایندگان این شورا، تنها در صورتی می‌توانند از این سنگر استفاده کرده و زمینه را برای پیروزی‌های آتی در دیگر ارکان قدرت مهیا کنند، که بتوانند به وظایف ذاتی خود عمل کرده و در برابر انتقادهای احتمالی پاسخی قانع‌کننده، مبتنی بر حقیقت و قابل دفاع داشته باشند.
تهران و هر شهر دیگری چون تهران، بیش و پیش از آنکه نظاره‌گر منازعات سیاسی و اختلاف‌نظرها در نهاد قدرت باشند، نیازمند و محتاج رویکردهای فنی ـ تخصصی در عرصه‌های گوناگون شهرسازی است. این انتظارات را در مصداق‌هایی مانند تلاش برای کاهش آلودگی هوای تهران، جلوگیری از بلندمرتبه‌سازی‌های بی‌رویه و غیراصولی، حفظ بافت‌های تاریخی، ایجاد و گسترش اماکن عمومی شهری، توجه به الزامات معماری شهری، کاهش مشکلات ترافیکی، ایجاد زیرساخت‌های شهری، افزایش فضالی سبز، ایجاد تصویر زیبای شهری، توسعه متوازن، پایدار و همه‌جانبه تهران و... می‌توان مشاهده کرد. موارد پیش‌گفته و موضوعاتی از این دست همواره برای نمایندگان شورای شهر و شهرداران تهران به مثابه آزمونی دشوار محسوب می‌شود. آزمونی که به دلایل متعدد در بزنگاه‌هایی حساس، بسیار بی‌رحمانه و خشن هم خواهد بود. تا جایی که تهران می‌تواند یک جریان سیاسی را در عرصه قدرت زمین‌گیر کرده یا از فرش به عرش برساند.
دلیل این قضاوت ـ گاهی ـ بی‌رحمانه را باید در تجربه‌های متعدد و تلخ تهران طی سالیان گذشته جستجو کرد. تهران یک بار در دوره شهرداری احمدی‌نژاد تجربه اقدامات و رویکردهای عوام‌فریبانه را تجربه کرده است. مردم تهران هنوز از خاطر نبرده‌اند که شهردار وقت تهران با هزینه‌های فاقد سندی که بعدها آشکار شد، جز مجموعه‌ای از پروژه‌های عوام‌فریبانه، هیچ اقدام مثبت، اثربخش و زیرساختی خاصی را برای تهران به انجام نرساند. او تهرانی را تحویل شهردار بعدی داد که از شهری قابل سکونت و تا حدی استاندارد به هیولایی بی در و پیکر و غیر قابل سکونت تبدیل شده بود. شهری تهی از نمادهای شهری، بدون هیچ نقشه توسعه و پیشرفتی و مالامال از انگاره‌هایی در مخالفت با بخش اعظمی از ساکنان و شهروندانش.
شهردار بعدی هم که 12 سال سکان تهران را به دست گرفت، روش و منش متفاوتی از سلف خود نداشت. محمدباقر قالیباف هم ـ گرچه توان مدیریتی و قابلیت‌های اجرایی به مراتب بالاتری از احمدی‌نژاد داشت ـ به همان راهی رفت که او رفته بود. مردم تهران در دوره قالیباف ـ به ویژه ـ در سال‌های آخر زمامداری‌اش بر تهران، شاهد بروز خشونت‌های متعدد و کنش‌های غیر قابل دفاع از سوی شهرداری بودند. استفاده از نیروهای خشن و ناکارآمد در امر مقابله با سد معبر، تراکم‌فروشی‌های عجیب و شگفت‌انگیز، حمله گاه و بی‌گاه به برخی اماکن شخصی با دستاویز بدهی به شهرداری و حتی ضرب و شتم دستفروشان تنها بخشی از اقدامات قالیباف در زمان تصدی مسئولیت در شهرداری تهران بود.
پس از این دوره پر بلوا و آشوب‌زده بود که اصلاح‌طلبان به شورای شهر بازگشتند و نوبت به آن‌ها رسید. حالا و پس از انتخاب پیروز حناچی به عنوان شهردار تهران انتظار می‌رود شورای شهر و شهردار منتخبش بدون توجه به آنچه گذشته، فکری عاجل و سریع برای این شهر خسته و دلزده داشته باشند. حالا نوبت به عملیات‌های عمرانی و توجه به توسعه پایدار و متوازن تهران رسیده است و اصلاح‌طلبان تهرانی برای ادامه فعالیت راهی به جز توجه به زیرساخت و روبنای شهر تهران ندارند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام