EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 05 تیر 1398   Wednesday 26 June 2019

سرمقاله

بازی دوگانه ترامپ

جلال خوش‌چهره

اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری طی دو روز گذشته گفته بود نباید مردم را از آینده ناامید کرد؛ جمله‌ای که البته پیش از این هم بارها از زبان سایر مسئولان دولتی از جمله رئیس‌جمهوری کشور نیز بیان شده بود. اما چرا این گزاره که بارها تیتر خبر رسانه‌ها شده، نمی‌تواند به معنای واقعی و عملی تاثیرگذار باشد؟ مخاطب معاون اول، برخی از افراد داخل کشور و البته بازنشر برخی از اخبار کذب و دلسرد‌کننده توسط رسانه ملی است. اما آیا می‌توان تنها تقصیر را به گردن مسئولان و رسانه‌هایی که به گفته آقای جهانگیری سیاه‌نمایی می‌کنند، انداخت؟ تردیدی نیست که این روزها بسیاری از مسئولان هم نقش اپوزیسیون به خود گرفته و در یک چرخه وهمناکی از انداختن توپ به زمین دیگری افتاده‌اند و ناگفته پیدا است که در این چرخه دولت سیبل آماج تیرهای نقدانه قرار می‌گیرد، در حالی که شاید تقصیر کمتری از سایر اجزای اثرگذار در کشور داشته باشد. اما با این همه، نمی‌توان گناه دولتی که برخاسته از رای قاطع 24 میلیونی مردم است را در ضعف عملکرد خود نادیده گرفت. آقای معاون اول باید بداند که تنها با گفتن جمله تکراری مردم را ناامید نکنید نمی‌توان مولفه‌های اصلی نا‌امیدی را از ذهن اجتماع مردد به آینده‌ پاک کرد. بی‌شک مولفه‌های امید به زندگی و آینده، از دیدگاه جامعه‌شناسی مفصل است و تنها باید بسنده کرد به بیان اینکه اکثریت جامعه دچار درماندگی آموخته‌شده از سوی همه سیاست‌گذارانی شده است که هیچ مجالی برای احساس موثربودن در جامعه به آن‌ها داده نشده است. زمانی که افراد جامعه حتی در کوچک‌ترین مسائل نمی‌‌توانند عاملیت خود را در یک فضای برابر به اثبات برسانند چگونه می‌توان انتظار امید به آینده و زندگی از آن‌ها داشت. دولت طی 5 سال گذشته چه تغییری در ساختارهای معیوب موروثی‌اش ایجاد کرده است تا جامعه با دلخوشی به این تحولات سعی در امیدواری داشته باشد؟ نظام اقتصادی کشور را چه سیاه‌نمایی بدانیم، چه ندانیم با ابرچالش‌هایی روبه‌رو است که هیچ نشانه‌ای برای تغییر در مشی و روش کلی حرکت آن دیده نمی‌شود چنانچه به‌زعم کارشناسان بودجه سال 98 تفاوت چندانی با سال پیش از آن ندارد و این همان روند دست‌به‌عصایی است که سال‌ها آن را دنبال کرده‌ایم بی‌آنکه تغییری بنیادین در اصول غلط خود داشته باشیم. امید به آینده قطعا به موارد ذکرشده تقلیل یافتنی نیست و حتما عوامل پیچیده‌تر و وسیع‌تری دارد اما بی‌شک دولتی که متوقع از مایوس نکردن مردم است، خود باید به عنوان یک عامل مهم اثرگذار، کلاه خود را قاضی کرده و ببیند عملکردش منهای سخنرانی‌های مسئولانش تا چه اندازه توانسته چاره‌ساز احساس نا‌امیدی مردم شود. بهتر است به جای افتادن در چرخه معیوب توپ به زمین دیگری انداختن، تنها در محدوده اختیارات و وظایف خود منشا اثرات امیدوار‌کننده باشیم. اگر دولت فکر می‌کند مشکلات موجود بزرگنمایی می‌شود بهتر است با چند اقدام اثرگذار همان مشکلات را پیش مردم کوچک جلوه دهد. اقداماتی که البته وعده‌اش را همین سال گذشته داده بودند. یادمان باشد امید تنها به گفتن و گفتن و گفتن به مردم گرفتار در مرداب درماندگی تزریق نمی‌شود.

ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام