EBTEKAR NEWSPAPER
جمعه, 30 فروردین 1398   Friday 19 April 2019

سرمقاله

آنچه اروپا از ایران می‌خواهد

محمدرضا ستاری

همه ما کارهایی انجام می‌دهیم که می‌توانند عادت بدی تلقی شوند، از ضعف در برقراری ارتباط گرفته تا ترکاندن جوش‌ها. هیچ کس از این قاعده مستثنی نیست و همه آدم‌ها دست به کارهایی می‌زنند که ممکن است غیر‌عادی یا نامتعارف به نظر برسد. اما چه می‌شود که عادت‌های بد ما تبدیل به مشکلات جدی‌تری می‌شوند؟ از کجا متوجه شویم که این عادت‌ها در واقع نشانه یک اختلال روحی هستند؟
تعریف مشخصی برای عادت بد وجود ندارد چون این مسئله در هر کسی متفاوت است. یک عادت، زمانی مشکل‌ساز محسوب می‌شود که شما را از انجام کارهای ساده یا اساسی زندگی روزمره‌تان ناتوان کند. عادت‌ها زمانی اختلال به شمار می‌آیند که تمام فکرتان را به خود درگیر کنند، دیگر از چیزهای مورد علاقه‌تان لذت نبرید یا به خودتان صدمه بزنید.
بیشتر از قبل مرتکب آن عادت می‌شوید
آدم‌ها وقتی متوجه می‌شوند عادت بدی دارند، تا جایی که بتوانند تلاش می‌کنند آن را ترک کنند. اما اگر بیشتر از قبل عادت بدتان را تکرار می‌کنید، احتمالاً باید آن را یک اختلال روحی تلقی کنید. در چنین شرایطی از خودتان بپرسید تمایلی به ترک این رفتار دارید یا نه. دلایلی که برای تمایل یا عدم تمایل‌تان برای ترک عادت‌تان می‌آورید، می‌تواند شما را به سمت درمان تخصصی هدایت کند. تشخیص شدت و تعداد دفعات تکرار نشانه‌های آن عادت و مدت زمانی که صرف آن‌ها می‌شوند، به شما کمک می‌کند که تصمیم بگیرید به دنبال درمان مشکل‌تان بروید.
کم می‌خوابید یا به بهداشت شخصی‌تان نمی‌رسید
هر چیزی که از نظر دیگران ناهنجار محسوب شود، می‌تواند یک عادت بد باشد. با این حال، عادت‌ها وقتی اختلال روحی به حساب می‌آیند که روی زندگی ما تاثیر منفی داشته باشند. اگر فکر تمیزی و نظافت خانه آنقدر ذهن‌تان را مشغول کند که به خاطر ترس از کثیف کردن حمام نتوانید حمام کنید، این نشانه یک اختلال روحی است. کارهایی مثل کنترل چندباره در خانه که مانع خوابیدن یا استراحت کردن‌تان شود هم یک نمونه دیگر از این مسئله است.
دائما در عذاب هستید
یکی از نشانه‌های آشکار اختلال بودن یک عادت بد، این است که دائماً در عذاب و فشار باشید. مهم‌ترین تفاوت میان عادت و اختلال روحی، تجربه علائم روانشناختی یا الگوهای رفتاری‌ای است که معمولاً با عذاب و فشار قابل توجهی همراه هستند، یعنی شخص علائمی را تجربه می‌کند که برایش دردآور یا آزار‌دهنده هستند و او را از داشتن یک زندگی آزاد و آسوده محروم می‌کنند. یک تاثیر دیگر این مسئله آن است که باعث ناکارآمدی شخص در یکی یا تعدادی از بخش‌های زندگی‌اش مثل روابط عاطفی یا شغلش، می‌شود.
بیش از حد خودتان را درگیر کارتان می‌کنید
در سال‌های اخیر این طرز فکر که «فقط باید کار کرد و استراحت لازم نیست»، بسیار رواج پیدا کرده و گرچه مردم فکر می‌کنند با این روش زودتر به آرزوهایشان می‌رسند، اما این مسئله نشان نمی‌دهد که شما از آن دست آدم‌هایی هستید که خودشان را سختکوش می‌دانند، بلکه این در حقیقت یک اختلال روحی مضر است.
افراط در برنامه‌ریزی، نیاز به مشغول بودن دائمی، تمرکز بیش اندازه روی مسئله درآمد و همیشه در عجله بودن، نشانه انگیزه‌دار بودن شخص نیست، بلکه نشان‌دهنده اضطراب پنهانی است که او برای مواجه شدن با احساساتش دارد. همچنین این مسئله می‌تواند نشانه مشکلات پنهانی باشد که شخص در رابطه با ارزش‌گذاری خود (ارزش فرد در نظر خودش) دارد. این مشکل اغلب با اختلالات اضطرابی و افسردگی همراه می‌شود. بعضی افراد زندگی خود را به خاطر شغل یا هدف‌هایشان نابود می‌کنند و نمی‌توانند با خودشان کنار بیایند، چون خود واقعی‌شان را قبول ندارند.
فراموشکاری‌تان روند طبیعی زندگی‌تان را مختل کرده
برای همه ما گاهی پیش می آید که کاری را فراموش کنیم، از فراموش کردن موعد انجام یک کار گرفته تا پرداختن یکی از قبض‌ها. همه آدم‌ها چنین اتفاقی را تجربه کرده‌اند. با این حال اگر فراموشکاری‌تان شدت زیادی پیدا کرده، این مسئله جدی‌تر از یک عادت بد است.
کسی که هر روز کلیدهایش را جا می‌گذارد، کیف‌پول یا تلفن همراهش را گم می‌کند، یا فراموش می‌کند که چند دقیقه قبل کیفش را کجا گذاشته، شاید اینطور به نظر برسد که رفتارهای او صرفا به خاطر عادت بد فراموشکاری هستند، اما ممکن است این شخص دچار اختلال کم‌توجهی یا کم‌توجهی- بیش‌فعالی باشد.
منبع: برترین‌ها


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام