EBTEKAR NEWSPAPER
سه شنبه, 23 مهر 1398   Tuesday 15 October 2019

سرمقاله

این اعداد بی‏اثر

ژوبین صفاری

با آغاز ماه مبارک رمضان و آیین افطاری دادن‌های گاه و بی‌گاه شخصیت‌های سیاسی، به‏ویژه در این سال‌های اخیر، همواره موضوع لزوم طرح مسئله گفت‌وگوی ملی و آشتی جریان‌های سیاسی با یکدیگر به شکلی فراگیر مطرح می‌شود.
تب سخن گفتن از این موضوع را می‌توان در مقام نخست نتیجه حال‏و‏هوای ماه مبارک رمضان دانست. ماهی که در آن شخصیت‌ها و افراد فارغ از رویکردها و جایگاه‌های سیاسی و اجتماعی‌شان تلاش می‌کنند تا قدری به خود بازگردند. بخشی از این بازگشت به طور حتم مسائل و موضوعات اخلاقی را هدف قرار می‌دهد و تردیدی نیست که دعوا ـ از هر جنس آن ـ در اصول اخلاقی امری مذموم و ناپسند است.
اما فارغ از این تحلیل اخلاقی و انسان‌محور، ماه مبارک رمضان تنها فرصتی است که شخصیت‌های گوناگون سیاسی از نحله‌ها و گروه‌ها و جریان‌های متکثر و متفاوت و گاه متعارض سیاسی کنار یکدیگر جمع شده و فرصت گفت‌وگوهایی دوستانه را پیدا می‌کنند. میهمانی‌هایی که اگر با اهداف سیاسی هم برگزار شود، باز این اهداف سیاسی در لایه‌های درونی‌تر جای می‌گیرند و چندان امکان ظهور و بروز پیدا نمی‌کنند. از این منظر، شاید ماه مبارک رمضان تنها زمان و فرصتی است که ارباب سیاست، ردای سیاست‌ورزی از تن به در می‌کنند و در مقامی دیگر، از منظری دگرسان به رقبای دیروز و فردا نگاه می‌کنند.
لیکن به دلیل همین ماهیت نخست اخلاقی و سپس دوستانه است که به طور معمول این رویکردها در همین ماه رمضان باقی می‌ماند تا ماه رمضان سال آینده و میهمانی‌هایی تازه؛ اما نباید فراموش کرد که مسئله گفت‌وگوی ملی و حتی آشتی ملی، به غایت از این دست مفاهیم فراتر و توجه به آن ضروری‌تر است.
اشکالی که در این میان رخ می‌نمایاند، خروج پتانسیل‌های خرد لازم برای تحقق این مسئله در چنین رخدادهایی است. در حقیقت این میهمانی‌ها و سخنانی که در این ایام از زبان‌ها بیرون می‌آید، ظرفیت اراده جمعی منسجم به منظور دستیابی و نیل به این هدف را از میان برمی‌دارد.
همان‌طور که بسیار گفته شده است، کشور امروز در شرایط جنگی به سر می‌برد. خواه این جنگ اقتصادی باشد یا نظامی، تفاوت چندانی ندارد. در حقیقت آحاد جامعه و به‏ویژه فعالان سیاسی و اجتماعی باید بیش از گروه دیگری برای حضور در این عرصه آمادگی کسب کنند.
نخستین راهبرد دستیابی به این آمادگی هم به حداقل رساندن اختلاف‌نظرها و وسعت بخشیدن به اشتراک‌ها است. این راهبرد نه‌تنها نخستین، بلکه اصلی‌ترین راهبرد و استراتژی ممکن برای رسیدن به این هدف تلقی می‌شود.
در این میان باید توجه شود که جریان‌های تندرو و رادیکال در هر دو سوی جریان‌های سیاسی کشور، از این گفت‌وگوی ملی مستثنی هستند. چه این‌که طیف‌هایی از این دست هویت خود را در جدال با گروه رقیب و دیگر فعالان سیاسی و اجتماعی تعریف می‌کنند. لذا بدون منازعه با دیگر فعالان سیاسی داخل کشور اساسا هویتی نخواهند داشت. از این رو، منازعه، درگیری و اتهام‌زنی برای این عده به مثابه شریان حیاتی غیرقابل عبور تعریف شده و ماهیت عبور از آن را هرگز پیدا نمی‌کنند.
ماجرای گفت‌وگوی ملی زمانی می‌تواند شکل و رنگ حقیقی و واقعیت عینی در سپهر سیاست ایران پیدا کند که طیف‌های میانی هر دو جریان عمده سیاسی کشور تلاش کنند تا نسبت به ایجاد آن اهتمام جدی پیدا داشته باشند. در حقیقت نطفه اولیه و اصلی گفت‌وگو و آشتی ملی تنها و تنها در بین طیف میانی، معتدل و عقلائی سیاسی کشور قابل ردیابی و جست‌وجو است. از این منظر، باید دانست مادام که ضرورت مسئله گفت‌وگوی ملی در میان این طیف به عنوان یک اصل الزامی موردتوجه واقع نشود، نمی‌توان و نباید انتظار تحقق چنین مسئله مهمی را داشت. مسئله‌ای که بی‌هیچ تردیدی عبور سالم و امن کشور از شرایط خطیر فعلی را تضمین می‌کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام