EBTEKAR NEWSPAPER
دوشنبه, 27 آبان 1398   Monday 18 November 2019

سرمقاله

تصمیمات با روش شوک‏درمانی‏

محمدعلی وکیلی

در زمان تکنولوژی‏های پیچیده جاسوسی و اطلاعاتی که دوران زوال کنترل هم نامیده می‏شود، بسیار عجیب می‏نماید که در آب‏های بین‏المللی و با هر جای دیگر نفتکش‏هایی منفجر شود که صاحبان آنها از دولت‏های مستقر است و پرچم تردد دارد و کسی تولیت آن را نپذیرد و بسیار مرموز است که زنجیره‏وار شاهد وقوع چنین اتفاقاتی باشیم. در تحلیل اتفاق، پاسخ به بعضی از سوال‏ها می‏تواند موضوع را تا حدی ردیابی و مشخص کند.
1 -چه کسی از انفجار نفتکش‏ها ضرر و آسیب می‏بیند؟
۲- کدام کشور از این اتفاق می‏تواند نفع ببرد؟
٣- کدامین کشورها با سازمان‏های تروریستی در معرض اتهام هستند؟
4 -هم‏زمانی انفجار مذکور با سفر نخست‏وزیر ژاین که برای اولین‏بار بعد از انقلاب اسلامی، از ایران بازدید می‏کند و حامل پیام از سوی رئیس‏جمهور ایالات متحده آمریکا است، چیست؟
و در پایان خاورمیانه ناامن و مختل در انتقال انرژی، چه کشورها یا دولت‏هایی را در معرض تاثیر و تاثر قرار می‏دهد؟
آنچه که در نگاه اول مسلم و بدیهی به نظر می‏رسد این است که هیچ کشوری به خاطر قباحت اقدام حاضر به پذیرش مسئولیت این عمل نیست، اما دولت‏هایی چون عربستان سعودی، امارات متحده عربی، ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران با اتهامی که به هم وارد می‏کنند بازیگران این صحنه‏اند.
ماجراجویی محمد بن سلمان، ترامپ، نتانیاهو، محمد بن زائد تا حال ثابت شده است، دور زدن قوانین اقدام سخیف بن سلمان در کنسولگری عربستان سعودی و قتل خاشقجی، بازی سیاسی با تجارت در سطوح متفاوت، اعدام‏های دسته‏جمعی، نمایش‏های سیاسی بخشی از هویت دیپلماتیک کارگزاران فوق الا‏شاره است. آیا حسن روحانی در این سطح هم‏قد آنهاست؟ و هنگامی که به دلایلی میهمانی دارد که دنیا متوجه مبادله آنهاست، نیازی به انفجار تانکرهای نفتی دارد که موضوع را تحت‏الشعاع قرار دهد و به طاق نسیان بعد دیگر تحلیل به پیامدها و آثار نزدیکی ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بر‏می‏گردد.
در هر برهه‏ای از زمان که منازعه آمریکا و ایران به سطح مدیریت می‏رسد در منطقه و یا جهان اتفاق غیرمنتظره و پر‏رازو‏رمزی به وقوع می‏پیوندد.
عربستان سعودی، رژیم غاصب صهیونیستی و معاندان جمهوری اسلامی در مواقعی که رابطه آمریکا و ایران سمت‏و‏سوی حل مسئله پیدا می‏کند اوضاع‏شان وحشتناک به هم ریخته و بدعهدی‏های آنها شروع می‏شود.
اقدام غیرمتعارف و ناسازگار با قوانین بین‏المللی در چنین شرایطی شاید موضوعیت یابد و کمین واقعی برای شناخت عاملان ماجراجو همین جا باشد. البته رابطه آمریکا و ایران علاوه بر بد‏عهدی از سوی ترامپ که به جد از آداب دیپلماسی خارج است، برای مدیریت مشارکتی با موانع تاریخی مواجه است و در حال حاضر نیز طرفین باید مجاب‏گر مسائل و مشکلاتی باشند که سایه بر شکاف بسیار بزرگی بین دولتین انداخته است که روزبه‏روز عمق پیدا می‏کند.
سرنوشت جنبش‏های منطقه‏ای و آزادی‏بخش چون حزب‏الله، حماس و انصار‏الله و توجه به انتظارات متحدان مثل روسیه، چین و سایر کشور‏های جهانی برای جمهوری اسلامی حائز اهمیت است. آمریکا هم عملیات خود را در این سطح با رژیم صهیونیستی اسرائیل و نظام قبیله‏ای عربستان و حتی کوچولوهای خلیج‏فارس هماهنگ می‏کند اما نکته باریک‏تر از مو اینجاست که چرا توازن مورد اشاره جوابگوی نیازهای دیپلماتیک نیست و یکی از طرفین به آشفتگی، پنهان‏کاری و ماجراجویی دست می‏زند. با این اوضاع و احوال باید صادقانه عنوان کرد ماجراجویی‏های مذکور در شان کدام دولت قابل توجه است و متهم واقعی کیست؟
جهانبخش محبی‏نیا


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام