EBTEKAR NEWSPAPER
دوشنبه, 28 مرداد 1398   Monday 19 August 2019

سرمقاله

عیدی برای زدودن ناهنجاری‏ها و تهدیدها

سیده فاطمه ذوالقدر

از بدو پیدایش مفهوم اصلاح‌طلبی در ادبیات سیاسی، این جریان فکری همواره مخالفان قسم‌خورده‌ای داشته است. مخالفان و حتی دشمنانی که سعی کرده‌اند طی بیش از یک قرن گذشته هر نوع اتهامی را متوجه آن کنند یا نسبت‌هایی ناروا و ناصواب به آن بدهند. گاه هم تلاش کرده‌اند تا با قلب واقعیت و مفهوم عمیق اصلاح‌طلبی، این جریان را به اصلاحات عملگرایانه (پراگماتیستی) نسبت دهند. حال آن‌که هیچ نسبتی میان دو مفهوم وجود نداشته و انگیزه‌ها و انگاره‌های هر کدام تفاوت‌های آشکاری با یکدیگر دارند.
در سپهر سیاست ایران هم وضع، تفاوت چندانی با شرایط بین‌المللی و تاریخچه شکل‌گیری اصلاح‌طلبی نداشته است. بسا مدعیانی که در طول تاریخ معاصر این مرزوبوم بر اصلاح‌طلبی تاخته‌اند؛ برخی از موضع یک فرضیه اعتقادی و در بستری ایدئولوژیک و بعضی دیگر از منظر طولانی‏کردن مسیر تغییرات، حمله به جریان اصلاح‌طلبی را در دستور‏کار قرار داده‌اند.
البته به این مجموعه باید فرصت‌طلبان و کاسبان شرایط بحرانی و خطرخیز را هم اضافه کرد. کاسبانی که در اثر ایجاد فضاهای رانتی در نتیجه انزوای بین‌المللی کشور به نان و ننگی می‌رسند. این موضوع اما منحصر به ایرانِ پس از انقلاب نیست. چه بسیار مواردی که می‌توان در مخالفت با اصلاح‌طلبی پیش از انقلاب اسلامی هم جستجو کرد. اتهامات نادرست و ناروایی که به این گروه وارد آمد و صدای آن‌ها که هرگز شنیده نشد.
با این اوصاف، اما شرایط فعلی ایران و موقعیت اصلاح‌طلبان در این شرایط، با همیشه متفاوت و متمایز است. مطالعه اجمالی موقعیت اصلاح‌طلبان در میدان سیاست‌ورزی کشور نشان می‌دهد که این جریان فکری توانست پس از یک دوره فترت هشت‏ساله از تمام نهادهای قدرت و در شرایطی که بسیاری از تئوریسین‌ها، نظریه‌پردازان و کنش‌گران آن یا در زندان بودند، یا ساکت و صامت شده بودند و یا ناامیدانه تحولات سیاسی و اجتماعی کشور را نظاره می‌کردند، به یکباره موفق شدند با کسب پیروزی در چهار انتخابات ـ البته در ائتلاف با اعتدال‌گرایان ـ احیا شده و به صحنه قدرت بازگردند.
وضعیتی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 92 و در پی آن انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در سال 94، امیدهای فراوانی را در بدنه اجتماعی هوادار این جریان پدید آورد. این پیروزی‌ها در پیوند با انتخابات سال 1396 و کسب دوباره کرسی ریاست‏جمهوری توسط کاندیدای ائتلافی آن‌ها، موقعیتی کم‌نظیر و باورنکردنی را برای اصلاح‌طلبان به وجود آورد. این شادی البته دوامی نیافت و با آغاز مجموعه اعتراض‌های دی‏ماه همان سال، در پی آن خروج ایالات متحده از توافق هسته‌ای (برجام)، افزایش یکباره و ناگهانی بهای ارز و کالاهای اساسی و ناکارآمدی دولت و مجلس در مدیریت شرایط ایجادشده، موجی سنگین از اتهام‌زنی و انتقاد و تخطئه روانه اردوگاه اصلاح‌طلبان شد.
در این میان فقر تئوریک، ضعف مدیریتی، ناکارآمدی اجرایی و ملاحظه‌کاری بیش از حد بزرگان و زعمای اصلاح‌طلب، عرصه را برای این جریان سیاسی بیش از هر زمان دیگری تنگ کرد. حالا کار به جایی رسیده است که هر کلام و سخنی که از این اردوگاه به گوش می‌رسد با موجی از حملات بزرگ و کوچک در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های عمومی روبه‌رو می‌شود.
به نظر می‌رسد جریان اصلاح‌طلبی این روزها بیش از هر زمان دیگری به «بحران گفتمانی» رسیده است. جریانی که توان دفاع از عملکرد و برنامه‌هایش را از دست داده و روزبه‌روز پایگاه اجتماعی خود را از دست می‌دهد. ناگفته نماند که این پایگاه اجتماعی هرگز به سوی جریان اصولگرا متمایل نمی‌شوند، چرا که بخش اعظمی از هواداران اصلاح‌طلبی در کشور با عبور از اصولگرایان به اصلاح‌طلبان رسیده‌اند. این موضوع حکایت از آن دارد که تضعیف اصلاح‌طلبی، تضعیف کلیت نظام را در پی خواهد داشت. هر چند ممکن است تندروها به این مسئله باور نداشته باشند، اما این مسئله یک واقعیت عینی و غیرقابل انکار است.
بررسی شرایط و موقعیت خطیر اصلاح‌طلبان نشان می‌دهد که یکی از بزرگ‌ترین مشکلات آن‌ها، عدم استفاده و بهره‌مندی از موقعیت‌های به‏دست‏آمده است. اصلاح‌طلبان حاضر در عرصه قدرت یا نخواستند، یا نتوانستند پاسخگوی مطالبات و خواسته‌های گروه‌های اجتماعی متمایل به خودشان باشند. آن‌ها تعریفی دقیق از چرایی نزدیکی به قدرت و ماموریت‌های ابلاغی از سوی جامعه رای‌دهندگان به دست ندادند. مجموعه این مسائل و سکوت‌های بی‌معنای معنادار بزرگان اصلاح‌طلبی در کشور موجب شده است تا امید بسیاری از رای‌دهندگان به ورطه ناامیدی کشیده شود. مجموعه این عوامل، توجه جدی و بازخوانی تئوری‌های مورد استفاده در این جریان را به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل می‌کند.
شاید لازم باشد تا اصلاح‌طلبان بازتعریف تازه‌ای از نسبت این جریان با بدنه اجتماعی ـ طبقه متوسط نحیف‌شده جامعه ایرانی ـ و حضور در نهادهای قدرت داشته باشند. آن‌ها باید دریابند که حضور در نهاد قدرت هدف نیست و جامعه رای‌دهندگان هرگز با هیچ جریان سیاسی عقد اخوت نبسته‌اند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام