EBTEKAR NEWSPAPER
جمعه, 15 آذر 1398   Friday 6 December 2019

سرمقاله

چرا باید برجام را حفظ کنیم؟

محمدرضا ستاری

گروه فرهنگ‏و‏هنر – رضا دهکی: دو شخصیت نمایش مشغول صحبت هستند. یک نفر وارد اتاق می‌شود. این صدای در است که باعث می‌شود ورود نفر سوم را درک کنید. نمایش با قدم زدن یک نفر در پارک ادامه دارد، دیگری از دور دوان‏دوان به او نزدیک می‌شود. این صدای قدم‌هایش است که نزدیک شدن او را به شما اعلام می‌کند. اما در نمایش رادیویی که بازیگران روی صندلی‌های‏شان پشت میکروفون نشسته‌اند، این صداها چگونه ساخته می‌شوند؟ پاسخ در کار فردی است که او را در ابتدای نمایش‌های رادیویی با نام «افکتور» معرفی می‌کنند.
شغل افکتوری تنها مربوط به نمایش‌های رادیویی نیست. در نمایش‌های زنده و حتی فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی نیز بسیار از هنر افکتورها استفاده می‌شود. در این میان، برخی از صداهای اضافه‏شده به صحنه، صداهای ضبط‏شده دیجیتال یا ساوند افکت هستند. با این حال، اگر تنها تصور کنید که در صورت استفاده صرف از آرشیو صدای دیجیتال، اولا به چه حجمی از فایل‌های صدای گوناگون نیاز است و ثانیا، این صداها باید از لحاظ نکات گوناگون اعم از مدت زمان، دوری و نزدیکی، قوت و‏... با صحنه سازگار باشند و البته اگر قرار باشد تنها از آن‌ها استفاده شود، مسئله تکرار استفاده در نمایش‌ها و فیلم‌های گوناگون توی ذوق خواهد زد، آن گاه متوجه خواهید شد که نقش افکتور در شکل‌گیری این صداها چقدر مهم است.
از سیم مفتول داغ و تن ماهی تا کاج و صدای پای سوسک!
شاید شما هم تصاویری از فیلم «میکس» ساخته داریوش مهرجویی را به یاد داشته باشید. داستان این فیلم، ماجرای گروه فیلمسازی بود که در شرایط آغاز جشنواره فیلم فجر، هنوز مراحل فنی فیلم‏شان به پایان نرسیده است. در بخشی از ماجرا، حاشیه صدای تکه‌ای از فیلم دچار مشکل می‌شود و گروه فیلمسازی مجبور به ضبط و صداگذاری مجدد آن هستند. در این میان تلاش صداگذاران برای بازسازی صداهایی مثل باران جالب توجه است؛ آن جا گروه صداگذار مشغول ضبط صدای جلز ولز سیم مفتول فلزی داغ شده در روغن یک تن ماهی باز شده است! اگر بخواهید تصوری از کار افکتور در ذهن‏تان ایجاد شود، می‌توانید آن صحنه را در ذهن‏تان مرور کنید. با این حال امروز ویدئوهای جذابی از کار افکتورها پشت صحنه فیلم‌ها و نمایش‌های زنده و رادیویی در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مثل یوتیوب یافت می‌شود. در این ویدئوها شما خواهید دید که بستر راه رفتن برای صداهای پای گوناگون چگونه تولید می‌شود، حالت‌های مختلف صدای آب چگونه ایجاد می‌شود، درها چگونه باز و بسته می‌شوند، زرورق‌های در پیچ‏و‏تاب چگونه صدای آتش را تداعی می‌کنند، مخروط کاج چطور صدای پای سوسک را ایجاد می‌کند و با نمک چه صداهای بارانی می‌شود تولید کرد!
افکتور یا فولی آرتیست؟
شاید برای صحبت کردن درباره افکتورها و نقش آن‌ها در نمایش‌های رادیویی، هیچ‏کس بهتر از فرشاد آذرنیا نباشد. او از قدیمی‌ترین افکتورهای فعال در رادیو است که از سال 1367 و در 22 سالگی وارد این حرفه شده و هنوز هم فعال است. آذرنیا بعد از یک دوره آموزشی دو ماهه زیر نظر عبدالعلی کمالی و سپس با تکمیل آموزش توسط مهدی شرفی، از افکتورهای قدیمی رادیو، وارد این کار شده است. او در حالی که مشغول کار در استودیو است، حاضر می‌شود به سوالات ما پاسخ دهد. آذرنیا در ابتدای صحبت‌هایش به یک نکته اشاره می‌کند: «اول از همه من یک غلط مصطلحی را اصلاح کنم. به شخصی که داخل استودیو صدا تولید می‌کند، افکتور نمی‌گویند. این شخص نامش «فولی آرتیست» یا «هنرمند فولی» است. این نامگذاری به بزرگداشت جک فولی انجام شده است که در سال 1923 در انگلستان اولین بار برای تولید یک صدا، از یک‏سری وسایل که مربوط به آن صدا نباشد استفاده کرد. به عنوان مثال او نمک را روی طبل می‌ریخت تا صدای باران تولید شود و به این شکل صداهای ارزان‏تری نسبت به زمانی که تجهیزات صدابرداری را برای ضبط صدای باران ببرند یا منتظر بارش باران بمانند، در استودیو تولید کرد. به افتخار این فرد، نام این هنر را «فولی» گذاشتند و کسی که این کار را انجام می‌دهد «فولی آرتیست» نام دارد. در نتیجه باید روشن کرد که افکتور با فولی آرتیست فرق دارد، اما به هر حال این غلط مصطلح و رایجی است که در نمایش‌های رادیویی، فولی آرتیست را با عنوان افکتور معرفی می‌کنند». جالب این جاست که جک فولی بعدها به استودیوی فیلمسازی یونیورسال می‌پیوندد و هنر خود را در سینما هم عرضه می‌کند. با این حال استفاده از این هنر در رادیو و به‏ویژه نمایش‌های رادیویی همچنان چشمگیرتر است. آذرنیا درباره دلیل این موضوع می‌گوید: «رادیو باید رسانه ارزانی باشد و ذات آن ارزانی است. به همین دلیل هم هست که در رادیو آهنگساز نداریم و از موسیقی انتخابی استفاده می‌شود. استفاده از فولی آرتیست هم راهکار ارزانتری برای تولید صداهای گوناگون دانسته می‌شود».
اما نقش افکتورها در نمایش‌های رادیویی چقدر مهم است؟ آذرنیا در این باره پاسخ می‌دهد: «نقش افکتور در نمایش رادیویی نقشی حیاتی است. شاید عده‌ای بگویند امروز که عصر دیجیتال است، چرا تولید این صداها را به صورت دیجیتالی انجام ندهیم؟ پاسخ من این است که اگر فقط صدای پا را به عنوان پر‏استفاده‌ترین صدای تولید شده در نمایش در نظر بگیریم، برای درست کردن آرشیوی از آن تنها به چندین ترابایت فضای ذخیره‌سازی نیاز داریم. اما یک فولی آرتیست انواع صدای پا را به راحتی و با ارزانی در استودیو تولید می‌کند. هر چه تجربه و تبحر فولی آرتیست بیشتر باشد، می‌تواند جای افراد مختلف و با حالت‌های گوناگون حرکت کند. صدای راه رفتن یک زن، یک بچه، آدمی که پایش مشکل دارد، در زمین‌های گوناگون مثل جنگل، بیابان، صخره و ... متفاوت است و تصور کنید در صورت استفاده از آرشیو، چه حجم آرشیوی باید فقط برای همین یک صدا ضبط شود. همین ماجرا درباره صدای در هم هست. رفتار هر کسی با در، در آرام یا محکم بستن و جنس در و این که مثلا فلزی یا چوبی باشد، در صدای تولید شده موثر است». وی یادآور می‌شود: «صداهایی که مربوط به فولی می‌شوند اصلا آرشیو ندارند و نمی‌توان از آرشیو استفاده کرد و این کار به نوعی دور از عقل و منطق به نظر می‌رسد. البته صداهای آژیر و مانند آن جزو فولی حساب نمی‌شوند». با این حال به نظر می‌رسد داشتن آرشیوی خوب از صداهای گوناگون می‌تواند هم به افکتور در تولید صدا کمک کند و هم گاه برخی نیازها را برطرف کند.
سوالی که شاید در ذهن شکل گیرد، این است که کیفیت کار یک افکتور یا فولی آرتیست را چگونه می‌توان سنجید؟ یا به بیان دیگر معیار بهتر بودن یک افکتور نسبت به دیگری چیست؟ این هنرمند فولی رادیو در پاسخ به این سوالات تاکید می‌کند: «اگر چشم‌ها را ببندیم و گوش کنیم باید بتوانیم آن صدا را تصور کنیم. مثل در مورد صدای پا، باید بتوانیم تصور کنیم که این صدا متعلق به کدام کاراکتر است. شنونده نباید حس کند که فرد دیگری دارد جای کاراکتر راه می‌رود و اگر این اتفاق افتاد، یعنی افکتور کارش را درست انجام نداده است». وی در این میان تصریح می‌کند که سخت‌ترین کار در افکتوری، راه رفتن است و بقیه صداها این قدر سخت نیست. آذرنیا تاکید می‌کند: «همه صداها به طور همزمان با نمایش تولید می‌شود و البته می‌توان بعدا صداهای دیگری را هم اضافه کرد. این خلاقیت افکتور است که با افزایش تجربه‌اش اندک اندک سختی کار تهیه‌کننده را کم می‌کند. مثلا او از قبل مجموعه‌ای از صداهایی مثل زنگ در را در استودیو آماده می‌کند که تهیه‌کننده دنبال صدای زنگ در نگردد».
افکتوری و آموزش سینه به سینه‌ای که قطع شده است
اگر شنونده نمایش‌های رادیویی باشید، به غیر از فرشاد آذرنیا، چندین نام را بیشتر شنیده‌اید. محمدرضا قبادی‌فر و نرگس موسی‌پور از جمله این نام‌ها هستند. آذرنیا درباره تعداد فولی آرتیست‌های رادیو می‌گوید: «هنرمندان بسیاری داریم که نام‏شان شنیده نشده یا کمتر شنیده شده است. بسیاری هم مدت کوتاهی به این کار مشغول بودند و رفتند. مثلا مهرداد مهماندوست که الان کارگردان و بازیگر نمایش‌های رادیویی است، قبلا افکتور بوده و حتی آقای قبادی‌فر را ایشان آموزش دادند. نازنین حسن‌پور و مهدی افشین‌نژاد هم هستند». او اشاره می‌کند: «تعداد افکتورها کافی نیست و آموزشی هم در حال حاضر داده نمی‌شود. البته دلایل اداری این موضوع را نمی‌دانم. زمانی اداره رادیو می‌گوید تا مدتی کسی وارد نشود و دلیل آن را مدیران می‌دانند. خارج از رادیو هم مجموعه‌ای را ندیدم که آموزش افکتوری دهند و این کار تنها در رادیو به صورت سینه به سینه انجام می‌شود». این افکتور نمایش‌های رادیویی یادآور می‌شود: «البته الان عصر ارتباطات است و اگر فردی به این کار علاقه‏مند و پویا باشد، می‌تواند در اینترنت اطلاعات زیادی در این باره جمع کند. اما کار عملی تنها در استودیو انجام می‌شود و باید مثل وقتی که فردی برای آموزش شنا می‌رود، در آب باشد و حتی این وسط چند قلپ آب هم بخورد تا شنا را یاد بگیرد، علاقه‏مند به یادگیری افکتوری هم باید در استودیو با کار آشنا شود». او اشاره می‌کند که خوشبختانه تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌ها آدم‌های صبوری هستند که اشتباهات را تحمل و آن را اصلاح می‌کنند. آذرنیا در این باره از تجربه خودش در شروع کار مثال می‌آورد: «شخصا در این زمینه شانس آوردم، زیرا کارم را با مجموعه «صبح جمعه با رادیو» و مرحوم منوچهر نوذری و سعید توکل به عنوان تهیه‏کننده آغاز کردم. آن‌ها اختیارات زیادی به من به عنوان افکتور دادند و همین باعث شد که بسیار یاد بگیرم و بیاموزم». او در پایان اضافه می‌کند: «این کار همیشه برایم جذاب بوده و هیچ‏وقت چالش‌های این کار کهنه و تکراری نمی‌شود. هر زمانی که با صدا بتوانم تصویر ایجاد کنم و مثلا با دو پوست نارگیل، صدای چهارنعل رفتن یک اسب را تداعی کنم، لذت می‌برم. خودم به این کار می‌گویم طراحی تابلوی صوتی».
شاید حالا دیگر از این پس نمایش‌های رادیویی را به گونه دیگری بشنوید و دنبال کنید. وقتی بدانید صداهای نمایش چگونه ساخته شده‌اند، تجربه جدیدی از شنیدن را خواهید داشت. تیک تیک تیک... این صدای دکمه‌های کیبورد در حال تایپ‏کردن کلمات پایانی این گزارش است!


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام