EBTEKAR NEWSPAPER
شنبه, 30 شهریور 1398   Saturday 21 September 2019

سرمقاله

شفافیت؛ رویه سکه پاسخگویی

محمدعلی وکیلی

الهام برخوردار
داستان محافظه‌کاری، داستانی به قدمت تاریخ بشر است. بنا بر آنچه از لغت محافظه‌کاری استیفا می‌شود، این لغت به معنای تلاش برای محافظت از آن چیزی است که در وضعیت موجود جاری و ساری است. اما محافظه‌کاری در معنا و مفهوم سیاسی آن‌ چه زمانی به وجود آمده است؟ برای پاسخ به این سوال باید به سال‌هایی برگردیم که هنوز بحث‌ها و جدل‌ها بر سر انقلاب فرانسه بسیار بود؛ یعنی به سال‌های ۱۷۹۰. اما در ادامه تعابیر مختلفی از این واژه شد. محافظه‌کاران در غرب عمدتاً راستگرا تعریف و تلقی می‌شوند و در کل محافظه‌کاری یک فلسفه سیاسی ‌است‌ که‌ دفاع‌ از نوعی ارزش‌ها یا حفظ وضع موجود را الزامی می‌داند. اما در ایران ماجرا فرق می‌کند و برداشت‌های متفاوتی از این مفهوم می‌شود. اینکه آیا در جامعه ایران، در قلمرو فرهنگ و اقتصاد و سیاست‌ محافظه‌کاری وجود دارد یا خیر، به میزان وسیعی به تعریف محافظه‌کاری بستگی دارد.
محافظه‌کار معتقد به حفظ سنت‌های رایج و جا افتاده از لحاظ سیاسی و اجتماعی است‌ به این معنا که در همه سطوح کسانی یافت می‌شوند که محافظه‌کارند، اما محافظه‌کاری در کشور ما با تحجر و واپس‌گرایی تلازم یافته است و البته دید مثبتی در‌مورد آن وجود ندارد. درواقع در کشور بدون اینکه شناخت کامل از آن داشته باشند، ما می‌بینیم که تعارف مختلفی از این واژه شده است. حتی در برهه‌ای از تاریخ کشورمان خطاب کردن افراد و یا گروهی سیاسی به عنوان محافظه‌کار، دشنام محسوب می‌شد. در ایران هرگاه بخواهند فردی را در سیاست یا جامعه «محاسبه‌گر»، «منفعت‌طلب» یا حتی «ترسو» بدانند به او محافظه‌کار می‌گویند‌ درحالی که این مفهوم در غرب به جریانی اطلاق می‌شود که خود طرفدار ارزش‌ها و سنت‌های یک جامعه باشد.
محافظه‌کاری در غرب
محافظه‌کاری دکترینی است که معتقد است قابل اتکاترین راهنما برای دولت، گرچه نه تنها راهنما، آن است که مراقب باشد آنچه که تاکنون مستقر بوده، دچار وقفه نشود. گفته می‌شود محافظه‌کاری یک ایدئولوژی است که در غرب مبلغ توازن، نظم، سنت، فردگرایی و قانون طبیعی است. البته بر این اساس محافظه‌کاری ایدئولوژی‌های مختلفی را در‌بر می‌گیرد؛ مثل محافظه‌کاری دینی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی. محافظه‌کاری‌‌(conservatism) از ریشه conservare به معنای محافظت آمده است. رادیکالیسم (Radicalism) به معنای افراطی‌گری، تندروی‌ و به معنای طرفداری ‌از تغییرات ریشه‌ای و بنیادی است. ریشه آن عبارت یونانی Ridix است.
محافظه‌کاری جامعه را به عنوان درختی فرض می‌گیرد که رشد می‌کند، از آن رو است که ترجیح می‌دهد شاخ‌وبرگ‌ها را هَرس کند تا به ریشه‌های اصلی که مورد توافق‌اند برسد. بنابراین به طور هماهنگ و در کلیتی منسجم، همه آن‌هایی که محافظه‌کار هستند با تغییر انقلابی جامعه مخالفند. از این‌ رو است که باید گفت محافظه‌کاری یکی از سه نظریه اصلی در سنت سیاسی اروپا است که هر‌کدام می‌تواند به نحوی قابل قبول، مدعی مرکزیت در این سنت باشد. بنا‌بر آنچه پیش‌تر گفته شد، ماهیت واکنش‌های محافظه‌کارانه نسبت به تغییر و تحول، بسیار گوناگون و حتی در بعضی اوقات متضاد بوده است. در زمانی محافظه‌کاری در واکنش به روند شتابان تغییر و تحول در ساحت سیاست، شکلی سنت‌گرایانه یا واپس‌گرایانه به خود می‌گیرد و ناگزیر تن به نوحه‌سرایی‌های نوستالژیک هم می‌دهد. از دیگر سو نیز محافظه‌کاران با پذیرش اصل تبدیل و تحول تلاش می‌کنند این نکته را جا بیندازند که تغییر و تحول تنها باید به‌صورت تدریجی و به شیوه‌‌ای تکاملی صورت بگیرد.
برداشت‌ متفاوت از محافظه‌کاری در ایران
برداشت‌ها و تعاریف متعددی از محافظه‌کاری در سیاست ایران وجود دارد. برای مثال برخی فعالان سیاسی در ایران معتقدند که محافظه‌کار کسی است که شرایط موجود را حفظ می‌کند، برای آنکه به قدرتی که وی در آن نقش دارد‌ آسیبی وارد نشود. او گمان می‌کند با تغییر وضع موجود، به وی آسیب می‌رسد. به همین وجه، احزابی را می‌توان محافظه‌کار خواند که از چرخش نخبگان در بافت قدرت جلوگیری می‌کنند. در مقابل عده‌ای دیگر بر این باورند که عده‌ای سکولار که به دنبال تغییر مبانی انقلاب هستند برای تخریب جریان اصولگرا از این واژه استفاده می‌کنند. همچنین برخی دیگر می‌گویند این مفاهیم در فرهنگ سیاسی و فلسفی غرب ظهور یافته‌اند و وارد کردن این‌ها به عرصه سیاسی و فکری کشور، مانند پیوند زدن عضوی به یک بدن است که غیرقابل پیوند است.
در همین راستا برخی فعالان سیاسی و رسانه‌ای نیز بر این باورند که نباید این اصطلاحات را که در جریانات فلسفی غرب معنا یافته‌اند در ایران برای وصف منش‌های سیاسی به کار ببریم‌ چرا که سنخیتی با فضای سیاسی کشور ندارد. اگر معنی «محافظه‌کاری» را به معنای «حفظ وضع موجود» بگیریم‌ که متضمن عدم تغییر و عدم نیاز به تحول است، در ایران چنین تشکلی وجود دارد.
در ادامه تعاریف و برداشت‌های مختلف از این واژه در عرصه سیاست‌ورزی امروز کشور، برخی افراد حاضر در دو جزب ریشه‌دار و مسلط در کشور (اصلاح‌طلبان و اصولگرایان) معتقدند عده‌ای از افراد از هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا از اصول اولیه خود به عنوان نوعی مرامنامه سیاسی تا قدری عدول کرده‌اند و به‌ میانه‌روی متمایل شده‌اند. چه اتفاقی افتاده است که چنین برداشتی از این واژه در عرصه سیاسی کشور می‌شود و به این افراد برچسب ترسو بودن و محاسبه‌گری می‌زنند؟ محمدتقی رهبر، عضو جامعه روحانیت مبارز در پاسخ به «خبرآنلاین» می‌گوید: اینکه برخی بخواهند نان را به نرخ روز بخورند و با همه برای نیل به منافع خود کنار بیاید، این محافظه‌کاری غلطی است. البته گاهی انسان بر اصول خود پایبند است اما برای اینکه اختلاف در جامعه کمتر شود می‌کوشد تا نوعی وحدت و انسجام ایجاد شود.
با این تعاریفی که در بالا اشاره شد، مشخص است که در کشور برداشت چندان مناسبی از این واژه در عرصه سیاسی نمی‌شود. با توجه به تعابیر مختلفی که در سطح دنیا از این واژه می‌شود، مشخص است که چنین برداشت‌ها‌ی متفاوتی نسبت به آن وجود داشته باشد. اما نکته‌ای که در کشور ما خیلی پررنگ است دید بسیار منفی در رابطه با «محافظه‌کاری» است. محافظه‌کاری هم می‌تواند یک بار معنایی مثبت داشته باشد و تواماً می‌تواند معنی منفی را در‌بر گیرد. اما سوال اینجا است که چه اتفاقی افتاده است که تا این حد نسبت به آن بدبین هستیم؟ مفهوم محافظه‌کاری درست تعریف شده است؟ آیا فرهنگ موجود در فضای سیاسی کشور زمینه چنین برداشتی را فراهم کرده است؟ چرا این مفهوم در غرب به جریانی اطلاق می‌شود که خود طرفدار ارزش‌ها و سنت‌های یک جامعه باشد، اما در ایران به جریانی گفته می‌شود که به‌زعم آنها فرصت‌طلب است؟ همه اینها سوالاتی است که تاکنون پاسخ درست و متقنی از سوی فعالان و تئوری‌پردازان سیاسی به آن داده نشده است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام