سرمقاله

در دوران تغییر نقطه ثقل اقتصاد جهانی باید از تک تک فرصت‌ها بهره برد

پیمان مولوی

زهرا داستانی
رئیس سازمان محیط‌زیست ایران باید در چه قامتی نقش ایفا کند؟ آیا باید در جایگاه یک کنشگر محیط‌زیستی قرار گیرد یا نماینده دولت‌‌ها یا صدای طبیعت ایران؟ عیسی کلانتری در کدام یک از این جایگاه‌ها نقش خوبی ایفا کرده است؟
«هیچ چیز سر جایش نیست. من نباید اینجا باشم. من باید آن طرف اقیانوس الان در مدرسه باشم. در مقابل شما به ما جوان‌ها چشم امید دوخته‌اید. چطور رویتان می‌شود؟ مردم دارند جانشان را از دست می‌دهند. اکوسیستم‌ها یکجا در حال فروپاشی هستند. انقراض انبوه شروع شده و شما فقط می‌توانید از پول و رشد بی‌وقفه اقتصادی حرف بزنید. چطور رویتان می‌شود؟»؛ این‌ها بخشی از جملاتی است که چند روز پیش دختر ۱۶ ساله‌ای به نام گرتا در سازمان ملل با بغض آنها را فریاد می‌زد. سخنانی که بسیاری از سیاستمداران در سراسر جهان و حتی در ایران نیز آن را ستودند و تکرار کردند و البته برخی دیگر بر آن تازیدند. عیسی کلانتری یکی از مردان سیاستی است که این جملات را بر زبان آورده و خود در قامت یک کنشگر محیط‌زیستی ظاهر شده و به سیاست‌های اعمال شده در قبال محیط‌زیست ایران انتقاد کرده است. او گفته است: «امروز تالاب‌های ما قربانی زیاده‌خواهی‌های ما هستند. غیر از سفیدرود و کارون هیچ رودخانه‌ای زنده نیست زیرا به مقصد نمی‌رسند. همه تالاب‌های ما غیر ۲، 3 مورد همه از بین رفته بودند. ۹ هزار میلیارد تومان خرج کردیم تا توانستیم جلوی خشک شدن دریاچه ارومیه را بگیریم، برای جلوگیری از خشک شدن این دریاچه باید شهر تبریز تخلیه می‌شد که صدها میلیارد دلار هزینه داشت.» معاون رئیس‌جمهوری همچنین به معضلات زیست محیطی که شهرهای مختلف از جمله اصفهان و عسلویه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، اشاره کرده و گفته است: «بیش از 100 میلیارد دلار در صنایع عسلویه سرمایه‌گذاری شده اما ضوابط زیست‌محیطی را رعایت نکردیم و امروز برای اصلاح باید چندین برابر هزینه کنیم. اگر ضوابط زیست‌محیطی را در اصفهان رعایت می‌کردیم، امروز کوچک‌ترین آلودگی در این شهر وجود نداشت، در حالی که هوای آن به مراتب بدتر از تهران است. در تیرماه به علت تابش خورشید دمای بالای ۳۳ درجه سانتیگراد داشتیم که باید ۱۲ روز شهر تهران را به دلیل ازن سطح پایین تعطیل می‌کردیم زیرا خودروهای ساخت داخل استاندارد نیستند.»
او همچنین با انتقاد از نگاه مادی‌گرایانه در سیاست‌های کلان کشور بیان کرد: «سختگیری ما برای این است که بچه‌های شما راحت زندگی کنند. همه زندگی که تولید ریال و دلار نیست، بخشی این بوده اما بخشی نیز حفظ محیط زیست است. هیچ رودخانه‌ای در شمال کشور حتی سفیدرود نداریم که موجود زنده داشته باشد زیرا پسماندهای زباله‌ها شیرآبه‌هایی را وارد رودخانه‌ها کرده که موجود زنده را از بین برده‎ است. پسماند را در بستر رودخانه نریزید. در کردستان جلوی ایجاد معدن طلا را گرفتیم زیرا معدن طلا در بالای سد تامین‌کننده آب سقز و بانه است و سیانور به سد نفوذ می‌کند.» کلانتری بیان کرد: «رعایت ضوابط محیط زیست تنها به خاطر خود مردم است. ما ضعیف و کوچک هستیم و پاسخگوی نیازهای فراوان زیست‌محیطی کشور نیستیم زیرا کمتر از سه در هزار از بودجه کشور در اختیار ما بوده، بنابراین توانایی پاسخگویی سریع را نداریم. بالای ۹۷ تا 98 درصد سمن‌ها دلشان به حال این سرزمین می‌سوزد و تنها ممکن است تعداد کمی سیاسی باشند.» معاون رئیس جمهوری که در جلسه شورای اداری مشهد سخن می‌گفت با اشاره به اینکه شهر مشهد را با یک سال قبل نمی‌توانم مقایسه کنم، تصریح کرده است: «تمیز بودن یا نبودن معابر و خیابان‌ها یک معیار بوده و شهر شما بسیار تمیز شده است. هیچ شهر جهان مانند بیرجند تمیز نیست زیرا ملت کثیف نمی‌کنند. ما این فرهنگ را در محیط زیست می‎‌خواهیم یعنی اگر می‌خواهیم محیط زیست داشته باشیم، باید محیط انسانی آن را حفظ کنیم.» او درخصوص مناطق چهارگانه و حفاظت از آنها گفته است: «طبق قانون بیان شده که تا ۱۷‌درصد از اراضی باید برای حفظ منابع ژنتیکی، جانوری و گیاهی نسل‌های بعد دست نخورده بماند. تا صدها سال دیگر نمی‌توانند ژن را سنتز کنند. این مواد ژنتیکی باید برای استفاده نسل‌های بعد حفظ شود که مناطق چهارگانه نیز برای همین است. یکی از حقوق نسل‌های بعد حفظ طبیعی منابع ژنتیکی است. شما می‌خواهید عسل تولید کنید اما زنبور عسل مسافت طی می‌کند و ممکن است خلوص ژن وحشی را به هم بزند.»
رئیس سازمان محیط زیست کشور حتی به دفاع از محیط‌بان‌ پرداخته و گفته است: «محیط‌بان‌ها مظلوم‌ترین قشر جامعه هستند. یک کارمند 160 ساعت کار می‌کند اما یک محیط‌بان باید ۴۴۰ ساعت یعنی بیش از 2.5 برابر یک کارمند در پاسگاه‌ها زندگی کند. محیط‌بانان تنها کسانی هستند که در قبال قاچاقچیان حیات وحش دفاع می‌کنند و برای انجام وظیفه خود یا باید کشته یا قصاص شوند. اکنون سه محیط‌بان داریم که محکوم به قصاص هستند زیرا انجام وظیفه کردند. از نمایندگان مجلس سپاسگزارم که محیط‌بانان را جزو نیروهای مسلح و نیروهای نظامی دانستند.»
قرار گرفتن مسئولان و تصمیم‌گیران در قامت یک کنشگر و فعال مدنی در زمان بحران‌ و بروز مشکلات در ایران، امری تازه به نظر نمی‌رسد. بارها مسئولان مختلف در شرایطی که کشور درگیر مسائل مهم اقتصادی، اجتماعی و... است در مقام پرسشگری قرار گرفته‌اند و مطالبات مردمی را بازگو کرده‌اند. بنابراین سخن‌ گفتن در مقام یک کنشگر محیط‌زیستی نیز از سوی عیسی کلانتری امر خلاف تصور و باوری نخواهد بود. با این حال بیان این گفته‌ها از زبان او آنجا مورد انتقاد قرار می‌گیرد که شهروندان یک کشور از او به عنوان رئیس سازمانی که قرار است حافظ محیط ‌زیست ایران باشد، انتظار حل معضلات زیست‌محیطی و حفاظت از منابع طبیعی را دارند. با این حال اما او خود اذعان داشته که «سازمان محیط زیست، سازمان کوچکی بوده و ما به تنهایی نمی‌توانیم کاری انجام دهیم اما با کمک مردم می‎‌توان بسیاری از مشکلات را حل کرد. ما به هیچ وجه با صنایعی که بیش از حد نرمال مخرب محیط زیست باشند موافق نخواهیم بود. من از سال گذشته دستور صادر کردم که به هیچ وجه خارج از سواحل دریا به صنعت فولاد و پتروشیمی مجوز نخواهیم داد. صنایع آب‌بر باید در کنار دریا باشند نه درون سرزمین.»
یوسف فرهادی، فعال محیط زیست و پژوهشگر حوزه آب و انرژی به «ابتکار» می‌گوید: «از سه منظر می‌توان عیسی کلانتری و عملکرد و گفتار او در قبال محیط‌زیست ایران را تحلیل کرد. یک از منظر نقشی که او در مقام یک کنشگر ایفا می‌کند. دیگری از منظر نقشی که او در مقام سخنگوی حاکمیت ایفا می‌کند و منظر سوم نقشی است که او به عنوان رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست بازی می‌کند که در این نقش او باید صدای طبیعت ایران باشد.»
این فعال محیط‌زیست می‌گوید: «جایی که آقای کلانتری با پروژه‌های انتقال آب، تراریخته و... همدلانه برخورد می‌کند در مقام نماینده نظام سیاسی است اما از طرف دیگر او رئیس خانه کشاورز است و کنش‌های او کنش‌های ان‌جی‌اویی است. به عنوان مثال وقتی خودکفایی در محصولات کشاورزی را نقد می‌کند، یا سیاست‌های افزایش جمعیت را نقد می‌کند از موضع ان‌جی‌اویی و نقشی است که در جامعه مدنی دارد.»
او ادامه می‌دهد: «ما معتقدیم که نه عیسی کلانتری و نه معصومه ابتکار و نه هیچ کس دیگری به علت اینکه از طریق فرآیندهای سیاسی انتخاب می‌شوند نمی‌توانند سخنگوی طبیعت ایران باشند.» فرهادی بابادی در ادامه می‌گوید: «واقعیت این است که کلانتری نتوانسته این نقش‌های خود را به درستی ایفا کند. درنتیجه نتوانسته نه در سازمان محیط‌زیست و نه در جامعه مدنی و نه در حاکمیت جایگاهی که باید را داشته باشد و اثرگذار باشد.» او همچنین بیان می‌کند: «نکته‌ای که وجود دارد این است که کلانتری باید مشخص کند در چارچوب اختیارات قانونی کنونی می‌تواند صدای طبیعت ایران باشد یا نه؟»
او ادامه می‌دهد: «کلانتری اگر می‌خواهد در حفاظت از محیط‌زیست ایران تاثیر‌گذار باشد، باید جامعه مدنی را به کمک بگیرد. تاثیر‌گذاری بر محیط‌زیست ایران بدون کمک گرفتن از جامعه مدنی امکان‌پذیر نیست. اما اگر نمی‌خواهد تاثیرگذار باشد ما همچنان باید شاهد این انفعال سازمان حفاظت‌ محیط‌زیست در مقابله با آسیب‌هایی که به آن وارد می‌شود باشیم. عیسی کلانتری بعضا به عنوان یکی از متهمان تخریب محیط‌زیست ایران معرفی می‌شود در حالی‌که این طور نیست.»
فرهادی بابادی معتقد است: «مشکلات محیط‌زیست در جامعه ما مشکلات ساختاری و مربوط به اقتصاد سیاسی است. تا زمانی که اقتصاد سیاسی تغییر نکند، مشکلات حاکم بر محیط‌ زیست نیز تغییر پیدا نمی‌کند. بنابراین تغییر افرادی که در راس سازمان محیط ‌زیست قرار می‌گیرند مطلقا تاثیری در وضعیت محیط ‌زیست کشور ندارد مگر اینکه تصمیم به تغییراتی در ساختار گرفته شود. مثلا انتزاع بخش کشاورزی از اتاق بازرگانی و تشکیل پارلمان آب است. حتی تبدیل شدن این سازمان به وزارتخانه هم نمی‌تواند کمکی به محیط ‌زیست ایران کند.»


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام