EBTEKAR NEWSPAPER
پنج شنبه, 23 آبان 1398   Thursday 14 November 2019

سرمقاله

مردابِ غوغاسالاری

ژوبین صفاری

کورش الماسی- مدیریت جوامع در قرون پیشین متکی به توانایی و امکانات افراد یا برخی گروهای اجتماعی بود. اما در جهان معاصر و توسعه‏یافته، مدیریت جوامع الزاماً منعکس‏کننده نیازها، اهداف، خواسته‏ها و تمایلات جمعی(ملی) است. ظاهراً برخی صاحب‏منصبان ‏تحولات تاریخی تغییر ‏شکل مدیریت کلان سیاسی جوامع معاصر را درک نکرده‏اند. ظاهراً، این دسته از صاحب‏منصبان توانایی تمایز دارایی‏های شخصی و جایگاه مدیریت اجتماعی را ندارند. این دسته از کارگزاران مدیریت کلان سیاسی وطنی، درک کاربردی از این حقیقت اجتناب‏ناپذیر که صاحب‏منصبان در جهان معاصر نمی‏توانند بدون آسیب‏های ویران‏کننده به منافع و امنیت ملی؛ طرح‏ها، راهکارها و راهبرادهای‏ ‏‏مدیریت کلان سیاسی را صرفاً مبتنی بر اهداف، منافع و خواسته‏‏های فردی و جناحی اتخاذ و اجرا کنند.
منافع ملی؛ بنیاد پایداری هر سیاست‏‏ورز و جناح سیاسی است. سیاست‏ورزان و جناح‏های سیاسی که در منافع ملی ریشه نداشته باشند، به عبارتی والاترین اهداف سیاسی آنها، تحقق منافع ملی نباشد، بنا بر همه اصول منطق، اخلاق، وطن‏دوستی و... محکوم به حاشیه‏نشینی سیاسی خواهند بود.
شاید یکی از جدی و آشکار‏ترین چالش‏های مدیریت ناکارآمد سیاسی این حقیقت تلخ باشد که برخی صاحب‏منصبان فاقد درک این واقعیت کاربردی و اجتناب‏ناپذیر هستند که سیاست‏ورزی و اشغال مناصب سیاسی بدون تلاش در مسیر تحقق منافع ملی، هیچ مشروعیتی ندارد و اینکه تصاحب یا اشغال مناصب سیاسی بدون مشروعیت بی‏شک و به گواه تمام تاریخ جوامع، منجر به ناکارآمدی حکومت‏ها و انواع چالش‏های اجتماعی و ملی پر‏هزینه که برآیندی جزء ناامن و دشوار کردن زیست اجتماعی شهروندان می‏شود، خواهد شد.
یک امر بسیار رایج و نامطلوب در عرصه سیاسی این است که برخی سیاست‏‏ورزان انتصابی و انتخابی در «بیان» خود را پیرو و حامی مقام معظم رهبری نشان می‏دهند و از این طریق حاشیه امن برای خود ایجاد می‏کنند، اما بنا بر شواهد، این دسته از سیاست‏ورزان رسمی و غیررسمی در عمل و در بسیاری امور مغایر فرمایشات مقام معظم رهبری عمل می‏کنند. انبوه بی‏نظمی‏های مالی، عملکرد فرا قانونی و... برخی صاحب‏منصبان(انتصابی و انتخابی) موید این ادعا است. ‏پیروان و حامیان صادق و با اخلاق مقام معظم رهبری نه در حرف بلکه با حرکت در مسیر کارآمدی و اقتدار نظام که معنایی جزء تلاش بی‏وقفه به منظور تحقق منافع ملی ندارد، پیرو مقام معظم رهبر بودن را نشان دهند. مغایرت در حرف و عمل پیامی جزء این ندارد که برخی سیاست‏بازان خود را پشت سر رهبری پنهان می‏کنند. یا به عبارتی، اهداف غیر‏ملی و ضد منویات رهبری را با بیان اینکه حامی رهبری هستند پنهان می‏کنند. این دسته از سوداگران سیاسی و بی‏اخلاف از این حقیقت که بنا بر تعاریف کاربردی از چیستی حکمرانی، قانون اساسی، وطن‏دوستی و... رهبری برجسته‏ترین نماد منافع ملی است، فهم کاربردی ندارند.
از آنجا که ما در عرصه سیاسی مشابه کشورهای اروپای غربی، ژاپن، کاندا و... فعالیت نمی‏کنیم، سیاست‏ورزی از طریق دنبال کردن منافع جناجی، مغایر و تخریب‏کننده منافع ملی است. چراکه در کشورهای توسعه‏یافته جناح‏های گوناگون به عنوان نماینده بخش‏های مختلف جامعه، درک مشترکی پیرامون اموری همچون‏ چیستی، اهمیت و ضرورت حاکمیت قانون، آموزش و پرورش، فرهنگ، روابط خارجه بدون تنش، منافع ملی(جمعی) و... دارند. آیا جناح‏های سیاسی وطنی همانند همتایان خود در کشورهای توسعه‏یافته، فهم مشترکی پیرامون پدیده‏ها ‏‏و امور‏ سیاسی فوق‏الذکر دارند؟
کیفت زیست روزمره، ملموس و قابل ارزیابی منشاء نظر شهروندان(به مثابه کاربردی‏ترین بنیاد مشروعیت سیاسی) نسبت به کاگزاران مدیریت سیاسی در سطوح گوناگون است. بر مبنای این تعریف از رضایت شهروندان، می‏توان پرسید که شرایط زیست روزمره آحاد مردم در سرتاسر ایران زمین در عرصه‏های معیشتی، اقتصادی، بهداشتی و درمانی، آموزشی، روحی و روانی، حقوقی و... چگونه است؟ بی‏‏شک بی‏آنکه با یکا‏یک شهروندان مصاحبه شود، می‏توان از کیفت زیست شهروندان در عرصه‏های گوناگون دریافت که مشروعیت کارگزاران مدیریتی در سطوح گوناگون نزد شهروندان چگونه است.
بنا بر شواهد بی‏شمار، میان کارگزاران‏ رسمی و غیر‏رسمی مدیریت سیاسی کلان، تعریفی کاربردی و شفاف‏ پیرامون اینکه سیاست چیست و سیاست‏ورز کیست، وجود ندارد. اینکه برخی سیاست‏بازان، مناصب سیاسی را ملک یا دارایی شخصی تلقی می‏کنند. به باور نگارنده، این دیدگاه منسوخ و ناکارآمد در برخی اذهان ریشه فرهنگی و تاریخی دارد. شواهد بسیار از عملکرد سلیقه‏ای و جناحی که موجب بی‏‏نظمی‏های بی‏شمار ‏در عرصه‏های‏ مدیریتی، حقوقی(قضایی) و اقتصادی شده است، موید این حقیقت تلخ است که برخی صاحب‏منصبان در مدیریت کلان سیاسی نظرات بسیار کهن از چیستی سیاست و سیاست‏ورزی دارند.
شاید همین عدم شفافیت و درک مشترک پیرامون مفاهیم سیاست و سیاست‏ورزی ریشه ناکارآمدی مدیریت کلان سیاسی موجب انواع چالش‏های خطرناک اجتماعی و ملی در عرصه‏‏های گوناگون معیشتی، روابط خارجه، سیاسی، فرهنگی و... شده است. به باور نگارنده و به گواه شواهد فراوان از اضواع و احوال آشفته روابط خارجه، معیشت شهروندان، فرهنگی و... در صورت عدم چاره‏اندیشی به‏موقع، منافع و امنیت ملی با مخاطرات غیرقابل پیش‏بینی و غیرقابل کنترل مواجه خواهد شد.
تنها بیناد کم‏هزینه، کاربردی و خردمندانه برای مشروعیت صاحب‏منصبان در هر سطح و با هر پیشینه‏ای فهم اهمیت منافع ملی به مثابه مبداء و مقصد همه افعال اجتماعی است. تنها معیار ارزیابی عملکرد، اهداف و مشروعیت صاحب‏منصبان‏ در جهان معاصر و متمدن، حرکت در راستای تحقق منافع ملی است. به عبارتی، مشروعیت سیاسی بدون تلاش در جهت تحقق منافع ملی بی‏معنی است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام