EBTEKAR NEWSPAPER
پنج شنبه, 23 آبان 1398   Thursday 14 November 2019

سرمقاله

مردابِ غوغاسالاری

ژوبین صفاری

الناز غفور* - صدایش را می‌شنوم، همیشه می‌شنوم. صدایی که بی‌وقفه انتقاد می‌کند، سرزنش می‌کند، بازجویی می‌کند... گوش‌هایم را می‌گیرم. ادامه می‌دهد، خشمگین است، راه فراری نیست. ناچار به صدایش گوش می‌دهم. غمگین است؛ سوال می‌پرسد، جوابی ندارم. دفاعی هم ندارم. صدا را می‌شناسم؛ صدای من است.
صدای سرکوبگر درونی ما. الگویی از افکار انتقادی و گفت‌وگوهای سرزنشگر بی‌پایان که اغلب منفی هستند و دست به تخریب انگیزه‌های ما می‌زنند. صداها هذیان نیستند، افکاری‌اند که در هر جنبه از زندگی ما، مانند دشمن عمل می‌کنند. صدای سرکوبگر در روابط عاشقانه و دوستانه، دستاوردهای تحصیلی و شغلی و تصمیم‌گیری‌های روزمره حضور دارد. در نهایت آثاری مثل بی‌اعتمادی، شک، کم‌ارزشی و اعتیاد بر جای می‌گذارند.
صدای سرکوبگر درونی، در تجربیات سال‌های ابتدایی زندگی ما ریشه دارد. این صداها همان انتقادهایی هستند که در کودکی از والدین، مراقب یا خواهر و برادرمان شنیده‌ایم. حتی بعضی از این انتقادها را والدین ما، به خودشان نیز روا داشته‌اند. ما این جملات را بارها و بارها شنیده‌ایم و سپس باور کرده‌ایم. چون در شرایط خاص و آسیب‌پذیری قرار گرفته بودیم و آن صداها قدرتمند بوده‌اند. صداهای مضطرب و خشمگینی که بارها کافی نبودن‌مان را اعلام کردند. حالا این صدا به بخش منفی شخصیت ما و وجودمان تبدیل شده است. مهم نیست چه اسمی روی صدا بگذاریم، در هر صورت نیرویی خطرناک و تخریب‌کننده است که در ناخودآگاه جا خوش می‌کند و به مرور زمان به باور قلبی تبدیل می‌شود.
ذهن ما به دو بخش تقسیم می‌شود: در یک سمت، ویژگی‌ها و رفتارهایی قرار می‌گیرند که مورد علاقه ما هستند؛ قابلیت‌ها و توانایی‌هایی که به رشدمان کمک می‌کنند، روابط ماندگار را می‌سازند و به زندگی معنا می‌دهند. این ویژگی‌ها «من» را تعریف می‌کنند. در سمت مقابل، صدای درونی سرکوبگر قرار می‌گیرد. صدایی که تمام تلاشش را می‌کند تا جلوی پیشرفت ما را بگیرد و زمینه‌ساز رفتارهای مخرب باشد.
ذهن ما فضای نامحدودی دارد که از تمام صداهایی که در طول زندگی شنیده‌ایم، نگهداری می‌کند. اکنون زمان آن رسیده که صداهای منفی را حذف کنیم زیرا احساس شادی و بلوغ، در گروی تغییر صداهای درونی ما است. بهتر است صدای اطمینان‌بخش و امن نویسنده یک کتاب، یک شاعر، یک دوست خوب، یک مشاور یا درمانگر جایگزین صدای درونی سابق شود. به این ترتیب، جملات مثبت و حمایت‌کننده در مورد مسائل حساس، به قدری تکرار می‌شوند تا به باور قلبی برسند. در نهایت در شرایط خاص، این جملات، پاسخ طبیعی صدای درونی و افکار من خواهند بود؛ صدایی نرم و مهربان. صدایی که معتقد است من در هر شرایطی لایق عشق و احترام هستم، حتی اگر گاهی شکست بخورم. این صدا می‌تواند متعلق به شریک زندگی‌ام باشد. کسی که مرا با وجود کاستی‌هایم و تحت هر شرایطی دوست دارد.
به صداها توجه کن! این اولین قدم است. صداهای درونی سرکوبگر حس ششم ما نیستند. پس به آن‌ها اعتماد نکن که در این صورت این صداها هیچ قدرتی روی تو ندارند. اگر به محتوای صدای درونی و شرایطی که این صدا را می شنوی آگاهی پیدا نکنی، احتمال اینکه مطابق میل صدا عمل کنی بالا می‌رود.
به خاطر داشته باشیم که بیشتر گفت‌وگوهای روزانه ما را مکالمات ذهنی‌مان تشکیل می‌دهند. با خودمان مهربان باشیم!
*روان‏شناس و روان‏درمانگر


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام