سرمقاله

دو روی سکه اعتراض

ژوبین صفاری

بدون تردید بروز پدیده شیوع ویروس کرونا را می‌توان در زمره مهم‌ترین و تاثیرگذارترین تجربیات انسان مدرن و بلکه تاریخ انسان به حساب آورد. تجربه‌ای که فراتر از یک پاندومی و اپیدمی جهانی بسیاری از مناسبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در عرصه عمومی را دچار دگردیسی خواهد کرد.
در این میان، این پدیده بیش از هر چیز به انسانِ مغرورِ مدرن نشان داد که تا چه اندازه در مواجهه و برخورد با رویدادهای ناشناخته، ناآماده است. نگاهی گذرا بر وضعیت نزدیک به 200 کشور طی چند ماه گذشته تصویری شفاف از آزمون و خطا، آشفتگی، دستپاچگی و کم‌کارآمدی را بازتاب می‌دهد. انسانِ متکی بر عقل خودبسنده جاه‌طلب از یک سو و انسانِ سنتی بدون پشتوانه هم از سوی دیگر، هر دو در کارزار با این ویروس، میدان را باخته و عرصه را به آن به واگذار کرده‌اند. کادر درمانی و پزشکی که تا همین چند ماه پیش در زمره گروه خاص اجتماعی محسوب می‌شدند، به یکباره، سربازانِ بدونِ سلاحِ مبارزه با کرونا لقب گرفتند و هر روز تعدادی از آن‌ها مغلوب رقیب ناشناخته شدند.
در سوی دیگر میدان، کرونا عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را هم با دگرگونی‌هایی اساسی روبه‌رو کرد. انسانِ مدعیِ لیبرال که حتی خود را به ابزاری برای سرمایه و قدرت بدل کرده بود، ناگهان با ناکارآمدی بت سرمایه روبه‌رو شده و زیربنای جهان‌بینی‌اش متزلزل شد.
خرده‌فرهنگ‌ها و فرهنگ‌ها، متاثر از شیوع کروناویروس، کاربست‌های خود را یکی پس از دیگری از دست می‌دهند و دنیا آرام آرام می‌رود تا شکلی دیگر از فرهنگ عمومی را تجربه کند. جوامع انسانی نیز تاثیراتی شگرف از این پدیده نوظهور پذیرفته‌اند. امکان و احتمال خانه‌نشینی نزدیک به 3 میلیارد نفر از جمعیت کره زمین را تا همین سه ماه پیش هیچ‌کس باور نمی‌کرد. اما امروز تمام دنیا نه‌تنها آن را پذیرفته‌اند؛ بلکه آن را امری لازم و بایسته هم می‌دانند.
از مجموعه آن‌چه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت دنیای پساکرونا با دنیای پیش از آن تفاوت‌های آشکاری خواهد داشت و همه جوامع ناچارند خود را برای این دنیا آماده کنند. دنیایی که می‌تواند از آن‌چه امروز بر جهان می‌گذرد بسیار بهتر و مناسب‌تر باشد و می‌تواند تصویری هولناک و هراس‌آور را بازتاب دهد. با این همه، این دنیا هر چه که باشد تابع مناسباتی دیگر است. البته جمع میان این مناسبات و خلق و خوی هراسناک آدمی که برگرفته از زیاده‌خواهی و آزمندی اوست، می‌تواند چیزی شبیه به داستان‌های ترسناک علمی ـ تخیلی را برای آینده دنیا رقم بزند.
اما به نظر می‌رسد مهم‌ترین مولفه دنیای پساکرونا جای خالی تنبلی، کاهلی و پشت هم اندازی در این دنیا باشد. دنیایی که در آن ثابت شده است آدمی زمان زیادی برای زیستن و تجربه اندوختن ندارد. فرصتِ فرصت‌سوزی برای انسان مهیا نیست و باید همه روندها و روال‌های عادی و تجربه‌های زیسته‌اش را سرعت ببخشد. باید دقتش را در مواجهه با سوداگران مرگ ـ احیانا از نوع تروریست‌های بیولوژیک ـ بالا برده و برای مقابله و مواجهه با آن‌ها مهیا شود. در این میان باید امیدوار بود و البته تلاش کرد تا تصمیم‌گیران دنیای پساکرونا انسان‌های بهتری باشند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام