سرمقاله

روانکاوی سیاسی

کورش الماسی

این روزها بیش از هر زمان دیگری نمی‌توان نسبتی مستقیم میان اصحاب و ارباب سیاست و بدنه جامعه یافت. نسبتی که بتواند تعامل میان این دو را تبیین کرده و ظرفیت‌های هر کدام را به منظور دستیابی به کامروایی شناسایی کند. به دیگر بیان، مدت‌ها است که میان آنچه نزد اصحاب قدرت سیاسی در ایران می‌گذرد و رویدادهای زیر پوست اجتماع، فاصله‌ای شگرف و شکافی عمیق افتاده است. سیاسیون درپی دستیابی به کرسی‌های بیشتر و کاهش فاصله با نهاد قدرت‌اند و جامعه در تلاش برای حفظ حداقل‌ها و مشغول چنگ ‌انداختن به هر آن چیزی که او را از سقوط تمام عیار نجات می‌دهد.
در چنین وضعیتی است که موضوع مشروعیت عمومی به کمترین میزان ممکن رسیده و حاکمیت اعتبار مشروع خود را از دست رفته یا کاهش یافته می‌بیند. به منظور تبیین هرچه بیشتر این موقعیت باید مختصات جریان‌های موثر سیاسی در سپهر سیاست ایران را به خوبی دریافت. مختصاتی که میزان مقبولیت و توان اثربخشی اجتماعی هر یک را نشان می‌دهد.
اگر پذیرفته شود که مهم‌ترین کنش‌گران سیاسی پوزیسیون در جمهوری اسلامی ایران، در دو جریان «اصلاح‌طلبی» و «اصولگرایی» تعریف می‌شوند، شناخت موقعیت اجتماعی این دو جریان می‌تواند تصویری به نسبت شفاف از آن‌چه در نسبت میان سیاست و اجتماع در ایران رخ می‌دهد را بازتاب دهد.
با این فرض، تحلیل موقعیت «اصلاح‌طلبان» ساده می‌نماید. جریانی که پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 و بعد از اتفاقات سال 1388 توانست از سال 1392 تا سال 1398 برنده بلامنازع تمام رقابت‌های انتخاباتی باشد، در انتخابات اسفند ماه 1398 شکستی بزرگ را تجربه کرد. شکستی که حکایت از کاهش سرمایه اجتماعی این جریان داشت. مشارکت حداقلی حامیان و هواداران این جریان سیاسی در انتخابات اسفند ماه گذشته نشان داد که جریان اصلاح‌طلبی بخش قابل توجهی از پایگاه اجتماعی خود را از دست داده است.
این موقعیت برای جریان اصلاح‌طلبی به غایت نگران‌کننده و اسفبار تلقی می‌شود. چرا که تنها راه دسترسی اصلاح‌طلبان به نهاد قدرت از طریق صندوق‌های رای رقم می‌خورد و از دست دادن این امکان اجتماعی حیات سیاسی آن‌ها را با مخاطره‌ای جدی روبه‌رو خواهد ساخت.
در سوی دیگر، «اصولگرایان» که این روزها مست از باده پیروزی هستند نیز به لحاظ اجتماعی وضعیتی بهتر از اصلاح‌طلبان ندارند. بیش از دو دهه است که این جریان با تکیه بر ظرفیت آراء تکلیفی و سنتی، راهی رقابت‌های انتخاباتی می‌شود. رقابت‌هایی که هر بار رقیبت توانسته است توان اجتماعی خود را به میدان آورد، نتیجه‌ای جز شکست برای اصولگرایان رقم نخورده است.
با این وصف، درحقیقت نتیجه انتخابات اسفند ماه 98 بیشتر باخت اصلاح‌طلبان بود و نه بُرد اصولگرایان؛ آن‌ها حتی توانستند همان ظرفیت همیشگی آراء تکلیفی و سنتی خود را به طور کامل به میدان آورند. تنها برگ برنده اصولگرایان در انتخابات اخیر، فاصله گرفتن بخش‌های قابل توجهی از جامعه مدنی از صندوق‌های رای بود.
تنها بررسی همین نمونه انتخاباتی می‌تواند تصویری روشن از موقعیت اجتماعی جریان‌های سیاسی ارائه کند. تصویری که نشان می‌دهد اعتبار و مشروعیت این جریان‌ها در عرصه عمومی به شدت کاهش یافته یا در حال از میان رفتن است.
جالب آنکه در چنین شرایط و موقعیتی جریان اصولگرایی درپی در انداختن طرحی تکراری نیز هست. آن‌ها تصمیم دارند تا بار دیگر رقیب را برای سال‌های طولانی از عرصه قدرت دور کنند. خیز اصولگرایان به منظور دستیابی به قدرت که از اعتراضات دی ماه 1396 آغاز شود، احتمالا در انتخابات ریاست جمهوری 1400 به خط پایان خواهد رسید. آن‌ها در تلاش‌اند تا با استفاده از امکانی که حضور نمایندگانشان در مجلس برای این جریان ایجاد می‌کند، کرسی ریاست جمهوری را هم از آن خود کنند. هدف از این اقدام دستیابی به مجلس و دولتی همسو است.
گرچه جریان‌های سیاسی در اغلب کشورهای جهان چنین تمایلی در سر دارند و اساسا استراتژی‌های انتخاباتی را بر این مبنا سامان می‌دهند، لیکن قدرت غیرپاسخگو، عدم وجود نهادهای نظارتی موثر، اقتصاد نفتی ـ رانتی، برخوردی از حمایت نهادهای غیرمدنی و... همه و همه عواملی است که موجب نگرانی تشکیل چنین کلونی قدرتی در ایران می‌شود.
به بیان دیگر، اگر ساز و کارهای دموکراتیک در جمهوری اسلامی به طور کامل اجرا می‌شد و امکان نظارت حداکثری بر عملکرد نهادهای واجد قدرت وجود می‌داشت، نگرانی چندانی از ناحیه این تجمیع قدرت بروز نمی‌کرد. لیکن در شرایط فعلی این تجمیع قدرت مصیبت‌بار خواهد بود.
در کنار همه مضار موجود، باید به از دست رفتن حداقل پایگاه‌های اجتماعی سیاسیون در اثر بروز این وضعیت نیز اشاره کرد. چرا که قدرت مجتمعِ متمرکزِ غیرپاسخگو «فسادآفرین» بوده و این فسادآفرینی بی‌گمان گریبان همه جریان‌های سیاسی داخل کشور را خواهد گرفت.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام