سرمقاله

جدال برجامی در شورای امنیت

محمدرضا ستاری

بازه سه ماهه آبان تا دی 98 از پرحادثه‌ترین روزهای تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود؛ روزهایی که سلسله حوادث آن، که از جنس شدت اثرگذاری بر جامعه، قابل مقایسه با روزهای منتهی به انقلاب 57 و برخی مقاطع پس از انقلاب اسلامی، جنگ 8 ساله ایران و عراق و حوادث سال 88 هستند.
در حالی که جامعه ایران هنوز از شوک ابعاد گوناگون حوادث پس از گرانی یک‫شبه بنزین در آبان 98 – با شکل اطلاع‌رسانی عجیب و نامطلوب دولت و اظهارات عجیب‌تر رئیس‌جمهوری مبنی بر آگاهی از ماجرا در صبح جمعه، یعنی فردای اعلام خبر – از اعتراضات خیابانی گرفته تا قطعی اینترنت و به دنبال آن، ترور سردار سپهبد قاسم سلیمانی و همراهانش، تشییع گسترده پیکر وی در چندین شهر کشور و البته حواشی آن، از جمله کشته‌شدن جمعی از هموطنان در کرمان به دلیل ازدحام در مراسم تشییع بیرون نیامده بود، واکنش و حمله انتقامی موشکی سپاه پاسداران به پایگاه آمریکایی‌ها در عراق، موسوم به عین‌الاسد باعث ترکیبی از احساسات مختلف در بین اقشار گوناگون جامعه شد؛ از افتخار به انتقام سخت تا نگرانی از جنگ! اما سقوط هواپیمای 752 اوکراینی با 176 سرنشین که اغلب آن‌ها هم ایرانی بودند در بامداد 18 دی ماه – روز بعد از این حمله انتقامی – شوک دیگری به روزهای پرحادثه سال 98 افزود. در فاصله پنج ماه و اندی پس از این حادثه، آن روزها هنوز در خاطر اغلب مردم هستند. در حالی که در روز اول حادثه، به دلیل انتشار اخبار شتابزده از سوی برخی و البته سکوت برخی دیگر، فرضیه سقوط به دلیل نقص فنی مطرح شده بود، اما روشن شدن برخی شواهد در روزهای بعد، ابهام در حادثه و احتمال سقوط آن بر اثر شلیک موشک پدافندی را بیشتر کرد. تایید این فرضیه، سه روز پس از حادثه، ابعاد فاجعه را گسترش داد؛ چه از نظر شکلی و چه از نظر ریزش اعتمادی که نسبت به مسئولان به وقوع پیوست.
آبان 98، با روزهای آغازین طرح شیوع کووید19 یا ویروسی که به نام خانوادگی‌اش کرونا خوانده می‌شود همراه بود و البته باز هم گفتار و رفتار مسئولان در مواجهه با این بیماری جدید از نظر جلب اعتماد عمومی در بوته آزمایش سختی قرار گرفت که حداقل در روزهای اول نتیجه‌اش چندان موفق هم نبود. ذکر این که «بیماری کرونا بیماری خاصی نیست» و «حتی من هم گرفته‌ام» از سوی یک گوینده خبر سیما، اظهارنظرهای مبنی بر سلاح ترور بیولوژیکی بودن آن بر اساس دی‌ان‌ای ایرانی‌ها و اظهارات عجیبی از این دست، باعث شد که روزهای اول شیوع آن در ایران به عنوان مهم‫ترین زمان پیشگیری از گسترشش از دست برود.
روندی که دولت و ستاد ملی مقابله با بیماری کرونا پس از هفته‌های اول مواجهه با کووید19 در پیش گرفت یا اظهارات دیروز دادستان نظامی تهران درباره حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی، بیش از 5 ماه بعد از وقوع آن، هرچند حرکت‌های نسبتا مثبتی تلقی می‎شوند – و البته گفته‌های مسئولان بعد از حوادث پس از گرانی بنزین در آبان 98 و تاخیر در اعلام آمار کشته‌شدگان تا هنوز ضعیف بوده‌اند – و ارزش شفافیت بیشتر و اتخاذ روند صحیح اطلاع‌رسانی را نشان می‌دهند، اما در عین حال بازگو کننده این نکته هستند که حوزه‌های گوناگون مسئولیتی در ایران، در برخورد با بحران، چقدر فاجعه‌بار و حتی فراتر فاجعه هستند! در واقع اشتباهات پرشمار در شیوه مدیریت بحران، اطلاع‌رسانی، شفافیت و روابط‌ عمومی، کمتر از سریال و سلسله اشتباهات کاربر پدافند هوایی در روز حادثه نیست؛ اگر آن اشتباهات جان 176 انسان را گرفت، این اشتباهات، با جان و روان یک ملت بازی می‌کند و البته آثار نامطلوبی بر حوزه سیاسی از جمله اعتماد عمومی می‌گذارد. نباید فراموش کرد که آن اشتباهات اولیه، حتی بر اقدامات مثبت بعدی هم اثر می‌گذارند و در واقع آن‌ها را کم اثر می‌کنند و در واقع پس لرزه‌هایشان در طول زمان هم پیش می‌روند.
این اشتباهات، در کنار بحث‌هایی مثل استفاده از تجربه، تخصص، مشاوره و اجرای افراد آگاه نسبت به مدیریت بحران‌ها، شاید ناشی از قلب مفهوم «امنیت» نیز باشد. حسن روحانی، رئیس‌جمهوری، زمانی چندین بار بر ایجاد فضای امن و نه امنیتی تاکید کرد؛ نکته‌ای که بارها در تشریح تفاوت‌های «احساس امنیت» و وجود «امنیت» نیز مطرح شده است. شاید اگر فضای شفافیت، شکل‌گیری اعتماد متقابل نسبت به جامعه برای اطلاع‌رسانی دقیق و پرهیز از نگاه سری به هر موضوع شکل بگیرد، امنیت جامعه، از مسیر حفظ امنیت روانی، فکری و ذهنی جامعه احساس شود و نه فضای امنیتی. تجربه این ماه‌ها نشان داد که گفتار صادقانه و اطلاع‌رسانی دقیق و شفاف، اثر به مراتب مطلوب‌تری از هر گونه نگفتن یا بد گفتن دارد. فجایع همیشه رخ می‌دهند و امیدواریم که کمتر رخ بدهند، اما کاش مدیریت بحران آن‌ها فراتر از فاجعه نباشد و نشود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام