سرمقاله

جدال برجامی در شورای امنیت

محمدرضا ستاری

امین جمشیدزاده-فعال سیاسی اصلاحوطلب- در علم پزشکی جراحی قلب باز روشی است که در آن جراح قفسه سینه را به منظور جراحی بر روی قلب باز می‫کند. این عمل می‫تواند برای درمان بیماری‫ها و مشکلات مختلف قلبی مورد استفاده قرار گیرد به واسطه عمل باز قلب «بای پس» با باز کردن یک مسیر، جریان خون به قلب بهبود می‫یابد؛ جراح ابتدا برشی ۸ تا۱۰ اینچی در قفسه سینه ایجاد می‫کند و برای دسترسی به قلب تمام یا بخشی از استخوان‫های قفسه سینه را برش می‫دهد، هنگامی که قلب مشاهده شد بیمار ممکن است به دستگاه بای پس قلب و ریه متصل شود که دستگاه خون را از قلب دور می‫کند به طوری که جراح بتواند عمل را انجام دهد؛ برخی از روش‫های تازه‫تر از این دستگاه استفاده نمی‫کنند. اکنون با آغاز به کار پارلمان یازدهم همزمان با سال پایانی دولت بسیاری از نمایندگان بر خلاف آنچه رئیس پارلمان در نخستین نطق پیش از دستور خویش گفته بود این مجلس بنای تقابل با دولت را ندارد اما حالا گویا بسیاری از آنها و بههه ویژه حلقه زنار احمدی‫نژاد و گروه پایداری قصد مچ‫گیری دارند که دو هفته پیش وزیر فرهنگ و ارشاد و آموزش و پرورش را در صحن بهارستان فتیله پیچ کردند و به تازگی در سودای جراحی باز سیاست دولت تدبیر و امید هستند و بر این باور هستند که به دلیل اینکه تحریم‫ها را دولت افراطی و یکجانبه‫گرای دونالد ترامپ با خروج یکطرفه از برجام را مجدد اعمال کرده است سیاست هسته‫ای و دیپلماسی وزارت خارجه دولت اشتباه بوده است که اگر چه برای اثبات این ادعای خویش دلیل یا دلایل قانع کننده برای تنویر افکار عمومی و خواص و احزاب و قاطبه مردم جامعه ندارند و با توجیه و شعار و بلند کردن صدا که نمی‫شود آسیب‫شناسی ساختاری کرد.
شناخت این نکته که هرگونه ضرورت اخلاقی از ضرورت «چاره اندیشی» بر رنج و درد مایه می‫گیرد. شبیه اتخاذ راهبرد «استراتژی» اقتصاد مقاومتی به پیشنهاد رهبر انقلاب برای مقابله با تحریم های ایالات متحده که در ۱۸ اردیبهشت ۹۷ با خروج یکجانبه خویش از معاهده بین‫المللی برجام که با ۶ قدرت برتر جهان تدوین و امضاء شده بود و باعث یک تروریسم تمام عیار اقتصادی و پزشکی علیه ملت نستوه و قهرمان و دولت تلاشگر و خدوم تدبیر و امید شد. بر همین اسلوب و شیوه دولت مطابق ضابطه مبتنی بر اصالت سودمندی در شرایط تحریم و کرونا توامان با هم که می‫گوید: «هدفتان بالاترین مقدار خوشی یا خوشبختی برای بیشترین عده باشد.» یا به سخن کوتاه‫تر، «خوشی یا خوشبختی را به حداکثر برسانید.» با شرایط صعب و دشوار اقتصادی در خلال تورم و گرانی و افزایش ضریب جینی و پایین آمدن و کوچک شدن قدرت خرید و جیب مردم آن مسئله که پیش‫تر در بالا آمد جای به این ضابطه می‫سپارد که بیان می‫کند «کمترین مقدار رنج قابل اجتناب برای همه» یا به صورت کوتاه‫تر، «رنج و درد را برای جامعه به حداقل برسانید.» این ضابطه ساده به باور بنده می‫تواند به یکی از مبادی بنیادی سیاست اجتماعی و همگانی بدل شود هر چند که اذعان می‫کنم که تنها اصل نخواهد بود؛ بالعکس اصل«خوشی یا خوشبختی را به حداکثر برسانید.» به نظر می‫رسد مستعد ایجاد دیکتاتوری‫های خیرخواهانه باشد. «انقلاب کوبا» باید متوجه باشیم که از نظر اخلاقی، رنج و خوشی را نباید قرینه یکدیگر دانست. به عبارت دیگر افزایش خوشی در همه حال به مراتب کمتر از یاری رسانی به محنت کشان و سعی در جلوگیری از رنج و درد ضرورت و فوریت دارد. افلاطون بر این عقیده بود که دولت باید خودبسنده باشد و خودبسندگی اقتصادی را وجهه نظر قرار دهد وگرنه حکمرانان به تاجران وابستگی پیدا خواهند کرد یا خودشان تاجر خواهند شد؛ درست شبیه اختصاص ارز نیمایی۴۲۰۰ تومانی به تجار بازرگان در دولت تدبیر و امید که اکنون بانک مرکزی در بوق و کرنا کرده و به آنها پیام می‫دهد که تا آخر تیر بدهی خود را دولت عودت دهند. این برنامه دولت را منصفانه می‫توان توتالیتر توصیف کرد و شالوده آن بر جامعه‫شناسی مبتنی بر اصالت فرهنگی و تمدنی استوار است. اما هدف افلاطون که از وی سخن به میان آوردیم ساختن دولت کاملی است که در آن هر شهروند به راستی خوشبخت باشد و این پرواضح و مبرهن است که در بهترین دولت افلاطون فرد معمولی و عادی به آن سعادتی که به طبیعتش تعلق می‫گیرد دست می‫یابد و بنیان و شالوده این دولت، تصور «نیکی مطلق و عدالت مطلق است‌.» وقتی از عدالت سخن می‫گوییم مقصودمان واقعا چیست؟ تصور نمی‫شود این قبیل مسائل اهمیت خاصی داشته باشند یا اصلا پاسخ قطعی به آنها امکان پذیر باشد زیرا چنین اصطلاحاتی همیشه به معانی مختلف به کار می‫روند. با این حال مراد غالب ما از عدالت، به ویژه کسانی که دیدگاه کلی آزادی‫خواهانه و بشر دوستانه دارند، چیزی بر این منوال باشد: ۱- توزیع برابر بار شهروندی «منشور حقوق شهروندی دولت تدبیر و امید» یعنی آنگونه محدودیت ها که در زندگی اجتماعی در مورد آزادی لازم است. ۲- رفتار مساوی با شهروندان در برابر قانون،البته به شرط آنکه ۳- قوانین تبعیضی یا خود اندیش درمورد هیچ شهروند یا گروه یا طبقه‫ای «که جامعه ایرانی یک جامعه طبقاتی گریز است» قائل نگردند. ۴-بی‫طرفی محاکم عدلیه و ۵- ‫برخورداری از سهم مساوی، نه تنها از بار بلکه از مزایایی که هر شهروند به علت عضویت در یک کشور می‫تواند دریافت کند. اگر افلاطون چنین معنایی از عدالت اراده می‫کرد، ادعای نویسنده این نوشتار دایر بر اینکه برنامه او صرفا توتالیتر است یقینا صحت نمی داشت و حق با تمام کسانی بود که سیاست درنظر افلاطون بر بنیان و شالوده‫ای قابل قبول و بشر دوستانه پی‫ریزی شده است‌‌. اما واقعیت این است که مفهوم و معنایی که وی از عدالت ارائه می‫دهد چیزی کلی و متفاوت است. مقصود افلاطون از عدالت چیست؟ بر این باورم که او در جمهوری، اصطلاح عادل یا عادلانه را به معنایی مترادف با آنچه به منفعت و مصلحت بهترین دولت است به کار می‫برد. منفعت و مصلحت دولت تدبیر و امید چیست؟ این است که با حفظ تقسیمات خشک و اکیدا طبقاتی که گفتیم جامعه ایرانی یک جامعه طبقاتی گریز است، هرگونه تغییر را متوقف می‫کرد. اگر در این مثال حق با بنده باشد آنگاه باید نتیجه گرفت که افلاطون با طلب عدالت، برنامه سیاسی خود را در حد توتالیتاریسم یله و رها می‫سازد و باید نتیجه بگیریم که لازم است از این که صرفا تحت تاثیر الفاظ واقع شویم، به دور و برحذر باشیم. بنیاد شهر بر طبیعت آدمی و نیازها و نارسایی‫های آن است؛ در جامعه هرکس تنها باید به کار خود بپردازد و آن کاری است که سرشت او طبیعتاً و به بهترین وجه با آن متناسب است. با این وصف که همه کس باید سرش به کار خودش باشد؛ نجار فقط باید نجاری کند و کفاش کفش بدوزد و کشاورز کار زراعت خود را انجام دهد و پزشک طبابت کند نه جای این افراد عوض شود و مثل الان که هرکس دست در لانه زنبور کند و بدون تخصص و اطلاعات لازم و کافی در بورس سهام بخرد و سرمایه گذاری به زعم خود کند و فردا که سر از رخت بردارد سرمایه اش بر باد رود حالا یک عده ای هم این وسط منفعت ببرند.البته شاید اگر دو کارگر جای طبیعی خود را با هم عوض کنند زیان چندانی نداشته باشد ولی اگر هرکسی که طبیعتاً کارگر «یا عضو طبقه کاسب» است وارد طبقه مرفه در جامعه شود یا مرفهی بدون داشتن شایستگی به طبقه مهندسان و متخصصان درآید و مهندس هم وارد بورس شود این تغییر پنهان به قهقهرایی اقتصاد خواهد انجامید و جامعه وقتی از عدالت برخوردار می‫شود هر یک از طبقات بالا که در مثال ذکر شد به کار خویش بپردازند که تلفیق و همپوشانی آنها باعث دیسیپلین، هارمونی، دیزاین و تعادل در جامعه شود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام