سرمقاله

انبان خالی از نخبگان

علیرضا صدقی

چهار سال قبل و همزمان با گشایش‌های صورت گرفته پس از توافق برجام، با سفر روسای دولت هند و افغانستان به تهران قراردادی سه جانبه میان سه کشور برای استفاده از موقعیت استراتژیک بندر چابهار به عنوان کریدوری برای حمل و نقل و اتصال هند و افغانستان به آسیای میانه، بخش شرقی روسیه و اروپا، فرصتی تاریخی در جهت بهره‌برداری از مزیت ژئوپلتیک سواحل مکران برای ایران فراهم شد.
در این رابطه با سفر نخست وزیر هند و رئیس‌جمهوری افغانستان به ایران، 12 سند و تفاهم نامه همکاری میان دو کشور ایران و هند منعقد شده و دست آخر نیز سه رئیس دولت، سند تفاهم نامه چابهار را به عنوان دالانی استراتژیک مورد تایید و امضاء قرار دادند. سندی که به واسطه موقعیت استراتژیک ایران در منطقه، قرار شد تا با بهره‫گیری از پتانسیل‫های بالقوه‌ای همچون بندر چابهار، فصل جدیدی از همکاری‌ها میان سه کشور رقم بخورد.
با این حال پس از چهار سال و همزمان با رقم خوردن شرایط دشوار تحریمی برای ایران، چند روز قبل اعلام شد که ایران، هندی‌ها را به واسطه تاخیر در تامین بودجه خط آهن چابهار- زاهدان از این پروژه کنار گذاشته است. امری که روز گذشته برخی از مقامات هندی در خصوص آن واکنش نشان داده و اعلام کرده‌اند: دهلی‌نو مایل است در مراحل بعدی به این پروژه بپیوندد و از آنجا که طرح توسعه بندر چابهار از تحریم‌های ایالات متحده معاف است، مقامات این کشور در حال مذاکره با آمریکا در جهت رفع شک و تردید‌ها برای ادامه تعهداتشان نسبت به طرح توسعه چابهار هستند.
در این راستا چند نکته مهم وجود دارد که اشاره و درنظر گرفتن آنها برای عدم پیشرفت برنامه‌های توسعه سواحل مکران در طول این چند سال از اهمیت زیادی برخودار است. نخست اینکه هر چند چابهار فرصتی استثنایی برای ایران در جهت تقویت توان حمل و نقل در بر داشته و حتی از این طرح به عنوان بهار ترانزیت نام برده می‌شود، اما صرف وجود فرصت و استفاده بهینه از آن دو موضوع متفاوت است.
مسئله دوم اینکه بر خلاف گفته‌ها از موقعیت استراتژیک چابهار، برنامه ایران برای توسعه این منطقه استراتژیک نبود. برخلاف قراردادی که در توسعه بندر گوادر میان پاکستان و چین وجود دارد، توسعه بندر چابهار از سوی هندی‌ها به نمودی از رقابت سه جانبه میان این کشورها تبدیل شد. به گفته برخی از کارشناسان ایران چابهار را به طور انحصاری در اختیار هند قرار داد و به همین دلیل است که سرمایه‌گذاری یک میلیارد دلاری آنها در این بندر که قابل مقایسه با پروژه بندر گوادر پاکستان نیست، تاکنون محقق نشده است.
از طرف دیگر همزمان با فشارهای آمریکا علی‫رغم معاف بودن پروژه چابهار از تحریم‌ها که هندی‌ها را به شک و تردید مواجه کرده، سیاستگذاری داخلی در توسعه سواحل مکران نیز از جمله عوامل مهم عدم پیشرفت این طرح است. علاوه بر اینکه برای توسعه این منطقه بسیار اندک به توان مردم بومی آنجا تکیه و توجه شده است، موضوع محیط زیست و سرنوشت عسلویه، از جمله عوامل مهم نگرانی مردم این منطقه در طرح توسعه مذکور است.
همچنین در طول این سال‌ها شاهد بودیم که با وجود تشکیل ستاد توسعه سواحل مکران به ریاست معاون اول رئیس‌جمهوری و در حالی که این ستاد از ده وزیر و چهار معاون رئیس‌جمهوری تشکیل شده بود، رفته رفته به جز چند جلسه، موضوع توسعه سواحل مکران از اولویت خارج شد. یکی از دلایل مهم این موضوع عدم تزریق پول و نیز بی میل بودن شرکت‌های خارجی برای نبود زیرساخت‌های لازم برای سرمایه‌گذاری در این طرح بود. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‌شود توسعه صرف بندر چابهار برای ایران بدون زیرساخت‌های تکمیل کننده، مزیتی در بر نخواهد داشت. به عنوان مثال درست است که بندر چابهار امکان پهلو گرفتن یک کشتی اقیانوس پیمای 60 هزار تنی را دارد، اما در نبود تجهیزات لازم برای تخلیه سریع این کشتی، مطمئناً در روند فرآیندها خلل ایجاد می‌شود. 60 هزار تن بار برای انتقال نیاز به 3 هزار کانتنر دارد که در نبود راه‌آهن، فرودگاه و جاده ترانزینی عملاً مزیت‌های بالقوه این منطقه ژئواستراتژیک را تحت شعاع قرار می‌دهد.
از طرف دیگر با وجود معافیت چابهار از تحریم‌ها، بیش از 190 کشور از قواعد نظام اقتصادی بین‌المللی پیروی می‌کنند و در جایی که ایران این قواعد را نادیده می‌گیرد؛ چندان تفاوتی در رفتار هند یا چین با کشورهای غربی برای مراودات اقتصادی و تجاری با ایران وجود نخواهد داشت. به همین منظور است که پس از چهار سال همچنان طرح توسعه چابهار و سواحل مکران نتیجه‌ای ملموس دربر نداشته و این بندر فعلاً به خودی خود توان حل مشکلات کشور از منظر کاهش فشارهای تحریم‌ را در اختیار ندارد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام