سرمقاله

در کلیات «آزاد»؛ در جزئیات «ممنوع»

علیرضا صدقی

حکایت سرباز و پادشاه را بارها شنیده‫ایم که سربازی هر شب با یک لباس نازک نگهبانی می‫داد و یک شب پادشاه او را دید و به او وعده لباس گرم داد. فراموشی پادشاه از وعده‫اش باعث مرگ آن سرباز شد. حکایت جامعه ایران اما با وعده‫های مسئولان کمی متفاوت است. مردم مانند آن سرباز در انتظار این وعده‫ها نمی‌میرند بلکه اعصباشان با بدن‌های یخ زده از انبوه بی‫تدبیری‫ها به بازی گرفته می‫شود‫.
اعوجاج در تصمیم‫گیری‫های دولت و پراکنده‫گویی‫های مسئولان، هیچ حوزه‫ای را در امان نگذاشته است. از کنکور گرفته تا وعده‫های پوچ اقتصادی را شامل می‫شود. گو اینکه بدنه کارشناسی دولت هیچ درک درستی از آنچه در بطن جامعه رخ می‫دهد؛ ندارد. کنکور به خودی خود یک معضل بزرگ در نظام آموزشی کشور است که سال‫های سال است برای آن فکری نشد‫، در این شرایط به جای حل اساسی آن با مبهم‫گویی و عقب و جلو کردن زمان آن تنها این مشکل دوچندان شده است.
از سوی دیگر وعده گشایش اقتصادی که طرح فروش اوراق نفتی بود بدون اینکه توافقی بر سر آن صورت گرفته باشد هفته گذشته از سوی حسن روحانی به عنوان یک خبر از گشایش اقتصادی مطرح شد. هر گمانه‫زنی‫ای از سوی مردم و رسانه‫ها در این خصوص مطرح شد جز آن طرحی که در سر رئیس جمهوری کشور با رای 24 میلیونی بود. نتیجه آن شد که بعد از معلوم شدن این خبر شگفت‫انگیز تنها بازارها دچار آشفتگی بیشتر شد.
روز گذشته حسن روحانی در سخنانی گفته بود که کشور را در شرایط سختی اداره می‫کند. البته که این حرف درست است و به واقع تحریم و کرونا هر دو عامل مهمی در شرایط اقتصادی فعلی است. اما سوال اینجاست که چرا در این شرایط با اظهار نظرهای ناسنجیده و پراکنده‫گویی‫های متناقض شرایط را سخت‫تر می کنید؟ آیا دولت بعد از این همه نقدهایی که طی این سال‫ها در‫خصوص نحوه اطلاع‫رسانی‫اش شده نمی‫خواهد تغییر رویه دهد؟ آیا وقت آن نرسیده که برای تصمیم گیری های مهم اقتصادی مانند عرضه یا عدم عرضه سهام پتروشمی ها در یک ستاد واحد تصمیم‫گیری و اعلام شود؟
ناگفته پیداست این مشکلات نه ربطی به تحریم و کرونا دارد و نه به بدخواهان داخلی که قصدشان فقط تخریب است.
به بیان ساده‫تر این شیوه برخورد با مشکلات و در‫نظر نگرفتن نیازهای واقعی جامعه از سوی دولت با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. حتی خوشبین‫ترین و راستین‫ترین حامیان دولت که از رای خود به دولت دوازدهم پشیمان نشده‫اند نمی‫توانند با این نوع از بی‫توجهی کنار بیایند. به بیان ساده‫تر آنچه بیشتر از مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم را آزار می‫دهد بازی شدن با اعصاب‫شان است. بازی‫ای که در نتیجه یک‫دست نبودن دولت در تصمیم گیری، ضعف در اطلاع رسانی و نبود کارشناسی دقیق از شرایط واقعی جامعه است. دولت باید بداند هرچند که در این یک سال پایانی، دیگر نیاز به رای مردم برای ادامه کار ندارد اما این شیوه برخورد با مسائل می تواند به یک اپیدمی بلند مدت از عادی شدن غیر عادی ها تبدیل شود که در‫نهایت دود آن در چشم کل جامعه ایران خواهد رفت. جامعه که این روزها وعده لباس گرم مسئولان آن را نمی کشد روزی می تواند از این همه پوچی دچار یاسی شود که راهی جز عصیان برای پاسخ به آن نداشته باشد. بنابراین شاید بهتر است حداقل در این شرایط سخت اقتصادی، با این نوع از تصمیم‫گیری‫ها شرایط را سخت‫تر نکنید.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام