سرمقاله

مملکت‫داری با خطای تعمیم!

محمد یوسفی آرامش

«مردم برای کمبود و مشکلات اگر می‌خواهند لعن و نفرین کنند، این لعن و نفرین آدرسش کاخ سفید در واشنگتن است. کسی به مردم آدرس اشتباه ندهد. کسی به خاطر منافع سیاسی و جناحی آدرس غلط ندهد، آدرس درست واشنگتن دی‌سی کاخ سفید است. پس ما لعن و نفرین و کینه‌مان را با آدرس صحیح و درست بفرستیم آن کسی که جنایتکار است کاخ‌نشین کاخ سفید است، منشاء تمام مشکلات مردم از صهیونیست، ارتجاع و تندروهای آمریکاست». این بخشی از سخنان روز شنبه رئیس‌جمهوری در جلسه ستاد ملی مبارزه با کروناست که ظرف یکی دو روز گذشته با انتقادهای بسیاری از سوی چهره‌ها و جریان‌های سیاسی و نیز مردم در شبکه‌های اجتماعی مواجه شده است؛ انتقادهایی که برخلاف «آدرس اشتباه» حسن روحانی، تنها به دلیل «منافع سیاسی و جناحی» نیست و اتفاقا اغلب درست به نظر می‌رسند.
شکی نیست که تحریم بر اقتصاد ایران تاثیر داشته است. با این حال باید اشاره کرد که به گفته خود مسئولان از جمله شخص حسن روحانی، جمهوری اسلامی ایران از همان زمان انقلاب اسلامی عملا با تحریم مواجه بوده است. البته وی معتقد است که آن زمان تحریم اقتصادی بوده و حالا ماجرا به «جنگ اقتصادی» بدل شده است؛ تعبیری که البته بیراه هم نیست، اما واقعیت این است که تحریم به طور کلی یک جنگ اقتصادی است. در واقع امروز اتفاقی که نسبت به گذشته افتاده، شدت گرفتن تحریم‌هاست. اما یک مساله دیگر هم رخ داده است. حکایت گردش ناصرالدین شاه در باغ کاخش در زمستان را لابد شنیده‌اید؛ شاه در گردش شبانه زیر برف، به نگهبان پیری بر می‌خورد که با یک لا قبا به قراول ایستاده است. به او می‌گوید که با یک لا پیراهن چگونه در این سرما دوام می‌آورد و وعده می‌دهد وقتی به کاخ برگشت، برایش لباسی بفرستد. با این حال شاه در مراجعت وعده‌اش را فراموش می‌کند و صبح فردا، جسد پیرمرد نگهبان یافته می‌شود که یادداشتی خطاب به شاه در دست دارد: «یک لا قبای من مرا زنده نگه داشت، وعده تو مرا کشت». واقعیت این است که حسن روحانی و تیمش با توجه به موفقیت در مذاکرات برجامی در دولت یازدهم، روی نتایج آن در برنامه‌های اقتصادی دولت دوازدهم حساب کرده بودند. علی‌رغم همه ادعاها درباره سناریوهای چندگانه بودجه‌ای، امروز واضح است که هیچ گونه پیش‌بینی درباره شرایط اداره اقتصادی کشور بدون برجام وجود نداشته است و سورپرایز – البته به زعم بسیاری قابل پیش‌بینی – دونالد ترامپ در خروج از برجام، حساب و کتاب‌های دولت را بر هم زده است. در واقع امید برجام، باعث شد که زیستن با یک لاقبا فراموش شود.
شاید منتقدان دولت، به دلیل مخالفت با برجام و حتی تشویق به خروج از آن چندان نتوانند از این جنبه به دولت خرده بگیرند. این نکته درستی است که امروز اقتصاد را نمی‌توان منزوی و به دور از ارتباط با جهان دید. اما نمی‌توان این مساله را فراموش کرد که «نگاه به داخل» و «خودکفایی» جزو شعارهای همیشگی دولت‌ها بوده است. در واقع بر اساس همین شعارها انتظار می‌رود وقتی کشوری برای 40 سال در تحریم به سر می‌برد، در طول چهار دهه چنان عمل کرده باشد که در برابر تحریم و حتی جنگ اقتصادی، مقاوم شده باشد. در این صورت حداقل باید به واسطه همه این شعارها، یک سوزن هم به خود زد و سپس جوالدوز را به سمت کاخ سفید گرفت!
به نظر می‌رسد روحانی – علی‌رغم این که از سابقه دیپلماتیکش انتظار تامل بیشتری بر سخنانش می‌رفت – به دام چالشی افتاده که حتی پیش از کرونا و دستور ستاد مبارزه با کرونا برای حضور نیافتنش در بسیاری از مجامع به آن دچار شده بود: جدا افتادن از مردم و کف خیابان! حرف‌های رئیس‌جمهوری، امروز از جنس قابل درک، باور و پذیرش برای مردم نیست. نمی‌توان از یک سو پیاپی از مقاومت و پیروزی گفت و از سوی دیگر فشارها و سختی‌ها را به میان کشید و مقصر را در واشنگتن معرفی کرد. سوءمدیریت‌ها، تصمیم‌های اشتباه و فسادها در سال‌های گذشته از چشم مردم دور نیستند و نمی‌توان نقش تمام آن‌ها را نادیده گرفت و انگشت اشاره را تنها به سوی آمریکا گرفت. در این صورت تکلیف سایر تصمیم‌ها و سیاست‌های اشتباهی که بدون ارتباط به تحریم و جنگ اقتصادی مطرحند چه می‌شود؟ لعن و نفرین آن‌ها را باید به کدام سوی حواله کرد؟ البته که پاستور – و البته بیچاره لویی پاستور که در این زمینه نشان دولت شده است! – در این نشانی تنها نیست، اما بد نیست در این زمینه هم رییس‌جمهوری و اذنابش ابتدا یک «نگاه به داخل» داشته باشند و سپس آدرس محل لعن و نفرین بدهند. بگذریم که اصلا وسط این اوضاع لعن و نفرین به چه کار می‌آید که رییس‌جمهوری یک کشور برایش آدرس بدهد! شاید دولت بهتر است به جای این حرف‌ها، به آن چه وظیفه خود است بهتر عمل کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام