سرمقاله

فقر مردم در گرداب تناقض

ژوبین صفاری

مذموم بودن دروغ چنان بدیهی است که نیازی به شرح آن وجود ندارد. با این حال نسبت میزان این مذموم بودن بسته به محتوای آن، گوینده، منفعت و ضرر حاصل از آن، میزان دربرگیری‌اش و البته سطح قضاوت اخلاقی نسبت به دروغ، در اذهان عمومی متغیر است. در این میان در کشوری همچون ایران هم به دلایل فرهنگی و ملی و هم به دلایل مذهبی انتظار می‌رود دروغ در زمره مذموم‌ترین اخلاق باشد که روی کاغذ و در کلام نیز هست!
از نگاه ملی آرزوی داریوش اول هخامنشی که از اهورامزدا می‌خواهد ایران را از هجوم دشمن، خشکسالی و دروغ حفظ کند، مشهور است. از نگاه فرهنگی هم کافی است نگاهی به گنجینه فاخر ادبیات این مرز و بوم انداخت؛ چه آن جا که فردوسی بارها و از جمله در بیت «هر آن کس که او پیشه گیرد دروغ، ستمکاره‌ای خوانمش بی‌فروغ» دروغگویی را تقبیح می‌کند، چه آن جا که سعدی یادآور می‌شود «یکی را که عادت بود راستی، خطایی رود درگذارند از او، وگر نامور شد به قولِ دروغ، دگر راست باور ندارند از او» و چه هنگامی که در روایت‌های مثنوی معنوی مولانا، در مذمت دروغ اشاره می‌کند «گفت حق که کژ مجنبان گوش و دم، ینفعن الصادقین صدقهم». حتی در میان ضرب‌المثل‌های فارسی هم ردپای نکوهش دروغ بسیار است؛ از «آدم دروغگو کله کلاهش سوراخ است» گرفته تا «دروغگو کم حافظه است» و کنایه‌های «قسم روباه و دم خروس» یا «جهنم هم به این گرمی نیست!». نگاه دین و مذهب هم به دروغ کاملا آشکار است. در تمامی ادیان توحیدی، دروغ مذموم است؛ تاکید فراوان و پرتکرار بر راستی در دین زرتشتی، درج دروغ در زمره گناهان کبیره ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام گواهی بر این مدعاست. نزد شیعیان مسلمان هم در میان خیل احادیث و روایت در مذمت دروغ، این گفته امام اول شیعیان که «دروغ کلید تمام بدی‌هاست» و نیز این حدیث منتسب به امام یازدهم شیعیان که «تمام گناهان در صندوقی است که کلید آن دروغ است» مشهورند. با چنین پشتوانه ملی، فرهنگی و مذهبی، انتظار می‌رود در نظامی که عنوان «جمهوری اسلامی ایران» را بر خود دارد، دروغ نگفتن اصلی‌ترین ارزش و دروغ گفتن بزرگترین منکر فرض شود.
جمله مشهوری است که «سیاست پدر و مادر ندارد». این جمله در میان همه تفسیرها و کاربردهایش، در عام‌ترین برداشت به این نکته اشاره دارد که سیاست رویکردی بر محور انسانیت – که پدر و مادر دارد! – نیست و در واقع به عنوان مجوزی برای هر گونه کلک و دروغ و کژی در این عرصه به کار می‌رود. از طنزهای تلخ پارادوکسیکال سیاست این که بر این اساس، سیاست می‌تواند درباره صداقت و دروغ هم دروغ بگوید! البته که سیاستمداران، گاه به دنبال مجوزهایی همچون مصلحت و امنیت برای دروغ می‌گردند و گاه در مورد سیاستمداران داخلی، با این مجوز که خدعه در جنگ جایز است و جنگ‌پنداری – برهه حساس! – هر روز و هر ساعت و هر عرصه، آن را بر خود حلال می‌دارند.
روزگار شبکه‌های اجتماعی و جریان سریع و گسترده اخبار اما همان طور که گسترش دروغ را آسان کرده، دروغ گفتن را هم سخت کرده است. هر گفته و عملی به سرعت قابل سنجش با حقایق، مستندات، دیگر روایات از موضوع و حتی گفته‌ها و عملکرد پیشین گوینده است. درنتیجه دروغ گفتن و بر دروغ ماندن و یا از دیگر سو، تغییر کلام دروغ بدون توضیح، عذرخواهی و جریمه متناسب چند برابر به چشم می‌آید.
هرچند شاید دروغ نگفتن به عنوان یک اصل بدیهی برای هر مسلمانی فرض شود و به همین دلیل درج راستگویی در ویژگی‌های مسئولیت ضروری نباشد، اما به نظر می‌رسد که لازم است نگاه ساختاری نظام به موضوع دروغ نزد مسئولان عملی‌تر و فعال‌تر باشد. در نظامی سیاسی با نام جمهوری اسلامی، دروغ گفتن یک مسئول دو آسیب همزمان دارد؛ از یک سوء اعتماد عمومی را ذره ذره می‌کاهد و از سوی دیگر از آن جا که گاه مدعی و مدعا یکی فرض می‌شوند، مدعی مسلمانی و اسلامش هم یکی گرفته شده و وهن اسلام نیز رخ می‌دهد؛ اتفاقی که قاعدتا با این حد از مدعای اسلام‌گرایی و شیعی‌گرایی باید برای مسئولان نظامی با نام اسلامی بسیار پر اهمیت باشد.
متاسفانه در طول سالیان، دروغ‌های بسیاری از سوی مسئولان خرد و کلان مطرح شده است که طرح دوسیه و برهان‌هایش طوماری بلند را طلب می‌کند. با این حال تنها در همین روزهای گذشته، می‌توان به مسئولی برخورد که همزمان با وجود فایل صحبت‌هایش روی سایت رادیو، حرف‌هایش را تکذیب می‌کند و دیگرگون می‌گوید و رسانه‌ها را مقصر تغییر حرف‌هایش مطرح می‌کند و مسئولی دیگر را دید که به مردم منتظر برای تشییع پیکر استاد محمدرضا شجریان اطمینان می‌دهد تشییع بی‫حضور آن‌ها انجام نخواهد شد، اما در روز تشییع جمعیت مشتاق پشت درها می‌مانند. هر چه به عقب برویم، مثال‌ها بسیارند. امروز اگر مسئولان ابراز نگرانی می‌کنند که چرا مردم به آمار و اخبارشان اعتماد ندارند، گلایه می‌کنند که چرا رسانه‌های خارجی و برخی کانال‌های شبکه‌های مجازی با هر زاویه نگاهی که به موضوعات می‌پردازند، پذیرفته می‌شوند شاید باید اول به این عملکرد خود نگاه کنند. در طی سال‌ها که مردم هر چه کمتر محرم دانسته شده‌اند، مصلحت و منفعت دو بهانه‌ای شده‌اند که دروغ را مجاز کرده و البته تکرار مکرر آن چالش‌های جدید بر ساخته است.
شاید اگر بخواهیم مسائل امروز را از ریشه حل کنیم، نیاز به درمان‌های ریشه‌ای باشد و یکی از اولین اصلاحات لازم در این زمینه، تلاش برای ریشه‌کنی دروغ از عالم سیاست خواهد بود. شاید که با قفل کردن دروغ، دیگر سیئات هم از صندوقچه خود خارج نشوند و به جان ملت نیفتند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام