EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 01 آبان 1398   Wednesday 23 October 2019

سرمقاله

نسل جوان خاورمیانه

جلال خوش‌چهره

دکتر سعید نیاکوثری-شکوه بهار، ترنم لطیف باران، شکوفه های نورسته و نسیمی که مشام جان را تازه می کند، اگر چه پیش چشم خرد و آئینه اندیشه، ترسیمی گویا از تحول روزگار است و زمزمه جانفرا از گذر ایام، اما ذائقه اهل هنر وطایبه طیب ادب را ترجمانی دیگر است. جلوه هایی که جز آواز رود و آوای عود هیچ زبانی گویایی گفتنش نیست از اینرو بهار و بهاریه همواره دستمایه موسیقی دانها بوده و موسیقی همگام با بهار بر خوان دلها می‌نشیند تا در زلال نغمات جان آفرین آوای ایرانی، شکوه زندگی را در تار و پود احساس مردمانی که قرنها با نوروز دمساز بوده اند، زنده سازد.
آری این دیرینه رسم روزگار است که بالاخره زمستان پیر و رنجور از شلاق بیدادی که قامت شکیب درختان را به محنت کشیده ، سوار بر ارابه زمان میرود تا شرم کهنه خویش را از چشم خندان غنچه ها پنهان دارد. گلبرگهای نازک شکوفه ها شاخسار عریان درختان را با دامن سبز خود می آرایند و نسیم بهاری، آن آشنای همیشگی بهار رایحه بید مشکها را به ارمغان می آورد. نوروز در راه است با همان تازگی آغازین روزهای آفرینش و با همان شکوه نغمه های دل انگیزی که از نای مرغان سبکبال بر می خیزد تا شوق رستن را در دل شاخه ها بپروراند و امید شکفتن را در باور غنچه ها بیاراید . عجب نیست که این حول حالنای طبیعت از چشم اهالی هنر و بخصوص موسیقی دور بماند و با ادبیات بلند پارسی بر پرده دستان موسیقی ملی این سرزمین نشیند. توصیف بهار، مطلع آفرینشهای نغز بوده که تاریخ موسیقیِ همیشه جاویدِ ایران همواره ی تاریخ بدان بالیده است. هر چند توصیف بهار در نگاشته های بسیاری از آهنگسازان جهان مشهود است و هر چند استراوینسکی پرستش بهار را در غایت زیبایی تدوین نموده ولیکن به جرات می توان گفت در سراسر جهان پیوند بهار با تصنیف و آهنگسازی آنهم با این عظمت در کمتر جغرافیای فرهنگی جهان یافت میشود. نمایی روشن از جوهره غنی تمدن ما ایرانیان که دیروزهای تاریخمان بیش از هزاره ها قدمت دارد. و کژاندیشان چه بخواهند و چه نخواهند موسیقی همواره در این سرزمین ، زبان اندیشه و احساس مردم بوده است. علیرغم شلاق ستم بر پیکره موسیقی و موسیقیدانها و علیرغم قرنها قفای لبخندهای تلخ ، موسیقیدانها با تبسم های متین و بغضهای فرو برده در گلو باز کار خود را کرده اند علیرغم تمام جور و جفاها باز آئین های بهار با موسیقی همراه بوده است. بهاریه هایی که سعی داشتند با توصیف بهار احساس شادمانه مردم را دو چندان کنند. پنجه های هنرمندان راستین و انگشت طرب خنیاگران ساده پوش ، که هر ساله بهار را با نغمات دلپذیر خود مشایعت می کنند تاریخی دیرینه دارد. همپایی موسیقی با طبیعت و بهار کهن تر از افکار موسیقی ستیزان است.موسیقی های بهار هرگز فارق از آواز نبوده اند. آوازهایی بر گرفته از سروده ها و سروده هایی آراسته با آرایه ها که گاه به توصیف صورتها و گاه به تکریم سیرتها پرداخته اند. سیر ادبیات توصیفی و حضور اشعار معنایی از ویژگیهای موسیقی ملی ایران است که نفس های بهاری نیز با آن معنا می یابند. هر چند این موضوع ریشه در ادبیات ایران و سبکهای ادبی عصرهای گوناگون دارد اما بی تاثیر از موسیقی نمی باشند.
موسیقی زبان احساس مردم، ترجمان بزم ها، آوای عشق ها و جذبه سرود سرورها و سروری ها، نغمه فصلها و وصلها، فریاد رنجها و دردها.... صدای شکستن بغض سکوتها و پژواک ترک برداشتن خاموشی ها..... و این چنین بود که تصنیف چون لاله ای از دامان موسیقی سر زد. در عصری که آزادی در زنجیر بود و میهن زیر چکمه اجنبی زخمی ، از دل تاریخی که خوان خون بود و آشفته چرخ بد کردار روزگار، شاعری فریاد بر آورد که:
بهارا بنگر این کوه و در و دشت ... که از خون جوانان لاله کون گشت
و خواننده ای آن را در گوشه دیلمان دشتی طمانینه خواند و بر دلهای بسیاری از ایرانیان نشست در چنان روزگاری تصنیف برشاخسار هنر موسیقی بردمید. هنر بوی گل گرفت و تصنیف پا به پای احساس مردم بر شکوه همیشه جاوید موسیقی ایران افزود. تصنیف های بهاری ناصح مردم شد و راوی تاریخ.... فرآیند تمام نمای وقایع اجتماعی و این همه بهانه ای بود برای طبع لطیف و قریحه ظریف آهنگسازان و چیره دستانِ هنرمنِد رامشگران تا با خلاقیت نغمه ها بیافریند و به معرفت اندیشه ها بپرورانند. آفرینش های هنری بهاریه ها چون باده ای ناب که اشعارش توصیف ها در جام دارد و محتوای معنایش بندها از حریر خیال بر می خیزد و در پرنیان احساس بال و پر می گیرد و با خرمی از شکوه طبیعت نقشی از بیداری بر اندیشه ها می نگارد. ...
بهار دلکش رسید و دل روا نباشد!.....
فراز و فرودهای اجتماعی همواره از بهار به عنوان آزادی یاد کرده اند. زنده یاد روح الله خالقی در مقام اصفهان تصنیف تا بهار دلنشین آمده سوی چمن را ساخت . امیر جاهد در دستگاه چهارگاه هزار دستان به چمن را سرود . موسی معروفی موسم گل و دوره حسن را یک دو روز توصیف نمود عطاالله خرم رقص شکوفه ها را ساخت. و ز فروردین شد شکوفته چمن در دستگاه ماهور.....
دریغا که علیرغم این همه غنای فرهنگی امروزه رشته الفت نسل جوان با منابع عظیم فرهنگی در حال گسستن است. بهار یه ها به حاشیه رفته اند و در عوض آواهای نا موزون بیگانه میدان داری می کنند. کمانچه کش ها خانه نشین شدند و ردیف دانها کنج عزلت گزیدند. به موازات افزایش سرعت اینترنت شکاف میان نسلها و بهاریه ها هم بیشتر شد چه زود جوانها با تصنیف های بهاری و سازهای سنتی بیگانه شدند و چه راحت پای حراج جوهره گرانسنگ فرهنگ ملی خود ایستادیم.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام