سرمقاله

مزن بی‌تامل به گفتار دم

رضا دهکی

گروه ادب و هنر ـ الهام عدیمی: ادبیات عرب برای بسیاری از مردم ناشناخته است. معدود افرادی نویسندگان و شاعران عرب‌زبان را می‌شناسند؛ جایی که سعدی شیرازی می‌گوید: «اشتر به شعر عرب در حالتست و طرب/ گر ذوق نیست تو را کژطبع جانوری» اثری از علاقه‌مندی چندانی به این بخش بزرگ از ادبیات جهان دیده نمی‌شود. ادبیاتی که به واسطه دوران تاریخی جنگ‌ها، استعمار و تلخی‌ها، رهاوردی متفاوت از ادبیات دیگر سرزمین‌ها به مخاطب ارائه می‌دهد. با این حال ما به دلیل همسایگی با کشورهای عرب‌زبان، طبیعی است که تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بیشتری از یکدیگر داشته باشیم اما به نظر می‌رسد نه تنها این تاثیر در ادبیات دو جامعه دیده نمی‌شود بلکه به دلیل نگاه‌های سیاسی، گاه نژادی و گذشته تاریخی کشورهای منطقه، این گسست در ناآشنایی با ادبیات نیز به‌چشم می‌آید به طوری که ترجمه آثار ادبی عربی به فارسی و برعکس، اگر چه در سال‌های اخیر به آن توجه شده است اما همچنان کمرنگ است.
حسام حاج مومن، پژوهشگر زبان و ادبیات عرب اعتقاد دارد که برای صبحت کردن درباره ترجمه آثار ادبیات عرب به فارسی و شناخت مردم ما از این ادبیات نخست نیاز به درکی از جایگاه ترجمه ادبی داریم و برای رسیدن به آن نیز باید وضعیت را آسیب‌شناسی کنیم. او به «ابتکار» می‌گوید: مهم‌ترین کارکردی که ترجمه ادبی در جامعه امروز می‌‌تواند داشته باشد رساندن جامعه به شناختی واقعی و بی‌واسطه از انسان‌ها در جهان است؛ چرا که هر اثر ادبی آیینه‌ای از مردم یک جامعه برای همان مردم آفریده می شود، حال ترجمه عربی می‌تواند انعکاسی از تصویر این آینه را پیش چشم جامعه ما بیاورد. رسیدن به شناخت واقعی از یکدیگر، شاید امروز برای هیچ دو جامعه ای مثل دو جامعه ایران و جامعه مردم عرب زبان ضروری نباشد؛ رسیدن به شناختی واقعی از یکدیگر در مجرایی رها از وارونه‌نمایی‌های رسانه‌ای در پرتو منافع ساختارهای سیاسی در جهان.
ادبیات؛ شناخت به دور از نگاه سیاسی
این مترجم با بیان این‌که این وارونه‌نمایی‌ها چیزی جز نفرت به روح این دو جامعه تزریق نکرده، ادامه می‌دهد: امروز ترجمه ادبی می‌تواند زمینه‌ای بسازد تا مردم این دو جامعه بدانند دردها و آرزوهای مشترک دارند و به جای توهم دشمنی در حقیقت صلح انسانی زندگی کنند.به گفته حسام حاج مومن، این دو جامعه سخت به مطالعه ادبیات معاصر هم نیازمند هستند؛ به‌ویژه رمان و شعر نو که یکی بازگوی واقعیات بیرونی و دیگری بیانگر واقعیات درونیِ انسان‌هاست. یکی از مهمترین ضرورت‌های رشد فرهنگی در جامعه امروز ایران، کنارگذاشتن تعصب‌های نژادی و دشمن‌پنداری‌های تاریخی برای ارتقای نگاه انسانی رو به مردم 23 کشور جهان است که اتفاقا بیشترشان در نزدیکی‌مان زندگی می‌کنند.او در ادامه می‌گوید: مدعیان روشنفکریِ ما امروز به بسیاری از انسان‌های جهان در امارات، عمان، کویت ، قطر، مصر، مراکش، تونس، الجزائر، لبنان، فلسطین و ... نگاه به‌روزی ندارند. رسالت به‌روزسازیِ نگاه جامعه ما به مردم 23 کشور جهان، فارغ از نظام‌های حکومتی و نیروهایشان، بر عهده نهاد ترجمه ادبی است.
توجه رو به‌رشد به ادبیات عرب
این پژوهشگر با بیان این‌که ترجمه ادبی از زبان عربی به فارسی در سال‌های اخیر رشد کمّی و کیفی مداوم و فزاینده‌ای داشته است. اخیرا در کتابفروشی‌ها قفسه‌های ترجمه ادبی از زبان عربی را بسیار سنگین‌تر از گذشته می‌بینیم، می‌افزاید: وقتی شفیعی کدکنی درباره «شعر معاصر عرب» کتابی پرفروش نوشته، وقتی غلامحسین یوسفی کتابی از شاعر سوری، نزار قبانی ترجمه کرده، وقتی نام‌هایی مثل موسی بیدج و موسی اسوار در ترجمه اشعار جبران خلیل جبران و ادونیس و محمود دوریش و احمد مطر و دیگر انسان‌سرایان عرب به شهرت رسیده‌اند، وقتی ترجمه گزیده‌هایی از ادبای عرب در فضای مجازی به اشتراک گذاشته می‌شود، اینها همه نشانه‌های رشد فرهنگی جامعه ما در عرصه انسان‌شناسی است.او به تعداد بالای مخاطبان رمان ترجمه شده در جامعه ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: اما مساله این است که این مخاطبان تا چه اندازه رمان‌نویس‌های برجسته جهان را که از جوامع عربی هستند، می‌شناسند؟ نجیب محفوظ برنده نوبل ادبیات از مصر، عبدالرحمن مُنیف رمان‌نویسِ پیشگوی انقلاب‌های مردمی از عربستان، توفیق حکیم، نمایشنامه‌نویس جامعه‌شناس از مصر، زکریا تامر داستانک‌نویس طنزپرداز از سوریه، حنّا مینه داستان‌نویس واقع‌گرا از سوریه، غسّان کنفانی رمان‌نویس مفهوم‌گرا از فلسطین، احسان عبدالقدوس، فیلمنامه‌نویس از مصر و ... همه نام‌هایی بسیار معتبر در ادبیات داستانی معاصر جهان هستند که آثارشان از طریق ترجمه سرتاسر جهان خوانده می‌شود. بسیاری از آثار برجسته آنان به قلم مترجمان توانا به فارسی نیز ترجمه شده است؛ به قلم‌هایی از محمدرضا مرعشی‌پور، رحیم فروغی، حسین شمس آبادی، احمد ملایری، محمد حزبایی، محمدمهدی طاهری، اسماعیل هادی و ... این ترجمه‌ها دریچه‌هایی به روی مردمانی واقعی مثل خودمان هستند.
نگاه جهانی به ادبیات عرب
حسام حاج مومن با بیان این‌که از سال 2008 تا کنون جایزه بین‌المللی رمان‌نویسی عربی (بوکر عربی) با ارزش 50 هزار دلار هر سال به آثاری فاخر تعلق یافته که بلافاصله به زبان‌های مهم دنیا ترجمه شده‌اند، ادامه می‌دهد: امروز رمان «شیکاگو» اثر علاء الاسوانی در سراسر اروپا و آمریکا زبانزد است. جالب اینکه این جایزه امسال برای رمان «سرنوشت؛ کنسرتو هولوکاست و نکبت» همراه با ترجمه انگلیسی‌اش به ربعی مدهون نویسنده فلسطینی اعطا شده و رمان «واحه غروب» برنده همین جایزه در سال 2008، اثر بهاء طاهر نویسنده مصری، به قلم رحیم فروغی به فارسی ترجمه شده است. این رمان‌ها که نزد نویسندگان و متخصصان و خوانندگان ادبیات در سراسر جهان مقبول می‌افتند، بخش مهمی از ادبیات معاصر جهان هستند. مخاطبان رمان در جامعه ما نیز باید آنها را بخوانند تا علاوه بر افزایش شناخت و لذت ادبی‌شان، با انسان‌هایی واقعی که پشت پرده‌های وهم از چشم ما پنهان نگه داشته شده‌اند آشنا شوند. این پژوهشگر در مقایسه جایگاه ادبیات ایران و عرب در جهان توضیح می‌دهد: ادبیات عرب به دلایلی شناخته شده‌تر از ادبیات ما در دنیاست. نخست این‌که ما جمعیت کمتری نسبت به کشورهای عربی داریم و واقعیت را هم نباید پنهان کرد؛ امروز رمان‌نویس‌های عرب در دنیا بسیار مشهورتر هستند، ما رمان‌نویس فارسی زبان مطرح در سطح دنیا نداریم و این مساله‌ای است که به نهاد رمان‌نویسیِ ما برمی‌گردد نه نهاد ترجمه ادبی. کشورهای عربی از مراکش با مصر و مراکش و تونس که نزدیک به اروپا هستند و فضای فرهنگی نزدیک به فرانسه دارند، تا فلسطین و سوریه و لبنان و اردن با تراژدی‌های بزرگی که در چندین دهه مبارزه و مقاومت داشته اند، تا عراق با همه چالش‌ها و افت و خیزهای سیاسی، همگی رمان‌نویس‌ها و شاعرهای بزرگی را به ادبیات جهان شناسانده‌اند. البته کشورهای جنوب خلیج فارس در این زمینه‌ها کمتر از بقیه جهان عرب فعالند.
عرب‌ها هدایت و فرخزاد را می‌شناسند
او با اشاره به این‌که باید صاحب آثار فاخر باشیم تا کشورهای دیگر به ویژه عرب‌زبانان به سراغ ادبیات ما بیایند، بیان می‌کند: علیرغم همه اینها باز هم کسانی هستند که با استقبال ناشران عرب زبان و با استقبال استادان زبان فارسی در کشورهای عربی آثار فارسی را به عربی ترجمه می‌کنند. عرب‌های زیادی «بوف کور» را خوانده‌اند، بسیاری از آنها صادق هدایت را می‌شناسند؛ بسیاری فروغ فرخزاد را می‌شناسند، اما چند نویسنده یا شاعر مانند صادق هدایت یا فرخزاد داریم؟ این سوالی است که باید از خودمان بپرسیم.حسام حاج مومن در پاسخ به این‌که چرا مخاطب ادبیات و رمان ما کمتر سراغ ادبیات عرب می‌رود،‌ می‌گوید: مساله ما درباره شناخت مخاطب از ادبیات عرب، تنها محدود به معرفی کردن کتاب به خواننده نیست بلکه مساله بزرگتری در میان است. در واقع مساله روشنگری برای رسیدن به شناختی واقعی از ادبیات و مردم یک جامعه بزرگ در میان است. تا زمانی که ذهن مخاطب ادبیات در جامعه ما همچنان درگیر تعصب نژادی نسبت به جامعه عربی است و آنها هم از این منظر به ما نگاه می‌کنند،‌ نمی‌توانیم به این روشن‌بینی برسیم. امروز برای این روشنگری نباید چشم به رسانه‌های دولتی یا سیاست‌گذاری‌های دولتی داشته باشیم. در دنیای امروز که شبکه‌های اجتماعی وجود دارند، این رسالت بر عهده اعضای انجمن‌های ادبی، روزنامه‌نگارها، ناشران، منتقدان، مترجمان و فعالان اجتماعی ادبیات است. برای این امر باید به دنبال برگزاری مراسم نقد و بررسی آثار بود و به طور کلی همه نیروهای اجتماعی در عرصه ادبیات باید با روشن‌بینی و روشنگری حرکت کنند. در حال حاضر نشر نیلوفر کتاب‌های ارزشمندی از ادبیات عربی را منتشر می‌کند و در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد. این پژوهشگر مطالعات ترجمه در زبان عربی با اشاره به این‌که مخاطب باید ناشران را به چاپ آثار عربی ترغیب کند، توضیح می‌دهد: طبیعی است که ناشر برای این‌که فروش داشته باشد به دنبال خریدار کتاب حرکت می‌کند؛ با استقبال مخاطب کتاب است که ناشر به توسعه کمی و کیفی ترجمه از زبان عربی جهت می‌دهد. ما به دنبال حرکت‌ها و جنبش‌هایی چون خواندن اشعار عربی در شب‌های شعر یا انتشار آنها در شبکه‌های اجتماعی به این شناخت از ادبیات عرب رسیده‌ایم و الان هم جامعه روشنفکری، کتابخوان، رمان خوان و شعرخوان ماست که می‌تواند با استقبال از کتاب‌هایی که ترجمه و چاپ می‌شوند، با نقد آنها و نوشتن مقاله در روزنامه‌ها درباره این آثار، ناشران را به نشر این آثار ترغیب کنند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام