EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 08 اسفند 1395   Sunday 26 February 2017

سرمقاله

هنر دیپلماسی در بزنگاه حادثه

جلال خوش چهره

احمد هقان در نشست نقد کتاب«پرسته در خاک غریبه» گفت: دو زمان باید ترسید؛ یکی از توپخانه ساکت دشمن و دیگر، زمانی که منتقدان درباره یک اثر صحبت نمی‌کنند.
به گزارش مهر، هشتاد و نهمین نشست «راویان اندیشه» که به معرفی و بررسی کتاب «پرسه در خاک غریبه» نوشته احمد دهقان اختصاص داشت، با حضور نویسنده این کتاب، مجید قیصری و محمدرضا بایرامی در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.
پرسه در خاک غریب «ضد جنگ» نیست
دهقان در این برنامه با اشاره به انتشار این کتاب در سال ۱۳۸۸ درباره زمینه‌های نگارش این کتاب گفت: دوست‌ داشتم داستانی با قصه‌ای متفاوت بنویسم. به همین دلیل ماجرای عده‌ای مهاجر کُرد عراقی را نوشتم که در زمان جنگ تحمیلی در حال مهاجرت از کشور خودشان به ایران هستند و رزمندگان ایرانی جان خود را برای نجات آن‌ها به خطر می‌اندازند. گمان نمی‌کنم تعیین سبک نویسندگی کاری خودخواسته از سوی نویسنده باشد. نگارنده آگاهانه این کار را انجام نمی‌دهد. دیدگاه، زمانه و جامعه نویسنده است که او را می‌سازد و تبدیل به نویسنده‌ای با سبک نگارشی خاص می‌کند. «سلین» یا «همینگوی» نیز چنین بوده‌اند. در واقع ابرو ماه و خورشید و فلک دست به دست هم می‌دهند تا نویسنده‌ای تربیت شود. وی در ادامه درباره برچسب «ضد جنگ» که به آثار او زده می‌شود، توضیح داد: از دو زمان باید ترسید. یکی از توپخانه ساکت دشمن. زیرا در پس این آرامش، آتش وحشیانه‌ای در راه است و دیگر، از زمانی باید ترسید که منتقدان صحبت نمی‌کنند. این اتفاقی بود که برای «پرسه در خاک غریبه» نیز رخ داد و این کتاب در زمان انتشار خود با سکوت عجیب منتقدان روبه‌رو شد اما ناگهان به آن برچسب «ضد جنگ» زدند. این جزو لحظات تاریک برای هر نویسنده‌ای است. من عنوان «ضد جنگ» بودن یک اثر را درک نمی‌کنم و اگر گفته می‌شود نوع نگارش رئالیستی من در آثارم به دلیل داشتن نگاه ضد جنگ است، حرفی برای گفتن در این باره نمی‌توانم داشته باشم. «پرسه در خاک غریبه» نمی‌خواهد نگاه کلیشه‌ای از جنگ به مخاطبانش ارایه دهد. این کتاب تصویری واقعی از جنگ ارایه می‌دهد و چون از کلیشه‌ها فاصله می‌گیرد، برچسب ضد جنگ می‌خورد. هیچ‌گاه اتفاقات پس از انتشار کتابم را پیش‌بینی نمی‌کردم. متاسفانه در کشور ما عده‌ای با برچسب زدن به آثار ادبی، دکان خود را می‌گردانند. من دوست داشتم از کلیشه‌ها عبور کنم و بهترین متاع را در اختیار مخاطبم قرار دهم. وی درباره داشتن نگاه انسانی به جنگ در آثارش توضیح داد: نگاه انسانی داشتن، معنای ساده‌ای دارد. این همان نگاهی است که از بالا یا پایین به هم نداریم و در واقع از روبه‌رو یکدیگر را می‌بینیم و به این ترتیب، به سادگی بدی‌ها را دور می‌ریزیم و زیبا زندگی می‌کنیم. تنها دغدغه‌ای که همواره در نگارش آثارم دارم، این است که وقتی کهنه‌سربازی آثارم را می‌خواند، تصدیق کند که «آری، جنگ همین است!» نگاه انسانی داشتن به جنگ، نگاه مشترک همه انسان‌هاست. نگاهی که فارغ از رنگ، نژاد و مذهب، انسان‌ها را می‌نگرد. دهقان اضافه کرد: نگاه انسانی داشتن همان حرف مشترک تمام پیامبران و ادیان است. فیلم‌ها و آثاری موفق‌اند که بتوانند از این نگاه حرف خود را بزنند. به همین دلیل است که برخی فیلم‌های دهه‌های ۷۰ تا ۹۰ میلادی روسیه امروزه دیگر مخاطب ندارند. وی درباره فرمانده بزرگی که در کتابش تصویر کرده است، توضیح داد: عامدانه تصویر این فرمانده را کم‌نقش تصویر کردم. همین کم نقش‌بودن و در سیاهی آمدن و در سیاهی رفتن فرمانده، خیلی حرف‌ها با خود دارد.
مواجه شدن با واقعیت عریان جنگ
مجید قیصری نویسنده نام آشنا در ادبیات دفاع مقدس درباره این اثر گفت: احمد دهقان انسان جنگ‌ دیده‌ای است. او از طریق تلویزیون و خاطره با جنگ آشنا نشده است. تفاوت برخی نویسندگان با احمد دهقان این است که آن‌ها جنگ را از نگاه شهید آوینی دیده‌اند. نگاهی که از هر شب جنگ به عنوان شب قدر یاد می‌کند اما دهقان واقعیت عریان جنگ را نشان می‌دهد و به این ترتیب از ذهن مخاطبانش آشنایی‌زدایی می‌کند. داستان جنگ اساسا نمی‌تواند ضد جنگ نباشد. نویسنده داستان جنگ تحمیلی نمی‌تواند ادبیاتی مثل تعبیر داعش از جنگ خلق کند. ما جنگ را مقدس نمی‌دانیم. هر نوع دفاع از نظر ما مقدس است. بر این اساس دفاع لنینگراد و دفاع فرانسه در برابر آلمان هم مقدس است. اگر بگوییم فقط دفاع هشت‌ ساله ما مقدس است، نگاهی اشتباه است. ادبیات جنگ برای این نوشته می‌شود که نشان دهد می‌توان جنگی را که باعث ویرانی است فرصتی برای به اوج رساندن انسانیت کرد. هنرمند واقعی کسی است که کلیشه‌ها را بشکند و احمد این گونه به جنگ می‌نگرد. اگر فیلم‌های شهید آوینی از جنگ تحمیلی را بدون صدا ببینید، همان نگاه احمد دهقان به جنگ است. قیصری گفت: آن‌چه معمولا از جنگ خوانده‌ایم، در منطقه‌ای گرم و جغرافیای جنوب غربی کشور می‌گذرد. وارد شدن داستان‌نویس به جغرافیای عراق و نوشتن از زمستان‌های جنگ تحمیلی کلیشه‌شکنی است. دهقان کوشیده است نکاتی را بگوید که دیگران سعی می‌کنند بر آن سرپوش بگذارند. نگاه انسانی او در این کتاب است که متن «پرسه در خاک غریبه» را ترجمه‌پذیر می‌کند. این داستان‌نویس عدم حضور زنان در کتاب را از کاستی‌های آن دانست و افزود: نقش زنان در این داستان پررنگ نیست و اگر هم به زنان پرداخته می‌شود، تصویری ضعیف و رنجور از آن‌ها است.
ما همه در جنگ متفق‌القولیم
محمدرضا بایرامی که این روزها با موفقیت‌های متعددی که رمان اخیرش «لم یزرع» کسب کرده، به نمای آشنا در ادبیات تبدیل شده است درباره دلیل توصیه این کتاب به داستان‌خوان‌ها، گفت: به دلیل زاویه نگاه دهقان و نوع انتخاب‌هایش از ابزارهایی که به عنوان نویسنده برای نگارش داستان در اختیار داشته است، این کتاب خواندنی است. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که دست نویسنده به هیچ وجه تنگ نیست. در عین حال، ما در «پرسه در خاک غریبه» یک صدم هم حضور نویسنده را احساس نمی‌کنیم. همچنین نویسنده چندان با «فرم» بازی نکرده است. متاسفانه گاهی آنقدر زیاد و نا به جا از «تقدس» استفاده می‌شود که برخی گمان می‌کنند ما به کارهای درست خود شک داریم و درصدد اثبات خود هستیم! هرچند ممکن است در جزئیات درباره جنگ تحمیلی اختلاف‌هایی داشته باشیم اما واقعیت این است که همه ما در کلیات رخدادهای جنگ تحمیلی اتفاق نظر داریم. آن‌چه برای نویسنده جذابیت پرداختن دارد، همین جزئیات است و اگر آن‌ها را از نویسنده بگیریم، دیگر داستان او چه جذابیتی می‌تواند داشته باشد؟ برنده نهمین جایزه جلال اظهار کرد: یکی از دلایلی که قالب خاطره در ایران با استقبال روبه‌رو می‌شود این است که سوال ایجاد نمی‌کند. در حالی که رمان‌نویس سوال ایجاد می‌کند و به ما تصویر ارایه می‌دهد. آخرین مرحله تکامل کار یک نویسنده این است که بتواند به سبک خودش برسد و احمد دهقان به سبک ویژه خود دست یافته است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام