EBTEKAR NEWSPAPER
پنج شنبه, 08 تیر 1396   Thursday 29 June 2017

سرمقاله

قاعده بازی

رضا دهکی

صلاح الدین هرسنی- آنچنانکه برخی شارحان انقلاب اذعان داشته اند،مسئله نقش فرد در فرایند های انقلاب به ویژه در واژگون سازی نظام مستقر غیر قابل انکار است. برای نمونه نقش روبسپیر بیش از نقش سایر رهبران در پیروزی انقلاب فرانسه و سر نگون سازی نظام مستقر در سال 1789 م موثر بود. یا همینطور لنین از رهبران عمده جنبش کارگری و سوسیال دموکراسی روسیه نقش زاید الوصفی را در واژگون سازی خاندان رومانف و نظام تزار برای پیروزی انقلاب بلشویکی روسیه در اکتبر 1917 م ایفا کرد.البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که شرایط وقوع اعمال قهرمانانه فردی و نقش های تاریخ ساز آنها در بستر انقلابات و روزگاران پسا انقلاب ساخته خود قهرمانان است،بلکه بر اساس جبر و جزر و
مد های انقلاب، نیرو های اجتماعی هر عصری قهرمانان آن عصر را تولید و گزینش می کنند. انقلاب اسلامی سال 1357 در نتیجه برخی اعمال قهرمانه فردی به پیروزی رسید.همانگونه که از کارنامه سیاسی و مبارزاتی آیت الله هاشمی رفسنجانی بر می آید،بخشی از بر ثمر سازی و فرجام انقلاب ایران مدیون تلاش و مجاهدت ایشان است که حتی بزرگترین مخالفان و منتقدانش نیز آن را انکار نمی کنند. به عبارت دیگر همان نقشی را که روبسپیر یا لنین در رهبری و پیروزی انقلاب در فرانسه و روسیه داشته اند،عین همان نقش را
آیت الله هاشمی رفسنجانی گام به گام در کنار لیدر انقلاب یعنی آیت الله خمینی (ره) ایفا کرده است.نکته در خور توجه دیگر آنکه اگر آیت الله هاشمی رفسنجانی عامل موثر و پر اهمیت انقلاب است که محققاً هست،چنین نقشی قبل از هر چیز ناشی از شرایط تاریخی و اجتماعی آن روزگاران ایران بود که او را به عنوان نقش تاریخ ساز انقلاب انتخاب کرد.همانگونه که تاریخ انقلاب اسلامی گزارش می دهد نقش اصلی آیت الله رفسنجانی در به ثمر رساندن و غایت انقلاب در چهار دوره مشخص تاریخ انقلاب قابل رد جویی و شناسایی است. در این راستا،دوره اول نقش تاریخ ساز او در دهه اول انقلاب تبلور دارد. در این دوره که فضای کشور تحت تاثیر امواج انقلاب و همچنین جنگ تحمیلی بود،همه مجاهدت و تلاش ایشان در دفاع از وطن و انقلاب بود. دوره دوم متعلق به دوره بعد از جنگ است که در این دوره تحت تاثیر ضرورت بازسازی جنگ،توسعه اقتصادی جایگزینی واردات از طرف ایشان رسماً اعلام می شود که حاصل آن اجرای برنامه سیاست تعدیل اقتصادی و اتخاذ سیاست های خصوصی سازی و آزاد سازی تجاری بود. دوره سوم نقش تاریخ ساز او در فاصله سال های 1376 تا 1384 تبلور داشته است.در این دوره اگر چه فعالیت سیاسی او با نقد اصلاح طلبان به نوعی با فترت مواجه شد، اما حاصل آن توانست نظام سیاسی را به سمت مشارکت اقتصادی و سیاسی با گروه های اجتماعی بکشاند و شعار جامعه مدنی و توسعه سیاسی را سر لوحه سیاست های کلان کشور قرار دهد. اما نقش تاریخ ساز او در دوره چهارم چیزی جز نقش تکمیلی در جهت اعاده و احیای اصلاحات و تداوم آن نیست.در این دوره اگرچه رادیکالیسم دولت نهم و دهم تا حدودی از نقش تکمیلی آن فرو کاست، اما سرانجام همان رادیکالیسم به عنوان عاملی شتابزا سبب دور خیز و پرتاب جامعه به گفتمان اعتدال شد. در این راستا،انتخابات خبرگان پنجم و انتخابات مجلس دهم اوج و تعالی نقش تاریخ ساز او را در تاریخ انقلاب به نمایش می گذارد. در همین دوره تنها واقعه دشوار یاب، رحلت و وفات غیر هنگام او بود که البته احساس مشترک هواداران و نامهربانان در فقدان و فراق او نشان داد که او نقش موثر و تاریخ ساز خود را چه زیبا و نیکو برای مردم ایران، ادا و ایفا کرده است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام