EBTEKAR NEWSPAPER
سه شنبه, 03 مرداد 1396   Tuesday 25 July 2017

سرمقاله

کابینه شرکت سهامی نیست

جلال خوشچهره

گروه فرهنگ و ادب ـ علیرضا صدقی: گاهی خبرهایی می‌رسد که انتظار شنیدنش را نداری. گاهی هم تعداد این خبرهای اسف‌بار آنقدر زیاد می‌شود که انگار انتظار هر خبری را باید داشت. به گزارش پلیس راهور، ساعت 2 بامداد روز گذشته دکتر افشین یداللهی شاعر، ترانه‌سرا و پزشک ایرانی، بر اثر برخورد خودروی شخصی‌اش با یدک‌کش ایویکو در کیلومتر 37 آزادراه کرج ـ قزوین، از دنیا رفت. در این گزارش اشاره شده بود که علت اصلی این حادثه توقف ناگهانی خودرو یداللهی و عدم توانایی راننده یدک‌کش در کنترل خودرو خود بوده است. این در حالی است که هنوز جامعه از شوک مرگ ناگهانی علی معلم بیرون نیامده بود. افشین یداللهی خود نیز در آخرین پست اینستاگرامش نسبت به مرگ نابهنگام علی معلم واکنش نشان داده بود. او در این پست نوشته بود:
«یک بار
از لحظه‌ی مرگم
بی‌تفاوت گذشته‌ام
بی‌آنکه
بفهمم یک روز
در چنین لحظه‌ای
خواهم مُرد
بعضی مرگ ها غیرمنتظره است
با اینکه مرگ، غیرمنتظره نیست
هنوز چند روز به پایان سال ۱۳۹۵ مانده،
این سال پر مسافر، کبیسه هم هست...»
البته امسال یاد گرفتیم که انتظار هر خبری را داشته باشیم. از مرگ آیت‌الله هاشمی تا جان باختن آتش‌نشانان زیر آوار پلاسکو و از دست رفتن هنرمندانی چون داود رشیدی و حسن جوهرچی در کارنامه سال 1395 وجود دارد. کارنامه‌ای که حالا بسیاری را نگران کرده و بخش قابل توجهی از فعالان اجتماعی دلمشغول این روزهای واپسین سال هستند که آیا باز هم خبری از این دست به آن‌ها خواهد رسید؟
به هر روی، فارغ از وجوه دراماتیک مرگ افشین یداللهی، می‌توان به بازخوانی زندگینامه و آثار او نشست و مطالعه‌ای اجمالی از آن‌چه او طی زندگی کوتاه‌مدت خود بر جای گذاشت، انداخت. افشین یداللهی متولد دی ماه سال ۱۳۴۷ در اصفهان بود. البته او در تهران بزرگ شد. پدر او از بزرگان شهر ایزدخواست بود و مادر وی نیز اهل اسفرجان است.
افشین یداللهی دکتر روانپزشک (متخصص اعصاب و روان) بود که با وجود علاقه به شعر و ترانه به رشته تحصیلی‌اش وفادار مانده و معالجه بیماران را در اولویت کاری‌اش قرار داده بود. یداللهی کار حرفه‌ای خود در ترانه‌سرایی را در سال 1376 با سرودن ترانه‌ای در باب شخصیت امام حسین (ع) شروع کرد که با آهنگسازی فواد حجازی و خوانندگی خشایار اعتمادی در ارکستر سازمان صداوسیما اجرا شد.
کار دوم وی، ترانه «از فارس تا خزر» با خوانندگی خشایار اعتمادی اجرا شد. وی برای بسیاری از سریال‌های ماندگار تلویزیونی ترانه سروده است که آخرین آن ساخت ترانه برای سریال معمای شاه بود که ترانه آن از سوی سالار عقیلی خوانده شد. یداللهی طی دوران فعالیت هنری‌اش همچنین با خوانندگان مطرح موسیقی ملی و پاپ در آلبوم‌های مختلف همکاری کرده بود. ترانه سریال «شب دهم» ساخته حسن فتحی از جمله معروف‌ترین ترانه‌هایی است که با آهنگسازی فردین خلتعبری و صدای علیرضا قربانی شهرت بسزایی یافت. در کارنامه افشین یداللهی ترانه‌سرایی جایگاه ویژه‌ای داشت. در این میان، ترانه تیتراژهای تلویزیونی بسیار پررنگ و اثرگذار بود. ترانه تیتراژ سریال تبریز در مه از سالار عقیلی، ترانه تیتراژ سریال مسیر زاینده رود از احسان خواجه امیری، ترانه تیتراژ سریال کمربندها را ببندیم از فتحعلی اویسی، ترانه تیتراژ سریال غریبانه از احسان خواجه امیری، ترانه تیتراژ سریال میوه ممنوعه از احسان خواجه امیری، ترانه تیتراژ سریال مدار صفر درجه از علیرضا قربانی و ترانه تیتراژ سریال پول کثیف از احسان خواجه امیری، ترانه تیتراژ سریال شب دهم از علیرضا قربانی، و ترانه‌های برای آخرین بار، خیال تو، غریبانه، وقتی که نباشی و... از آلبوم «برای اولین بار» احسان خواجه امیری، ترانه‌های فال، تب تلخ و رفتن از آلبوم فصل تازه از احسان خواجه امیری همگی در زمره ترانه‌هایی است که برای سریال‌های مختلف توسط یداللهی سروده شد. علاوه بر این، می‌توان به ترانه‌های شانس، جدایی، تمومش کنم، باور نمی‌کنم و... از آلبوم سلام آخر احسان خواجه امیری،ترانه شب نقاشی از آلبوم فقط نگاه می‌کنم از حامی، ترانه شب آفتابی از آلبوم نون و دلقک از محمد اصفهانی، ترانه طعنه از آلبوم طعنه خشایار اعتمادی، ترانه با من خطر کن از آلبوم با من خطر کن علیرضا بلوری هم اشاره کرد. ترانه‌هایی که هر کدام توانستند در ذهن و ضمیر بسیاری از مخاطبان جای گرفته و بخشی از خاطرات عاشقانه مردم را رقم بزنند.
افشین یداللهی و شکل گیری خانه ترانه
افشین یداللهی، در سال 1380 با همکاری یغما گلرویی، سعید امیراصلانی، عباس سجادی، محمدرضا حبیبی، افشین سیاهپوش، نیلوفر لاری و... جلساتی را تحت عنوان خانه ترانه به صورت مستقل و وابسته به هیچ ارگانی راه‌اندازی کرد. ابتدا این جلسات در محافل دوستانه به صورت دوره‌ای برگزار می‌شد که به خواندن ترانه، نقد ترانه و جلسات کارگاهی می‌گذشت و به تدریج با هماهنگی‌هایی جلسات خانه ترانه به فرهنگسرای قانون منتقل شد و به علت افزایش تعداد شرکت کنندگان جلسات در سالن آمفی تئاتر فرهنگسرا برگزار شد. اما بهترین جلسات خانه ترانه از نظر کیفیت و کمیت در فرهنگسرای شفق برگزار شده است تا جایی که آهنگسازان مشهوری چون بابک بیات و داریوش تقی پور در آنجا حضور پیدا کردند که فرهنگسرا بعد از مدتی به دلایل نامعلومی همکاری‌اش را با خانه ترانه قطع کرد و خانه ترانه، 9 ماه را در خاموشی به سر برد تا اینکه دوباره جلسات در سالن آمفی تئاتر بیمارستان امام خمینی (ره) برگزار شد و بعد به ترتیب دوباره به فرهنگسرای شفق، دانشجو و... رفت و مدتی در مرکز همایش‌های شهید قندی در خیابان شریعتی و زمانی هم در فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شد.
افشین یداللهی هدف از گردهمایی خانه ترانه را این گونه عنوان کرد: «هیچ گاه ترانه جدی گرفته نشده، نقد و بررسی انجام داده نشده، ما می‌خواستیم بچه‌های علاقه مند و ترانه سراها دور هم جمع شوند، ترانه‌ها را بشنوند و از تجربیات دیگران استفاده کنند و در واقع به گردهمایی برای تبادل نظر بین ترانه سرایان تبدیل شود و خوانندگان و آهنگسازان بتوانند بدون واسطه از خود شخص ترانه سرا، ترانه ای را که علاقه مند هستند، بگیرند.»
افشین یداللهی بدون اینکه به تمام اهداف خود و دوستانش در جریان تاسیس خانه ترانه برسد، دارفانی را وداع گفت و هرگز این فرصت را نیافت تا تمام آن‌چه را که می‌خواست در خانه ترانه ببیند. فقدان او به طور قطع می‌تواند بخشی از خاطره جمعی مخاطبانش را با چالشی جدی مواجه کند. با تمام این اوصاف و علیرغم اینکه باید باور کرد که افشین یداللهی دیگر نیست و ترانه‌ای نخواهد سرود، اما یادگارهای او با ما خواهد ماند و می‌توان بارها و بارها او را از طریق ترانه‌ها و سروده‌هایش شنید.
خودش برای تیتراژ سریال مدار صفر درجه گفته بود:
«وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که ما عاشق شدیم شیطان به نام ما سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آن سوی یقین شاید کمی هم کیش تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود»
این بار گریبان عدم با دست مرگ، او را از ما گرفت و ترانه‌هایش را برای همیشه به یادگار گذاشت. آخرین دیدار دوستدارانش با او روز جمعه خواهد بود. پیکر افشین یداللهی ساعت ۸:۳۰ روز جمعه ۲۷ اسفندماه از مقابل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده می‌شود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام