EBTEKAR NEWSPAPER
دوشنبه, 04 اردیبهشت 1396   Monday 24 April 2017

سرمقاله

دولت دوازدهم، دوستی با چین و روسیه یا آلمان و ژاپن

محمد صادق جنان صفت

گروه تاریخ و اندیشه ـ الهام عدیمی: روز گذشته، پیکر زنده‌یاد عبدالعلی ادیب برومند، شاعر، وکیل و فعال سیاسی که دبیر شورای مرکزی حزب ملی ایران بود با نماز سید محمود دعایی به خاک سپرده شد. او از دوران جوانی و زمانی که دانشجوی حقوق بود، فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و تا زمان درگذشتش، یکی از فعالان جبهه ملی در سمت دبیرکلی ماند.
خسرو سیف از دوستان زنده‌یاد عبدالعلی ادیب برومند، رییس هیات اجرایی جبهه ملی ایران درباره او به «ابتکار» می‌گوید: ادیب برومند، علاوه بر سیاست، شاعر هم بود و جلسات ماهانه داشتند. احساسات ملی و عشق او به ایران در شعرها و کتاب‌هایش به‌نمایش گذاشته شده است. شعرهای او بیشتر در قالب قصیده است و در سال ۱۳۴۱ زمانی که با او در زندان قزل‌قلعه بودیم، شعری سرود به نام «فریاد بحرین» و آن را به من تقدیم کرد. بخشی از شعرهایش هم به‌مناسبت آزاد شدن کشورهایی بود که زیر استثمار بودند. به این‌ترتیب او در زمره افرادی بود که دولت مصدق را در ملی شدن صنعت نفت یاری کرد.
به گفته سیف،‌ در دوران دکتر مصدق، بسیاری از اندیشمندان و تیپ‌های روشنفکر در جامعه طرفدار دکتر مصدق بودند از جمله ادیب برومند که اهل اصفهان و وکیل دادگستری بود. پس از کودتای ۲۸ مرداد که بعد از آن دولت به مدت ۷ سال اجازه هیچ‌گونه فعالیت حزبی را نمی‌داد، احزاب ملی چهارگانه زمان مصدق هم تعطیل شدند، با این‌حال آنها در نهضت مقاومت شرکت و فعالیت‌هایشان را در آنجا متمرکز کردند. دبیر کل حزب ملت ایران درباره این چهار حزب توضیح می‌دهد: چهار حزبی که در زمان دکتر مصدق و در دوران حکومتش از او حمایت می‌کردند و بعد از کودتای ۲۸ مرداد هم در نهضت مقاومت گرد آمدند،‌ شامل حزب ایران، حزب ملت ایران، حزب مردم ایران و جامعه سوسیالیستی یعنی نیروی سوم به رهبری خلیل ملکی بودند. در این میان جامعه اصناف و بازرگانان هم نقشی اساسی داشتند و بیشترین فعالیت‌ها هم روی دوش این جمعیت بازاری بود. در همین ۵ گروه بود که جبهه ملی دوم به اضافه تعدادی از همکاران دکتر مصدق تشکیل شد و از جمله کسانی که در آن شورا شرکت کرد و به عضویت شورا درآمد، ادیب برومند بود.
ادیب برومند که عضو حزب ایران، یکی از احزاب مقاومت بود به همراه نماینده‌های دیگر این حزب از جمله دکتر بختیار در نهضت مقاومت فعالیت می‌کردند. ادیب به‌طور مستمر این مبارزات در جهت حمایت از نهضت ملی ایران ادامه می‌داد. بعد از ۷ سال که این فعالیت‌ها نیمه مخفی ادامه داشت، با روی کار آمدن کندی در آمریکا و وزیدن هوای باز و همزمان باز شدن فضا در ایران، جبهه ملی به فکر افتاد که تجدید فعالیت کند. در این دوره دکتر مصدق هم در احمدآباد بود. این تجدید فعالیت را تعدادی از همکاران و یاران دکتر مصدق در منزل غلامحسین صدیقی آغاز کردند و پس از یکی دو جلسه که نام خود را کمیته رجال گذاشته بودند، در برهه ۱۳۳۹ از احزاب چهارگانه نمایندگانی آمدند و ۳۰ تیرماه ۱۳۳۹ تجدید فعالیت جبهه ملی به وسیله نصرت‌الله امینی در منزل الهیار صالح اعلام شد. پس از آن شورایی تشکیل شد و یکی از اعضایی که در آن شورا شرکت می‌کرد آقای ادیب برومند بود.
سیف در ادامه به فعالیت‌های شورای جبهه ملی اشاره می‌کند و می‌گوید: این شورای جبهه ملی در تمام دوران فعالیتش از ۱۳۳۹ که اعلام موجودیت کرد تا ۱۳۴۴ که فعالیتش از سوی شاه ممنوع می‌شود، در تمام فراز و فرودها به کارش ادامه داد و در تمام مدت هم با کارشکنی‌های دولت‌های وقت روبه‌رو می‌شد، به طوری‌که بیشتر اعضا بازداشت می‌شدیم که در میان بازداشت‌شدگان، ادیب برومند هم بود.
او ادامه می‌دهد: در زمانی که در سلول‌های انفرادی در زندان قزل‌قلعه بودم گاهی با ادیب برومند و بسیاری دیگر از فعالان شورای رهبری و جبهه ملی همراه بودیم. پس از بهمن ماه ۱۳۴۱ که لوایح ۶ گانه از سوی شاه اعلام شد، جبهه ملی اطلاع داد که مکانی به آنها اختصاص داده شود تا صحبت کنند و من حامل آن پیام برای دولت بودم. اما این اجازه به ما داده نشد و در نتیجه بازداشت‌ها شروع شد، این از مواردی بود که با ادیب برومند در زندان با هم بودیم.
سیف با اشاره به اتفاقاتی که پس از سال ۱۳۴۴ افتاد، بیان می‌کند: بعد از سال ۴۴ که جلوی مبارزات سد شد و اجازه فعالیت نمی‌دادند تماس‌ها بین ما برقرار بود اما فرصتی برای گردهم آمدن و فعالیت نداشتیم. به همین دلیل عده‌ای از جوانانی که در جبهه ملی حضور داشتند دست به کارهای زیرزمینی زدند که دو گروه از میان آنها ایجاد شد؛ یکی گروه مجاهدین و یکی هم فداییان که مجاهدین حنیف‌نژاد بود که با ما در قزل قلعه زندان بود. این همکاری ادامه داشت تا این‌که در خرداد ماه ۱۳۵۶، یک نامه ۳ امضایی با امضای کریم سنجابی، شاپور بختیار و داریوش فروهر به شاه نوشته شد و مبدا حرکتی بود که کسی به آن توجهی نکرد و در ادامه آن جمعی از این افراد به همراه داریوش فروهر، شامل احزاب ملی و جامعه اصناف و بازرگانان در ۳۰ تیر ۵۷ جبهه ملی چهارم را تشکیل دادند. در این شورا ادیب برومند و بهروز برومند و بسیاری دیگر از فعالان حضور داشتند. در این دوره جبهه ملی، کریم سنجابی، دبیر کل حزب شد و هیات اجرایی به عهده کریم سنجابی، داریوش فروهر، شاپور بختیار، رضا شایان از جامعه سوسیالیست‌ها و ابوالفضل قاسمی از حزب ایران بود. ادیب هم در شورا بود و مبارزات ادامه پیدا کرد تا عید فطر ۵۷؛ در آن زمان با ادیب برای نماز عید فطر رفته بودیم که جمعیت بعد از نماز به راه افتاد و اولین تظاهرات به صورت خودجوش شکل گرفت.
دبیر کل حزب ملت ایران می‌گوید: پس از این‌که جبهه ملی چهارم فعالیت‌هایش را شروع کرد تا ۱۳۶۰ ادامه یافت اما در آن سال، از فعالیت بسیاری از احزاب ممانعت شد. عده‌ای دستگیر شدند و فترتی به معنای واقعی ایجاد شد که هیچ فعالیتی در آن دوره انجام نمی‌شد و کریم سنجابی و منوچهر آذر از مسیر کوه‌ها فرار کردند و عده‌ای هم همین‌جا مخفی شدند. در همین کش‌وقوس افرادی چون علی اردلان و حسین تابنده نامه‌ای با ۹۰ امضا به رییس جمهوری وقت، هاشمی رفسنجانی نوشتند که به جایی نرسید و بعد از دستگیر شدن برخی از این افراد، کل فعالیت‌ها تعطیل شد؛ محل قرارگاه‌های احزاب و جبهه ملی هم بسته شد. سیف می‌افزاید: یکی دو سال بعد از سال ۶۰ زنده‌یاد علی اردلان به همراه عده‌ای از دوستانش در رستوران ‍ پردیس در خیابان ولیعصر روبه‌روی محمودیه دور هم می‌نشستند و غذا می‌خوردند. این جمع کم‌کم توسعه پیدا کرد و آقای ادیب هم در آن جمع حضور داشت. پس از مدتی به این نتیجه رسیدند که حالا که دور هم جمع می‌شویم و حرف می‌زنیم پس بگوییم جبهه ملی هستیم به این شکل جبهه ملی پنجم شکل گرفت اما رییس شورای مرکزی نداشت بلکه به صورت هیات رهبری بود و از سوی علی اردلان و ادیب برومند شکل گرفت. رییس آن شورا ادیب برومند بود که بعد از درگذشت علی اردلان، او به تنهایی این مسئولیت را به عهده گرفت و اگرچه شورای رهبری وجود داشت و داوود هرمیداس باوند، تیمسار ناصر فربد، علی رشیدی و پرویز ورجاوند از اعضای شورای رهبری بودند، مسئولیت اداره و تمام مسائل مربوط به جبهه ملی بر عهده ادیب برومند بود.
ادیب برومند در این سال‌ها بیمار بود و زیر نظر پزشک معالجه می‌شد اما کاملا هوشیار بود. در واقع اسم ادیب برومند برای ما خاطره است، چه برسد به این‌که با او خاطرات زیادی هم داشتیم.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام