EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 09 فروردین 1396   Wednesday 29 March 2017

سرمقاله

خوشی ها وناخوشی های سال ٩۵

محمدعلی وکیلی

جنبش ملی کردن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق دومین جنبش اجتماعی قرن بیستم ایران بود که به رغم پیروزی های در خشان اولیه با تفرقه داخلی و مداخله خارجی عقیم ماند و به شکست انجامید. مقدمات ملی شدن صنعت نفت به وسیله جبهه ملی فراهم شد. جبهه ای که دکتر مصدق رهبری اش را بر عهده داشت و تلاش کرد تا با تصویب پیشنهادکمیسیون نفت در مجلس،روز تاریخی ملی شدن صنعت نفت ایران در اسفند 1329 در حافظه ملت  ایران باقی ماند.
مصدق بنا به دلایل اقتصادی- سیاسی و حتی اخلاقی نفت ایران را ملی کرد. از نظر اقتصادی مصدق احساس می کرد که با در آمد نفت می توان تمام نیاز های بودجه را تامین کرد و نیز باور داشت که می توان با در آمد نفت بر فقر و بیماری و عقب افتادگی  فایق شد. در این پندار ها بود که ملی شدن نفت موجب کاهش موقت نفت شد و مصدق به این نتیجه گیری رسید که در چنین شرایطی ایران همانند گذشته اش می شود و چه بهتر از این که نفت بتواند در زیر زمین بماند تا نسلهای آینده از آن استفاده کنند. این راهبرد مصدق موجب شد که ایران برای دوره ای اقتصاد بدون نفت را در پیش بگیرد. بدون تردید رمز موفقیت اقتصاد بدون نفت مصدق در تعدیل و دمساز کردن تجارت خارجی و گسترش میزان تولید داخلی بود. مدلی که می توانست الگویی که برای دولت های بعد شود.
اگر چه الگوی پیشنهادی اقتصاد سیاسی مصدق مورد استفاده دولت های پهلوی دوم قرار نگرفت،اما این انتظار می رفت که دولت های انقلاب اسلامی با توجه به اهداف و آرمان ضد استکباری خود از آن الگو برای پیشرد فراگرد حیات اقتصادی خود استفاده کنند. هم اینک در آستانه 67 سالگی ملی شدن صنعت الگوی اقتصاد سیاسی دکتر مصدق حلقه مفقوده دولت ها در پیشبرد فراگرد حیات اقتصادی است.امروز در فراگرد حیات اقتصادی نظام مبتنی بر الگوی رانتیریسم مطلوبیت بیشتری بر نظام نمایندگی و مالیات دارد.وابستگی دولت به درآمدهای نفتی و بی نیازی از درآمدهای مالیاتی باعث شد سازمان امور مالیاتی در حاشیه قرار بگیرد.امروز به جهت تخیصص در آمد نفت در تامین وتنظیم بودجه،شاهد اجرای سیاست های نا مطلوب در عرصه اقتصاد هستیم.
قرائن نشان می‌دهد که دولت سالانه حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار از درآمدهای ارزی را در بخش واردات هزینه می‌کند که با توجه به این میزان واردات، تکلیف درآمدهای افسانه‌ای ارزی مشخص است، این به معنای آن است که دولت در قبال فروش نفت،کالا وارد می کند. به واقع فروش منابع زیرزمینی و وارد کردن کالا علاوه بر پیش‌خور کردن ثروت نسل‌های بعد، باعث رکود و حتی تعطیلی تولیدات داخلی نیز شده است و دولت ها تلاش ندارند که از سیستم مالیات برای تامین بودجه استفاده کنند. واقعیت آن است که در 67 سالگی ملی شدن صنعت نفت،اقتصاد ایران رابطه وهمبستگی ارگانیک با فروش نفت و در آمد های آن دارد و هر دولتی که بر سر کار آید،با اتکا به نفت قدرت سیاسی خود را به نمایش می گذارد.
جان سخن آنکه اگر مصدق می دانست که قرار است اخلافش با فاصله گیری از الگوی او در اقتصاد سیاسی، فراگرد حیات اقتصادی کشور را به جلو ببرند،شاید در ملی شدن نفت نمی کوشید و اجازه می داد که ایران در مدار وابستگی انگلستان بماند. مسئله آن است که از الگوی اقتصاد سیاسی مصدق فقط می توان ژست پوپولیستی اش را در رفتار دولت ها مشاهده کرد و فضای سیاسی و اجتماعی ایران نظیر او و همچنین سلوک و منش سیاسی او کمتر خواهد دید.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام