EBTEKAR NEWSPAPER
سه شنبه, 02 آبان 1396   Tuesday 24 October 2017

سرمقاله

واشنگتن علیه اعتبار منطقه‌ای ایران

جلال خوشچهره

حمیدرضا آصفی*- وزارت خارجه نه شب و روز نمی‌شناسد، نه تعطیل و غیرتعطیل و نه حتی عید و غیر عید. اما سال 81 سال خاصی بود. آن سال آمریکا به عراق به حمله کرد.
از چند وقت قبل از حمله آمریکا به عراق، طارق عزیز ( مشاور صدام حسین ) در سفر به روسیه، سفری هم به ایران داشت. در ایران مذاکراتی در فرودگاه داشت. طارق عزیز را تا به حال اینگونه ندیده بودم، رنگ به چهره نداشت. تقریبا داشت قبضه روح می‌شد، مذاکره‌ای کرد و درخواستهایی هم داشت که یکی از آنها این بود که ممکن است کار بحرانی و سخت شود و حمله کنند.
اما او با اینکه با نگرانی از این موضوع حرف می‌زد ولی به صورت انفعالی می‌گفت که وضعیت ما خوب است. معلوم بود بسیار ترسیده است. مذاکره‌ای در فرودگاه با آقای خرازی وزیر امور خارجه وقت داشت و در این مذاکره کاملا معلوم بود که قافیه را باخته است. آقای خرازی پس از آن دیدار، جلسه‌‌ای با تعداد محدودی از افراد وزارت خارجه داشت تا وضعیت پیش روی عراق و آمریکا تحلیل شود تا برآیندی از وضعیت موجود و آینده داشته باشیم. تعداد محدودی بودیم در حد معاونین وزارت امور خارجه و همه معتقد بودند که حمله قریب و قطعی است. چراکه آن موقع کانال فاکس آمریکا که پیش‌قراول سیاستهای جنگی این کشور بود و البته هنوز هم هست و نزدیک به جمهوری خواهان هم هست، طوری تبلیغات خود را چیده بود که دیگر موضوع حمله به عراق در افکار عمومی قطعی شده و فقط بحث زمان مطرح بود که این جنگ چه زمانی آغاز خواهد شد.
به هرحال طوری این شبکه عمل کرده بود که همه منتظر حمله بودند. این شبکه تمام مقدمات حمله را صحنه‌آرایی و فضا را آماده بود که انگار همه چیز مهیای یک جنگ تمام عیار است و حمله آمریکا خیلی دور از انتظار نبود. باید اشاره کنم که قبل از این ماجرا ملاقاتی با میتران رئیس‌جمهور وقت فرانسه داشتیم. میتران از دست صدام عصبانی بود و می‌گفت من متحد صدام بودم. همیشه به هرشکل ممکن به او کمک کردم ولی با حمله‌ای که به کویت کرد و اقداماتی که علیه این کشور انجام داد، آبرو برای ما نگذاشت، ما را بی اعتبار کرد. با عصبانیت می‌گفت وقتی به عراق حمله کنیم و این کشور را بگیریم ما تعیین می‌کنیم که تا کجا عقب برود نه اینکه از مرز کویت خارج شود. آنجا ما به او می‌گوییم تا کجا عقب‌نشینی کند. ما صدام را گوشمالی خواهیم داد. اما برگردیم به جلسه آقای خرازی، او در این جلسه پیش‌بینی کرد که 2 یا 3 فروردین این حمله رخ خواهد داد.
در این جلسه که روز آخر اسفند برگزار شد، جمع بندی‌ها و برنامه ریزی‌های نهایی را انجام دادیم. همه فکر می‌کردیم که تا یکی دو روز دیگر حمله صورت خواهد گرفت. وزارت خارجه در شرایط خاصی قرار داشت. همه مسئولان در حال فضاسازی سازی و آماده کردن بیانیه و مقدمات کار و تهیه تحلیل از شرایط برای مسئولان ارشد نظام بودند اما آمریکا همه را غافلگیر کرد و چند ساعت بعد از همین جلسه بود که حمله به عراق آغاز شد. آن روز کاری برای ما درست شد که عید را سراسر در اضطراب و تنش گذراندیم.
این عید، عید متفاوتی نسبت به سالهای دیگر بود. باید بگویم که وزارت خارجه همیشه ایام عید کشیک و شیفت‌های خاص خود را دارد. اما در آن مدت کشیکها و شیفتها بیشتر شد و همه افراد در دسترس بودند. سفرها کمتر شد چرا که آتشی بود که دم در خانه‌مان اتفاق افتاده بود. وقتی همسایه شما در آتش می‌افتد شرایط شما هم سخت می‌شود. یکی از نگرانی‌های که وجود داشت و اتفاق هم افتاد تحمیل کردن آوارگان عراقی به ایران بود. علیرغم اینکه عراقی‌ها با ما جنگیده بودند و 8 سال این جنگ را بر ما تحمیل کرده بودند با این حال آنها مهمان نوازترین، قابل‌اعتمادترین و انسانی ترین رفتار را در ایرانی‌‌ها می‌دیدند. یکی از بحثهای جدی بررسی کردن و طراحی موضوع آوارگان بود که جلسات متعددی با وزارت کشور و ارگانهای دولتی و بین المللی انجام شد تا بتوان این مسئله را حل کرد.
* دیپلمات و سخنگوی اسبق وزارت امور خارجه


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام