EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 09 فروردین 1396   Wednesday 29 March 2017

سرمقاله

خوشی ها وناخوشی های سال ٩۵

محمدعلی وکیلی

دیدنی
انتخاباتی
تشیار ایرانمهر
با خبر شدیم که مهتران و کهتران (همان بزرگان و کوچکان) عرصه سیاست دور هم جمع شده‌اند تا هم پیشاپیش سال نو را به هم تبریک بگویند و هم دل‌ها را یک خانه تکانی سیاسی و انتخاباتی کنند و ما هم چون احساس کردیم هر کجا رئیس جمهور باشد، آقای دایم‌الکاندیدای ادوار باشد، مطهری و لاریجانی (هر دو علی) باشند، آخوندی و جدیدی (هر دو عباس) باشند و محمدباقر قالیباف هم باشد و احمدی نژاد هم باشد و ظریف هم باشد و حتی آقای ممنوع‌السخت (ممنوع السخن، خروج و تصویر) هم باشد پس حتماً خبرهایی هم می‌شود پس به آن دور همی رفتیم و دیدیم آنچه را دیدنی بود.
احمدی نژاد که وارد گردهمایی نوروزی شد با صدای بلند گفت: مطمئن باشید بهار می‌آید؛ نه اینکه خودش مستقیما بیاید بلکه بقایی دوباره می‌یابد و به همراهش عدالت هم می‌آید، هوگو هم می‌آید. امسال‌تان بهاری و بهارتان بقایی باد. وقتی دقت کرد، دید صندلی‌ها همه خالی هستند و هنوز کسی نیامده است. مردی که در حال نظافت سالن بود گفت: دکتر دیگر آن «جایگاه ارائه شیر» را لولو برد و این حرف‌ها خریداری ندارد. در این هنگام قالیباف از در سمت راست با ادا و اصول‌گرایی وارد شد و از در سمت چپ هم آخوندی که انگار تازه برای صورتش اصلاح، طلب کرده بود آمد و به ناچار همدیگر را درآغوش گرفتند و قالیباف گفت: به‌به جناب وزیر کتابخوان، دو ماه به این سال‌ها. آخوندی در حالی که سمت چپ صورتش را ماچ می‌کرد گفت: به‌به جناب شهردار تراکم فروش! حالا چرا دو ماه به این سال‌ها؟ قالیباف که فقط سمت راست صورت را ماچ می‌کرد گفت: آخر دو ماه دیگر وقت شما تمام می‌شود و با این وضعیت رکود و قیمت پایین نفت احتمالاً کسی رئیس جمهور خواهد شد که بتواند صنایع دستی ببافد و نیاز به بودجه نفت نداشته باشد. در حالی که داشتند از همدیگر فاصله می‌گرفتند آخوندی گفت: فعلا بباف تا ببینیم تا دو ماه دیگر چه می‌شود.
در همین اثنا مردی وارد شد که لباس نظامی به تن داشت و بدون توجه به حضار پشت تریبون رفت (که بلافاصله کاربران عباس جدیدی را کنار او فتوشاپ کردند). شعارهای اقتصادی می‌داد و بدون اینکه با کسی خوش‌و‌بش و عید دیدنی کند فقط می‌گفت دولت بعدی اگر نتواتد اقتصاد دولتی را با اقتصاد آزاد تلفیق کند و با الگوبرداری از اقتصاد جنگی، یک اقتصاد جهادی را برای رسیدن به اقتصاد مقاومتی تدارک ببیند مطمئنا نتیجه‌ای نخواهد داشت و سریع رفت و تنها در یک گوشه سالن نشست.
علی مطهری که وارد شد با همه سلام‌علیک کرد و هم زمان هم جناح چپ و هم جناح راست صورت حاضران را ماچ می‌کرد و خیلی جدی گفت: من پشت تریبون نمی‌روم فقط بلوتوث‌ها را روشن کنید یک کلیپ به اسم «کنسرت خوب، حصر بد، ساپورت زشت» تهیه کردم براتون بفرستم و جالب اینکه در این کلیپ هم کابران عباس جدیدی را فتوشاپ کرده بودند. روحانی که وارد شد بدون اینکه پشت تریبون رود سراغ مهمانان رفت و دیده بوسی کرد. قالیباف گفت حاج حسن حقوقدان! چرا وسط پیشانی ما را می‌بوسی؟ عید دیدنی جدیده؟ درحالی که لبخند می‌زد گفت سرهنگ! مگر نشنیده‌ای که خیرالامور اوسطها؟ ما میانه‌رو هستیم نه چپ و نه راست (در تمام مدت هم مواظب بود که جدیدی را کنار تصویرش فتوشاپ نکنند).
در این هنگام مردی که ممنوع‌السخت بود بدون اینکه پخش شود همراه عارف وارد شد و در حالی که همه زیرچشمی به او نگاه می‌کردند اما کسی تمایلی به عیددیدنی با او نداشت به جز علی مطهری که جلو رفت و کلیپ خودش را برایش بلوتوث کرد و متقابل کلیپی دریافت کرد که می‌گفت: تکرار می‌کنم در سال جدید هم به جای عارف به همان گزینه سال 92 رای دهید. عارف هم در حالی که موهای پریشان روی پیشانی‌اش را با دست کنار می‌زد گفت: همین‌جا به نفع همان گزینه که تکرار شد از کاندیداتوری انصراف می‌دهم. (عباس جدیدی هم که عکسش اینجا هم بود به دادگاه مطبوعات احضار شد که چون فهمیدند فتوشاپ است تبریه شد).
حالا وزیر امور خارجه که فکر می‌کرد همچنان به عنوان دوست داشتنی‌ترین وزیر کابینه شناخته می‌شود و با سوءاستفاده از تعطیلی نوروزی رسانه‌های اون‌وری! ریشش را کاملا پروفسوری اصلاح کرده بود وارد شد و در حالی که به پهنای صورت می‌خندید و تمام 32 دندانش قابل شمردن بود گفت:
Happy new year, one hundred years better tha- this year اما نه کسی به استقبال او رفت، نه کسی او را بغل کرد و نه لپ‌های تپلش را ماچ کردند؛ با تعجب و در حالی که همان خنده‌های دیپلماتیکش را بر لب داشت گفت بابا منم ظریف، مرد مذاکرات هسته‌ای، مرد برجام، یک نفر از داخل جمع گفت: جوادجان دوران جان(کری) و دوران برجام تمام شده و الان پسا‌برجام هستیم تو هم سریع‌تر یک جا بنشین تا سیمانت نگرفته‌اند.
علی لاریجانی هم از در درآمد و بلافاصله پشت تریبون رفت و شروع کرد به «از رو نوشته حرف زدن» و گفت بداخلاقی‌هایِ سیاسیِ سالِ جدید، آفت بلوغ انتخاباتی است؛ اجازه ندهیم دیوهای سیاسیِ درونیِ ما بر چراغ‌های مشارکت مردمی اثر کند. و از همان‌جا مستقیم به حوزه انتخابیه خود رفت تا با علما دیدار کند.
مردی که لباس سبز اتاق عمل به تن داشت به محض ورود به سالن به سراغ تختی که از قبل آماده شده بود رفت و چشم 11 بیمار را که از قبل با فرماندار ایلام تلفنی هماهنگ کرده بود را جراحی کرد و هنگامی که ماسک را از صورتش برداشت تلفنی عذرخواهی کرد و از سالن خارج شد.
خلاصه همه مشغول خوش‌و‌بش و تبریک‌گویی بودند که با اینکه کسی پشت تریبون دیده نمی‌شد اما صدایی آشنا از بلندگوها شروع به صحبت کرد: دو ماه دیگر بهار واقعی می‌آید. عدالت و بهارعدالت بقایی دوباره خواهد یافت. دوباره نفت 160 دلاری به سفره‌های شما می‌آید. دوباره باید آب را به همان جایی که می‌سوزد ریخت. دوباره آمریکا برای ترور بهار نقشه خواهد ریخت. دوباره هاله نور بر سقف سازمان ملل خواهد آویخت. دوباره پول از نظر مردم نمی‌دانم، ولی از نظر دولت بهار، بی‌ارزش خواهد شد حتی هزار میلیارد هم بی‌ارزش خواهد شد. دوباره مردان پاک خواهند آمد و صندوق ذخیره ارزی را از لوث وجود دلارهای شیطان بزرگ پاک خواهند کرد و دوباره با آمدن بهار شکوفه‌های چاوز در انگلیس که جزیره‌ای کوچک در آفریقاست جوانه خواهد زد. و من یعنی کوچیک همه شما، همین جا از شما می‌پرسم چه کسی خسته است؟ - اما کسی جواب نداد - دوباره می‌پرسم چه کسی خسته است؟ - باز هم کسی جواب نداد- یک صندلی زیر پایش گذاشت تا از بالای تریبون بتواند حضار را ببیند که چرا جواب نمی‌دهند که متوجه شد به غیر از یک نفر که دیگر عارف هم در کنارش نبود، کس دیگری در سالن نیست و صندلی‌های خالی هم توان حرف زدن را ندارند و مردی که در حال نظافت سالن بود گفت: دکترجان، همه حاضران با هم قرار گذاشتند امسال بهار دسته‌جمعی با پیکان برن برج میلاد، من که همان اول جلسه گفتم دیگر آن «جایگاه ارائه شیر» را لولو برد و این حرف‌های شما خریداری ندارد. آن مرد هم به اجبار آنجا نشسته چون ممنوع‌الخروج است و الا او هم بیرون می‌رفت.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام