EBTEKAR NEWSPAPER
سه شنبه, 01 خرداد 1397   Tuesday 22 May 2018

سرمقاله

در کارنامه شکست روحانی نام دیگران هم ثبت می شود

محمدصادق جنان صفت

مسعود خوشابى* - اهالى که از فرداى انقلاب سیاسى بهمن ١٣۵٧، نظرى بر و قلمى در روزنامه‌ها داشتند، از گوناگونى موضوعات و تنوع دیدگاه‌ها، حتى در مورد یک موضوع به ظاهر کوچک، شگفت‌زده مى‌شدند و چه بسا شگفتى مى‌آفریدند! هیچ گاه در تاریخ این مرز و بوم انفجار روشنگرى - در غیاب سازمان‌ها، احزاب و جبهه‌هاى ریشه‌دار و مردمى - تا آن حدِ وسیع صورت نگرفته بود. روزنامه‌هاى سنتى و سنت‌هاى روزنامه‌نگارى که در نیمه دوم سال ١٣۵٧ تکانى خورده بودند، با حفظ ظاهر قدیمى خود، به غناى مطالبشان مى‌افزودند. رفته رفته از میان روزنامه‌ها و نشریات آن دوران چندتایی اندک‌شمار گل کردند و چهره دموکراتیک انقلاب را نمایان‌تر ساختند، دامنه و عمق نظرى خود را گسترش دادند و به تعدد مقالات تحلیلى - تاریخى - جهانى خود افزودند .... و خوشبختانه مورد استقبال برخى از طیف‌هاى جامعه قرارگرفتند. همین جا، جا دارد تاکید گردد محتواى نظرى نشریات اپوزیسیون‌هاى مارک‌دار همچون پوزیسیون‌هاى مشابه فاقد رعایت حتى اصول و الفباى کار مطبوعاتى بودند و به جرات مى‌توان گفت فاقد زمینه‌هاى جلب و جذب خوانندگان به آن‌ها مى‌شدند. اساساً فضاى حاکم بر اپوزیسیون و پوزیسیون بسیار بسته و به دور از هرگونه جو دموکراتیک بود.
اما آن فضاى نسبتاً باز مطبوعاتى که به گَرد فضاى بعد از انقلاب فرهنگى دوم خرداد ١٣٧۶ نمى‌رسید، عمرى کوتاه داشت و درگیرى‌هاى سیاسى حاد و عجله نظام در استقرار خود و توهم اپوزیسیون ساده‌اندیش در «سرنگونى»(!) آن و جنگ هشت ساله همه چیز حتى روزنامه‌ها را به اندوه‌بارترین رنگ‌ها یعنى سیاه و سفید تبدیل کرد. روزنامه‌هاى سیاه و سفید یک پیام بیشتر نداشتند: «هر که با ما نیست، بر ماست!». پیام حاکمیت نیز که خود را در چند جبهه سخت گرفتار مى‌دید و از تجربه تاریخى حکومت‌دارى چندان برخوردار نبود در آن پیام سیاه و سفید منعکس مى‌شد. علی‌رغم این توصیف‌ها که گویاى رکود آزادى مطبوعات در آن دوران سخت تاریخى بود کور سویى داغ دل‌ها را تازه مى‌کرد. اهل نظر و قلم که بدون آزادى مطبوعات، آزادى‌هاى دیگر را توهمى بیش نمى‌دانستند و دائم درگوشى زمزمه مى‌کردند زبان اداره جامعه دموکراسی است و روح و جان دموکراسى آزادى مطبوعات، دل به یکى دو نشریه خوش کرده بودند.
تدریجاً «سلام» آمد و چشم برخى به حضورش روشن شد! آن‌ها استدلال مى‌کردند مطبوعات نیمه آزاد حتى اگر محصول بدى هم تولید کنند خوب است. چرا که نقش آزادى ذاتاً دافع بدى است و حافظ نظام امنیتى و تعادلى مطبوعات. در «سلام» قدرى جاى اهل نظر و قلم باز شد، قدرى فضا براى آزادى اندیشه فراهم گردید، اهل نظر و قلم با حسرت وصف‌ناپذیرى از وجود «دموکراسى» موقتِ حادثِ پس از انقلاب یاد مى‌کردند و فریاد وا اسفاها سر مى‌دادند: دموکراسى آسان به دست نمى‌آید، ولى افسوس و صد افسوس که به آسانى از کف مى‌رود و تاریخ نشان داده این نهالک، بدون مبارزه بى امان و آگاهانه اکثریت مردم براى حفظ و نگهدارى خود به درختى تنومند بدل نمى‌شود. این که روزنامه «سلام» تا چه میزان در برپایى انقلاب فرهنگى دوم خرداد ١٣٧۶ نقش داشت مى‌تواند جاى بحث‌هاى نظرى مطولى را به خود اختصاص دهد که همگى گویاى یک اصل کلى است و آن برجستگى بى نظیر نقش مطبوعات است.
بزرگترین دستآورد بى‌نظیر تاریخى انقلاب فرهنگى دوم خرداد بیست سال پیش شکوفایی مطبوعات بود. توفانى بپا شد که یکى از مراجع صاحب‌نظر گفت ما اگر بخواهیم پاسخگوى خیل عظیم انتقاداتى باشیم که از جانب مطبوعات به ما روا داشته‌اند بشویم، به صد سال (!) زمان نیاز داریم! امروز پس از گذشت دو دهه از آن دوران بى‌نظیر تاریخى حیف است خانواده مطبوعاتى کشورمان به خود نجنبد و در صدد احیای آن ایام شکوهمند بر نیایند.
خانواده مطبوعاتى کشورمان آنقدر حرف و حدیث ناگفته در چنته دارند و با دسترسى به تکنولوژى‌هاى برتر مجهز به ابزارهاى زمانه‌شان شده‌اند که با اندک اراده‌اى مى‌توانند مجدداً شعارهاى همیشگیشان را که هیچ گاه کهنه نمى‌شوند، با ادله زمانه‌پسندترى مطرح کنند. اهل مطبوعات مى‌تواند نظم بوروکراتیک را زیر سوال ببرد و مدافع نظم خودگردان باشد، مى‌تواند اختلاف و یکپارچگى را به عنوان اصلى لازم و ملزوم در زندگى اجتماعى معرفى کند، مى‌تواند به جاى رابطه مبتنى بر پرستش هویت دیگرى، به رابطه سالم احترام به شخصیت خصوصى و جمعى بشریت بها دهد، مى‌تواند ... مى‌تواند ... و با اندک دخل تصرف(!) در شعر حافظ
بى همتا (با عذر فراوان از محضرشان) مى‌تواند بگوید: گمان مبر که به پایان رسید کار اهل قلم، هزارباده ناب ناخورده در رگ تاک است!
*روزنامه‌نگار


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام