تحلیل نمایش بازیگران جشنواره فیلم فجر ۳۷
نقطه عطف تاریخی‌ای که ثبت شد

ایران و جهان - تاریخ: ۱۳۹۷/۱۱/۲۳
سید حسین رسولی*
برخی بازیگران جشنواره سی‌وهفتم فیلم ملی فجر کاری انجام دادند که می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ بازیگری سینمای ایران باشد. آنها با بازی‌های متفاوت، خلاقانه و هوشمندانه توانستند برخی تابوها و کلیشه‌های سینمایی را بشکنند. نباید به راحتی از این اتفاق گذشت. دو فیلم «متری شیش و نیم» ساخته سعید روستایی و «سرخپوست» به کارگردانی نیما جاویدی بسیار درخشان بودند. بازیگران این دو اثر هم در زمینه بازیگری حرف‌های بسیاری برای گفتن دارند که باید آنها را مرور کنیم و روی نکات مثبت‌شان تاکید شود.
ادایش را در نیاور!
«لی استراسبرگ» مهم‌ترین استاد بازیگری به «شیوه متد» می‌گوید: «اگر قرار است روی صحنه فکر کنی، ادایش را در نیاور، حقیقتا فکر کن». این جمله شیوه بازیگری در سینما را تغییر داده است. بیشتر بازیگران انگلیسی مانند «سر لارنس الیویه» که جایزه اسکار را هم گرفته‌اند اعتقاد دارند که بازیگر باید ادا در بیاورد. فیلم «ماراتُن مَن» یا «دونده ماراتن» (۱۹۷۶) با بازی «داستین هافمن» و «سر لارنس الیویه» تقابل دو شیوه بازیگری است. هر دو شیوه هم موفق بوده‌اند. داستین هافمن از بازیگران مطرح «اکتورز استودیو» (Actors‌Studio) است که بر اساس «متد اکتینگ» یا «بازیگری متد» بازی می‌کند. الیویه هم از بازیگران مطرح نمایشنامه‌های «ویلیام شکسپیر» در تئاتر لندن و از تحقیرکنندگان متد اکتینگ بود. هافمن روزی سر صحنه فیلمبرداری این فیلم برای آمادگی بیشترش کیلومترها می‌دود تا خستگی و آشفتگی در صورت و بازی‌اش ظاهر شود. الیویه با دیدن این صحنه به هافمن نزدیک می‌شود و می‌گوید: «پسر! چرا به جای این کارا سعی نمی‌کنی بازی کنی؟!» نوید محمدزاده و پیمان معادی هم دو شیوه متفاوت دارند. معادی تلاش می‌کند در نقش فرو رود یا خودش را به نقش نزدیک کند. محمدزاده هم بازی انفجاری دارد و تلاش می‌کند نقش‌ها را به خودش نزدیک کند. در فیلم «متری شیش و نیم» به خوبی این فرآیند مشخص شده است. جالب است که محمدزاده در فیلم «سرخپوست» به سوی نقش رفته است. او از شیوه «متد اکتینگ» بهره گرفته است. تمام تلاش خود را می‌کند تا ادایی در نیاورد و دیگر از بازی انفجاری خبری نیست. پیمان معادی هم برای اولین بار نقش یک پلیس واقعی را در سینمای ایران بازی کرده است. این موضوع نشان می‌دهد که کلاس بازیگری در سینمای ایران تغییر کرده است. این دو بازیگر می‌توانند تابوها و کلیشه‌های سینمای ایران را بشکنند.
پیچیدگی‌های نقش
بازیگرانی مانند «دنزل واشنگتن» در فیلم «روز تمرین» یا «روز تعلیم» (۲۰۰۱) به کارگردانی «آنتوان فوکوآ» و «آنتونی هاپکینز» در فیلم «سکوت بره‌ها» (۱۹۹۱) ساخته «جاناتان دمی» توانستند بازی در نقش‌های منفی را دگرگون کنند. شیوه بازی واشنگتن و هاپکینز کلاس درسی برای بازیگران سینما است. هر دو بازیگر تابوها را شکسته‌اند و توانسته‌اند نقش‌های مخوفی را با کلی تعلیق و غافلگیری روی پرده زنده کنند. هر دو بازیگر هم برای این نقش‌های منفی خود اسکار گرفتند. یک بازیگر صاحب سبک و دارای کلاس در نقش منفی به شدت می‌درخشد. نوید محمدزاده در فیلم «متری شیش و نیم» نقش منفی بازی می‌کند و بسیار درخشان است. او بازی‌های انفجاری خودش را دارد ولی تلاش می‌کند تونالیته‌ها و واریاسیون‌های نقش را به خوبی نشان بدهد. بازیگر روبه‌روی او هم که معادی است به خوبی از پس نقش پلیس بر می‌آید. دنزل واشنگتن از معدود بازیگرانی است که در نقش آدم بده خوش می‌درخشد. او نقش پلیس خلافکار و صاف و صادقی را در فیلم «روز تمرین» بازی می‌کند. واشنگتن برای بازی در نقش «تروی مکسون» در فیلم «حصارها» (۲۰۱۶) برای پنجمین‌بار نامزد جایزه اسکار شد. نه می‌شود گفت واشنگتن آدم بده فیلم است و نه آدم خوبه. او نقشی را بازی می‌کند که هم قربانی است و هم سادیستی. او هم مرد مهربانی است و هم به زنش خیانت کرده. نقشی به شدت پیچیده با شگردهای عجیب. محمدزاده هم در فیلم «سرخپوست» از پس چنین نقش پیچیده‌ای بر می‌آید. نه می‌شود او را آدم بده دانست و نه آدم خوبه. او به خوبی پیچیدگی‌های نقش را به تصویر کشیده است. اما نباید از این واقعیت گذشت که بازیگران سینمای ایران که با عنوان «استار» یا «ستاره» مشهور شده‌اند نمایش به شدت ضعیفی در چند سال اخیر داشته‌اند. بهرام رادان با اینکه جایزه بازیگری گرفته است نه در نقش‌های سنگین بازی می‌کند و نه در فیلم‌های پیچیده. بازیگری مانند حامد کمیلی تبدیل به یک مجسمه شده است که گویی برای اولین بار در برابر دوربین قرار می‌گیرد. یا نوع بازی صدیقیان اصلا مشخص نیست. معلوم نیست که هدفش از بازی در این نقش‌ها چیست یا توانایی‌اش چقدر است؟! تفاوت بازیگران و کارگردانان سینمای ایران روز به روز بیشتر می‌شود.
* روزنامه‌نگار
web site hit counter