ابتکار شباهت های دوران پس از تصویب 598 و 2231 را مقایسه می کند؛
وجه مشترک دو قطعنامه

ایران و جهان - تاریخ: ۱۳۹۴/۰۵/۲۱
* مهدی وکیلی-نکته جالب در صدور قطعنامه 2231 که به موجب آن تمامی تحریم ها اقتصادی در مورد برنامه هسته ای ایران لغو می شود شباهت زمانی آن با قطعنامه 598 است که پایان جنگ را اعلام کرد، هر دو آنها در 29 تیرماه با فاصله 26 ساله تصویب شدند. اما به جز این شباهت وجه مشترک های دیگری نیز بین این دو قطعنامه وجود دارد. یکی از مهمترین ویژگی های این قطعنامه ها را می توان ورود ایران به عصری جدید در روابط داخلی و خارجی دانست که باعث تحولاتی عظیم در اقتصاد و جامعه و حتی گروه های سیاسی شد. اولین دولت بعد از قطعنامه 598 به ریاست آیت الله هاشمی رفسنجانی تشکیل شد که با توجه به شرایط کشور با شعار سازندگی کار خود را آغاز کرد و بعدها به سردار سازندگی شهرت یافت. تاثیرات بعد از 598 را کامل می توان در دولت سازندگی مشاهده کرد. حال بعد از حدود سه دهه از آن زمان قدرت سیاسی کشور در دستان دولت حسن روحانی است که با شعار تدبیر و امید به میدان آمد. وی هم با توجه به نیاز کشور چنین شعاری را انتخاب کرد. روحانی توانست در دومین سال ریاست خود به توافق هسته ای دست پیدا کند و امیدی که وعده داده بود به آن برسد. اما تفاوت دولت روحانی و هاشمی در این نکته شاید باشد که رئیس جمهور فعلی به کمک تیم خود توانست مشکل به توافق دست پیدا کند، اما هاشمی رفسنجانی در زمان قبل از تصویب قطعنامه 598 رئیس مجلس و در شورای عالی دفاع بعد از شهادت دکتر چمران در سال های پایانی جنگ با حکم امام خمینی (ره) به عنوان جانشین فرمانده کل قوا فعالیت داشت، که می توان از وی به عنوان تاثیرگذارترین فرد در تصویب این قطعنامه یاد کرد. این دو قطعنامه ایران را وارد مناسبات تازه ای در جهان کرد. 598 ، بعد از 8 سال جنگ تحمیلی به دست آمد و 2231 نیز بعد از 12 سال تحریم یا بهتر بگوییم 8 سال تحمل فشار تحریم به دست آمد . وجه مشترک دیگر این دو را می توان مقاومت دانست که در برهه های زمانی مختلفی انجام شد. نکته دیگر را می توان دوستان بین المللی ایران در هر دو زمان دانست که تفاوت چندانی با هم نداشتند و تقریباً همان کشورها هستند که خود دارای مشکلات فراوانی هستند و نتوانستن ایران در استفاده سازنده از این روابط دانست . در سال های انتهایی جنگ، ایران در شرایطی سخت اقتصادی دست و پنجه نرم می کرد که با مقاومت مردم توانست از آنها بگذرد . در 12 سال گذشته نیز ایران با شرایط سخت از لحاظ اقتصادی روبرو بود اما نه به آن شدت. ولی شاید بزرگترین بحران بعد از جنگ را بتوان این برهه زمانی دانست. مورد دیگر را می توان چیره دستی مذاکره کنندگان ایرانی در هر دو پرونده دانست در اولی ، عراق را به عنوان متجاوز معرفی کردند و در توافق وین و قطعنامه 2231 برداشته شدن تحریم ها و قبول محدودیت های حداقلی در برنامه هسته ای ایران را به ارمغان آوردند. در این بین می توان محمدجواد ظریف را فرد مشترک هر دو قطعنامه دانست که با استفاده از تجربیات خود در زمان صدور قطعنامه 598، اینک به عنوان رئیس تیم هسته ای ایران، 2231 را به سرانجام رساند. نقطه مشترک امروز با سال 68، فرزندان ایران بودند که در مقاومت برای خاکشان جانشان را فدا کردند و باعث ماندگاری ایران و جاودانگی خود شدند.
598 همراه با شادی و تلخی
دکتر مهدی مطهرنیا، کارشناس مسایل سیاسی در گفتگو با خبرنگار سیاسی روزنامه ابتکار می گوید: قطعنامه 598 پس از یک جنگ آشکار و سخت انجام پذیرفت و به واسطه عینی بودن ناشی از 8 سال درگیری مسلحانه و کاربرد قدرت منطقه ای در یک حمایت نامتداوم و در نهایت همسو، در جهت مشخص شدن پایان جنگ در چارچوب تئوری قدرت های بزرگ برای جنگ های منطقه ای که در آن هیچگاه نباید قدرت منطقه ای بر قدرت منطقه دیگر فائق آید، انجام یافت. توافق پس از جنگ 8 ساله را نیز یک توافق تقریبا می توان گفت متوازن با دریافت فاکتورها و مشخصه هایی برای جمهوری اسلامی ایران بود که می توانست نشان دهد که نظام جمهوری اسلامی ایران علی رغم دادن شهدای زیاد و پرداخت هزینه ها، توانست نشان دهد که یک طرف پیروز جنگ بوده است و طرف مقابل هیچ گاه نتوانست به اهداف تعریف شده و آشکار و پنهان خود دست یابد. وی در ادامه می افزاید: در توافق وین نشان داده شد که ایران توانسته است بعد از 12 سال تحریم ها و تلاش هایی که دولت روبرو از خود نشان داد تا ایران به هیچ دستاوردی نرسد، اکنون دارای امتیازات حداقل 5 گانه ای در سطح کلان در توافقنامه وین است که هیچ گاه نمی تواند ایران را به عنوان شکست خورده میدان نشان دهد. بنابراین در این جهت یک شباهت وجود دارد و آن این است که ایران توانست در 12 سال مقاومت در افکار عمومی جهانیان نشان داده شود و بالاترین فشار از سوی کنگره جمهوری خواه آمریکا بر کاخ سفید دموکرات این کشور، در ارتباط با توافقنامه صورت می پذیرد و برگ برنده ای برای انتخابات ریاست جمهوری در دست شان جای بگیرد و همچنین دارای نمادهای عینی برای ایجاد فضاسازی های عاطفی و هیجانی و توده ای مردم بود. پذیرش 598 زمانی صورت پذیرفت که رهبری نقش موثری در پذیرفتن تمامی مسئولیت های جنگ و پس از آن داشتند. در آن زمان فرماندهی جنگ برعهده ایشان بود و در کنار فرماندهی صلح و تبعات 598 را هم خودشان پذیرفتند. با بیانیه ای بسیار مهم که در ان نکته ای بس بااهمیت را برای تاریخ انقلاب اسلامی رقم زد. ایشان بیان کردند که آنکه جام زهر نوشیده است، من هستم و من هستم که در پس این تحرکات مسئولیت های آن را شاهد خواهم بود. مطهرنیا ادامه می دهد: در 598 شاهد پیروزی عینی بودیم که در عین حال که تلخکامی پذیرش 598 را برعهده داشت، شادکامی مردم را نیز به همراه آورد. الان هم این مساله وجود دارد با این تفاوت که هنوز به مرحله نهایی نرسیده و نمی تو اند با اتمام حجت داخلی و رهبری جمهوری اسلامی ایران همراه باشد. نبرد دیپلماتیک در دستیابی به توافقات صلح آمیز هسته ای باید نبردی نرم و متکی بر هوشمندی باشد. ویژگی چنین مبارزه و نبردی در واقع زمانبر بودن و در حدود زیادی به جای گذاشتن توانایی های سخت متکی بر ابزارهای آشکار است. در واقع می توانیم بگوییم ابزار غیر مادی و آبرومندانه است و لذا اگر این منطق را بپذیریم که اگر گذشتن از مال و جان بهتر از گذشتن از آبروست، باید بپذیریم که رقابت نبردی در بازی برد- برد زمینه هایی را ایجاد می کند که تبیین آن را بر توده های مردم در مخالفین منفعت طلب دشوارتر می کند. این کارشناس مسایل سیاسی تاکید می کند: هر دو تیم مذاکره کننده اصلی به ویژه دو سر تیم آن، ظریف و کری، بیشترین نقش را در مدیریت مذاکره داشتند. من بر این باورم که باید سه نقش را در حوزه تحرکات سیاسی رهبری، مدیریت و سیاسی را مدنظر داشته باشیم. رهبری مذاکرات برعهده دو کنشگر اصلی بوده است. یعنی رهبری جمهوری اسلامی ایران و پرزیدنت آمریکا، یعنی باراک حسین اوباما. مدیریت حوزه دیپلماسی برعهده ظریف و کری و ریاست آن برعهده معاونان بوده است. نقش شیخ این مذاکرات را نباید فراموش کرد که حلقه واسطه ای بود میان مدیریت و رهبری مذاکرات. او بود که تاثیر ادراک بالاتر از صحنه مذاکرات را به وجود می آورد. رییس جمهوری ایران، به عنوان یکی از مجتهدان خبرگان رهبری بر جایگاه نشسته است. از یک سو وی سابقه سیاسی و امنیتی دارد و از سوی دیگر دربرگیرنده نوعی از سوابق دیپلماتیک در باب پرونده دیپلماسی است. در این میدان، ظریف مسیر را برعهده می گیرد و سریع تر از دیپلمات کهنه کار آمریکا خود را نشان می دهد. مطهرنیا در پاسخ به این سئوال که دوستان منطقه ای و هم پیمانان ایران چه کمکی کرده اند و چه در زمان قطعنامه 598 و 2231 چه تفاوت هایی داشته اند، می گوید: دوستان منطقه ای ایران جدای از گروه ها و احزاب اسلام گرایان مثل لبنان، همواره به ایران به عنوان جغرافیای حامی نگریسته اند که در بزنگاه تاریخ به نقش آفرینی رسانه ای در باب حمایتی نگاه کرده اند. در دور قبلی مذاکرات و با شیوه دولت نهم و دهم، همواره شاهد آن بوده ایم که به نوعی نگرش ها متکی بر استفاده از کشورهای گروه نرم و غیرمتعهد بود. اینکه کمیت فراگیر از دولت های متعهد از چارچوب سازمان غیرمتعهد از دستیابی ایران به فناوری های صلح آمیز حمایت کردند. در عمل این جنبه تبلیغاتی پیدا می کرد. حمایتها از جمهوری اسلامی ایران به واسطه نظم آنها در نظام بین المللی تعریف می شود. ایران، کشور و حوزه ای در تاریخ بشری است. این حمایت ها می توانست باعث تاثیرگذاری در نظم بین المللی محسوب شود. پیش از آنکه حمایت آنها مهم باشد، نقش ایران در نظام بین الملل به عنوان نظم دهنده منطقه بسیار مشهود است.
آغازی دوره جدید
پیرو همین موضوع رئیس مجلس شورای اسلامی شرایط فعلی کشور در خصوص مذاکرات هسته ای و برجام را قابل مقایسه با دوران آخر جنگ و صدور قطعنامه ۵۹۸ دانست. علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در همین رابطه گفت: وضعیت فعلی کشور را باید با دوران پایانی جنگ ۸ ساله مقایسه کرد. وی اظهار داشت: مسئله ای مانند مذاکرات پس از جنگ در دوران انقلاب کمتر داشته ایم. لاریجانی ادامه داد: بعد از انقلاب مسائل و مشکلات زیادی مانند جنگ و تحریم ها فراروی ملت ایران وجود داشت و اگر بخواهیم موقف فعلی را با دوره ای از انقلاب مقایسه کنیم باید آن را با دوران اواخر جنگ مقایسه کنیم. رئیس مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: پس از انقلاب ما مسائل زیادی داشتیم، اما زندگی ما پس از انقلاب همیشه با این موضوعات عجین بوده است. وی تاکید کرد: باید وضعیت فعلی را با اواخر جنگ و صدور قطعنامه ۵۹۸ مقایسه کنیم. قطعنامه ۵۹۸ موضوع حساسی بود که جامعه از شرایطی به شرایط دیگر عبور کرد. لاریجانی گفت: در مساله هسته ای توافقی که صورت گرفته در چنین گذری قرار دارد و جامعه ما از ۱۲ سال چالش وارد صحنه دیگری می شود. رئیس مجلس شورای اسلامی با ناحق دانستن این چالش افزود: در صحنه بین‌المللی بی‌رحمی زیادی است. مگر جنگ ۸ ساله علیه ایران جنگ حقی بود، جنگ علیه ایران، جنگ ناحقی بود و قطعنامه ۵۹۸ بعد از شرایط مختلف در جنگ فراز دیگری را برای انقلاب تعریف کرد. وی اضافه کرد: در مساله هسته ای هم پس از ۱۲ سال چالش سنگین، ما به مقطعی جدید رسیدیم. این را باید درک کرد که وضعیت فعلی مقطع جدیدی است. لاریجانی با طرح این سوال که آیا این مسیر درست طی شده است یا خیر، گفت: همیشه می شود این موضوع را تحلیل کرد، اما باید بدانیم طی این ۱۲ سال با دقت حرکت ما زیر ذره‌بین بوده است، این طور نبوده که مقاطعی که با غرب تعاملاتی داریم و یا زمانی که ایستادگی می کردیم، یک کار سرسری بوده باشد. رئیس مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: پشت هر مرحله ای از مذاکرات مدت ها فکر شده است. در این مقطع، یعنی در مقطع فعلی که ایران مذاکرات را جدی‌تر دنبال کرد، این اقدام از یک نگاه تاکتیکی صورت نگرفت، بلکه در جلسات مختلفی بحث شد که چرا ما باید پیشنهاد مذاکرات جدید را بپذیریم. لاریجانی تصریح کرد: اینکه مذاکرات با چه چارچوبی پذیرفته شده و چگونه هدایت شود، مورد تحلیل و بررسی زیادی قرار گرفت. مجموعا در نظام تمام ابعاد آن مورد توجه قرار گرفت و تصمیم گرفتیم مذاکرات را از این مسیر ادامه دهیم. وی با اشاره به فراز و فرودهای مذاکرات هسته ای گفت: اینطور نبود که مذاکرات با پیشنهادات سطحی و گفت و شنود راحت انجام شود، به نظر من در طول تاریخ پس از انقلاب مذاکرات هسته ای، جزء سخت ترین مذاکرات بود. رئیس مجلس شورای اسلامی مذاکرات هسته ای را بسیار پرتنش خواند و ادامه داد: بارها مذاکرات به کشور بازگشت، در مورد آن بحث و بررسی صورت گرفت و دوباره مذاکرات از سنخ دیگری پیگیری شد. اینطور نبود که جاده یکطرفه باشد. لاریجانی افزود: مذاکرات هسته ای گفتگوی بسیار پرچالشی بود و آنچه امروز روی کاغذ می بینید، وجهی از آن است البته چارچوب های اصلی همین است. وی با طرح این سوال که آیا توافق خاتمه کارها است، عنوان کرد: این توافق خاتمه یک دوره است، اما آغاز دوره ای پرمساله است. اینطور نیست که این مذاکرات حتی اگر در ایران تصویب شود، راه شوسه ای باشد، نه اینطور نیست، مسیر پس از مذاکرات، مسیری پرمساله خواهد بود.
web site hit counter