«اضطراب»، «استرس» و «عزت نفس پایین» عمده ترین آسیب های روانی دانش آموزان
وقتی «روان» اهمیتی ندارد

جامعه و شهروند - تاریخ: ۱۳۹۵/۰۸/۲
گروه جامعه - امیرحسین جعفری: هر چند وقت یکبار خبر جدیدی از آسیب های میان دانش آموزان گزارش
می شـــود. یـک روز آمار خــودکـشی در صدر این
گزارش ها قرار می گیرد و روز دیگر شیوع رفتارهای پرخطر. در آخرین اظهار نظر نیز این رتبه به «اضطراب»، «استرس» و«عزت نفس پایین» اختصاص یافت. اختلالاتی که به عنوان عمده‌ آسیب‌های روانی 13 میلیون و 228 هزار دانش آموز اعلام شد.
نظام آموزشی ناکارآمد و شیوع اختلالات رفتاری
نتایج پژوهشی که در سال 91 از سوی انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان اعلام شد نشان داد 15 تا 25 درصد افراد زیر 18 سال کشور به مشکلات روانی دچار هستند. عددی که دو سال بعد و از سوی وزارت بهداشت به 27 درصد رسید و سال بعد از آن به 20 درصد.
هر چند وقت یکبار اعداد متفاوتی به عنوان آخرین آمار مشکلات روانی دانش آموزان منتشر می شود. آمارهایی که هر چند دیروز عباسعلی الهیاری رئیس سازمان نظام روانشناسی در گفت و گو با ایسنا می گوید دقیق و علمی نیست اما خود او نیز در بخشی از این مصاحبه از مشاهدات شهودی و عینی می گوید که نشان می دهد شیوع اختلالات رفتاری در نوجوانان و جوانان افزایش یافته است.
چند روز پیش مدیرکل امورتربیتی و مشاوره وزارت آموزش و پرورش نیز در نشست خبری خود اضطراب، استرس و عزت نفس پایین را به عنوان عمده ترین مشکل روانی دانش آموزان اعلام کرد. براساس گزارش ایسنا؛ مسعود شکوهی بدون نام بردن از عوامل ایجاد این آسیب ها در میان دانش آموزان و بدون ارائه آمار مشخص تنها ابراز امیدواری کرد با اجرای طرح هایی که این وزارتخانه در نظر گرفته است در مدارس و بر روی دانش آموزان اجرا کند این موارد به حداقل برسد.
کارشناسان می گویند دانش آموزان بخشی از جامعه هستند و متاثر از آن بنابراین با افزایش آسیب ها در جامعه دانش آموزان نیز از آن بی نصیب نمی مانند اما بررسی ها نشان می دهد مدرسه و نظام آموزشی نیز در افزایش این آسیب ها بی تاثیر نیست. مهدی بهلولی کارشناس حوزه آموزش و عضو کانون صنفی معلمان تهران در این باره به ابتکار می گوید:« آمارها،خبر از افزایش بیماری ها و اختلال های روانی می دهند. گفته
می شود که چیزی پیرامون 34 درصد از مردم کشور،از نوعی اختلال روانی رنج می برند. در میان دانش آموزان هم، سخن از رواج 20 درصدی اختلال های روانی است. پرپیداست که مدرسه از جامعه اثر می پذیرد و نمی توان انتظار داشت که در جامعه افسردگی و اضطراب و پرخاشگری به گستردگی وجود داشته باشد اما در مدرسه خبری از اینها نباشد. خبرهای خشونت ورزی در مدرسه و خودکشی دانش آموزان که هر از گاهی در رسانه ها منتشر می شود نشانه هایی از وجود بیماری ها و اختلال های روانی در مدرسه است.» او به نقش مدارس در شیوع اختلالات رفتاری و روانی در نوجوانان اشاره می کند و می افزاید:«مدرسه برای برخورد با اختلالات روانی باید شاد و گیرا شود اما مدرسه های ما مدرسه های شادی نیستند. دانش آموزان در کلاس های اغلب 30 تا 40 نفره،تنگ هم می نشینند و به یک سری درس های تئوری گوش می دهند و یا جزوه می نویسند. هدف آموزش هم آزمون و کنکور است و قبولی در درس ها. آموزگار هم برای ساکت کردن آنان یا باید آنان را ببندد به درس و تمرین و جزوه و یا با سر و صدا و تهدید و گهگاه تنبیه بدنی، کلاس را آرام نگه دارد. یک روش دیگر هم آزمون گیری های پیاپی است که خودش
می تواند باعث اضطراب بیشتر برخی دانش آموزان حساس به درس شود. هیچگونه تنوعی در روزهای مدرسه نیست، نه خبری از اردوهای فرهنگی و علمی است و نه خبری از برنامه های شادی بخش درون مدرسه. مدرسه های ما، به دور از نوآوری اداره
می شوند؛ هر روز همانند دیروز و هر سال همانند پارسال. بزرگ ترین دل نگرانی مدیران، بحث های مالی است و این که چگونه به یاری کمک هزینه های خانواده ها،مدرسه ها را اداره کنند. مشاور و مددکار و پرستاری هم وجود ندارد و اگر مشاوری هم هست وقت کافی برای رسیدگی به همه دانش آموزان ندارد. کیفیت دوره های ضمن خدمت فرهنگیان هم پایین است و اغلب در این
زمینه ها،آموزش چندانی به آموزگاران داده نشده و نمی شود. آموزگاران هم با دشواری های مادی زندگی دست به گریبان هستند و به ویژه از تبعیض های ناروای میان خود و کارکنان دیگر ادارات آزرده اند و چندان هم دل و دماغ توجه جدی به دانش آموزان را ندارند. گاهی هم که متوجه می شوند دانش آموزی مشکل دارد کار چندانی از آنان بر نمی آید نه آموزش درست و حسابی در این زمینه دیده اند و نه وقت چندانی برای آن دارند. روی هم رفته می توان گفت که فضای مدرسه ما، فضای جذابی نیست و یادگیری و اندیشیدن راستین در آن کمتر انجام می گیرد. بیشتر فضای القای درس هاست پس خسته کننده است و می تواند باعث برخی مشکلات روانی دانش آموزان هم بشود و یا به تشدید آنها کمک کند. در فضای خستگی، میزان تنش میان آموزگار و دانش آموز بالا می رود و زمینه ساز برخی
پرخاشگری ها و خشونت ها می شود. »
پرونده الکترونیکی مشاوره ای ؛ طرحی که دقیق نیست
طرح توانمندسازی روانی اجتماعی دانش آموزان در کنار تقویت و توسعه نقش پیشگیرانه کارکنان آموزش و پرورش در بحث سلامت روان، طراحی و تدوین پیش نویس نظام جامع مشاوره، طراحی و تدوین پیش نویس برنامه جامع پیشگیری از خشونت، توسعه و تقویت هسته‌های مشاوره و اجرای طرح همیاران مشاور از جمله برنامه‌هایی هستند که چندی پیش مدیرکل امورتربیتی و مشاوره وزارت آموزش و پرورش گفت از سال تحصیلی 94-93 آغاز شده و در سال تحصیلی جدید ادامه خواهد داشت. اما مهم ترین طرحی که مسعود شکوهی از آن خبر داد تهیه و ترسیم نیم رخ سلامت اجتماعی و روانی دانش آموزان برای برنامه ریزی‌های کلان خارج از آموزش و پرورش است. براساس این طرح قرار است برای تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه اول پرونده الکترونیکی مشاوره ای تشکیل شود. او در این باره گفت:«از هفته جاری یک جنبش نرم افزاری در فرآیند مشاوره‌ای در آموزش و پرورش شروع می‌شود و پورتالی برای همه دانش آموزان طراحی کرده‌ایم و بر اساس آن همه دانش آموزان ما در مقطع متوسطه اول صاحب «پرونده الکترونیکی مشاوره‌ای» خواهد شد.در حال حاضر همه دانش آموزانی که وارد دوره اول متوسطه می شوند تشکیل پرونده می‌دهند. قبلا این کار به صورت کامل انجام نمی‌شد اما اکنون مدارس ملزم هستند برای همه دانش آموزان متوسطه اول پرونده الکترونیک مشاوره‌ای تشکیل بدهند. امسال آزمون‌های رفتاری روانی ما نیز به صورت آنلاین انجام می‌شود و دانش آموزان می‌توانند آن را در خانه با کمک خانواده انجام دهند. نمرات تحصیلی دانش آموزان، مقام‌هایی که در مسابقات کسب کرده‌اند در این پرونده لحاظ می‌شود و تمام معلمان دانش آموز نیز باید در سطوح مختلفی که تعریف شده اطلاعات مربوط به وی را تکمیل کنند.» اما این جنبش نرم افزای که مدیرکل امورتربیتی و مشاوره وزارت آموزش و پرورش از آن خبر داده است تا چه حد می تواند با مشغله های فراوان معلمان دقیق و در کاهش مشکلات روحی دانش آموزان موثر باشد؟ بهلولی در این باره می گوید:«اطلاعات این پرونده تنها اطلاعات مشاوره ای تربیتی نیست و اطلاعات تحصیلی دانش آموز را هم در خود دارد. پیش از هر چیز باید گفت که این کار نیاز به آموزش های ضمن خدمت دارد تا آموزگاران به طور دقیق متوجه اهمیت این کار و چگونگی انجام درست آن بشوند. یک برنامه خوب،باید خوب هم اجرا شود تا نتیجه بدهد. نکته دوم به میزان علمی بودن این پرونده برمی گردد که بتواند به دور از برخی پیش داوری های رایج،به ارزیابی شخصیت دانش آموزان بپردازد. هم اکنون برخی برنامه های پرورشی در
مدرسه ها انجام می گیرد که بسیاری از دانش آموزان به دلیل کیفیت پایین،از آنها گریزان هستند. این برنامه ها نمی توانند سنجش درستی برای ارزیابی رفتاری و اخلاقی و روانی دانش آموزان به شمار آیند.»
وقتی «روان» اهمیتی ندارد
سلامت روان و بحث های آموزشی مربوط به آن نه در آموزش‌های رسمی مدرسه مورد توجه است و نه در آموزش‌های غیررسمی. در این میان خانواده ها نیز به دلیل فقدان همین آموزش ها برای ارائه به فرزندانشان چیزی در چنته ندارند. اما این همه ماجرای بی اهمیتی به بحث روان و آسیب های آن در کشور نیست. آنگونه که رئیس سازمان نظام روانشناسی کشور می گوید حتی تاکنون در این زمینه هیچ تحقیق جامع، دقیق و علمی نیز صورت نگرفته است و آمار مشخصی برای بررسی علل شیوع و راهکارهای کاهش آن وجود ندارد.
web site hit counter