معماری اسلامی و یا معماری مسلمین ؟

درنگ - تاریخ: ۱۳۹۴/۰۳/۴
صادق رشیدی فرد- در میان مفاهیم و کلمات جاری در جوامع هنری و علی الخصوص معماری ایران و جهان بی شک واژه « معماری اسلامی» یکی از پر کاربرد ترین و یکی از بزرگترین مفاهیمی است که توسط متخصصین و حتی توده مردم به کار میرود و این واژه ظرفی است که با آن مفاهیمی چون : دین ، معماری ، هنر , سنت , گذشتگان و حتی مفاهیمی نوستالژیک و احساسی و بعضا اساطیری را به درون خود می یابد . این مقاله سعی آن دارد تا با واکاوی و تفکیک دو واژه « دین» و« معماری» ، و همچنین وظایف , مسئولیتها و فلسفه وجودی این دو مفهوم و همچنین تناسب و سنخیت بین این دو را تا حد امکان مورد بررسی و تحلیل قرار دهد .
- دین ( علی الخصوص دین اسلام ) : این سوال مهم همیشه گریبانگیر مسلمانان و متدینین و دیگر ادیان بوده است که آیا دین اساسا و ذاتا مسئول رسیدگی و هدایت همه امور بشری است و یا اینکه به عنوان مشاور و یک هادی آسمانی صرفا مسئول تبیین کلیات و زندگی اخروی انسان است . هدف از بحث انتظار بشر از دین‌ این است که حوزه ها و سطح نیاز انسان به دین تبیین شود. نظریات مختلف در این بحث در واقع پا سخهایی به این پرسشها هستند: آیا دین تنها عهده دار ارتباط انسان با خدا و آباد ساختن آخرت اوست؟ و یا اینکه در حوزه های گوناگون علمی و زمینه های اجتماعی،‌ اقتصادی، حقوقی و به طور کلی علوم انسانی نیز اظهار نظر می کند؟ آیا دین به علوم طبیعی و هنر همچون طب، فیزیک، شیمی، معماری ، نقاشی و... وارد شده است؟ و اگر پاسخ مثبت است آیا دخالت دین در این موارد به شکل مستقیم است یعنی تک تک جزییات و گزاره های این علوم در آن مطرح شده است یا اینکه تنها به شکل غیر مستقیم و بسنده کردن به بیان کلیات و اشاره به اصول، وارد این مسائل شده است؟ در پاسخ به این سوالات هم عالمان مسلمان و هم دانشمندان غیر مسلمان اظهار نظر کرده اند. به طور خلاصه می توان مهم ترین واکنشها به این موضوع را در سه گروه انتظار حداقلی از دین، انتظار حداکثری از دین و انتظار اعتدالی از دین گنجاند. برخی در پاسخ به این پرسشها قائل به قلمرو حداکثری برای دین شده اند. مغرب زمین در قرون وسطی شاهد چنین تلقی از کتاب مقدس بود. گروهی از متالهان مسیحی، وحی را جانشین همه معارف بشری اعم از علوم تجربی ، اخلاقی و مابعدالطبیعی میدانستند و بر این باور بودند که خداوند هرآنچه نیاز بشر بوده است را در کتاب مقدس آورده است به همین دلیل باید صرفا شریعت را آموخت و نیاز به فراگیری هیچ چیز دیگر حتی فلسفه نیست.( عبدالله محمدی : مقاله انتظار حداکثری بشر از دین )درمیان مسلمین نیز گاهی این تلقی دیده میشود، که خود به دو دسته تقسیم می شوند :
الف) کسانی که معتقدند دین تمام نیازهای دنیایی و آخرتی را تامین می کند و متون دینی با توجه به معانی آشکار و تفاسیر باطنی و درونی آن،‌ هم کلیات و هم جزییات امور را بیان کرده اند. تمام علوم بشری اعم از علوم عقلی، نقلی، تجربی و عرفانی با جزییات کامل در دین آمده است. ابوحامد غزالی، امین الاسلام طبرسی و فیض کاشانی در برخی نوشته های خود به این دیدگاه گرایش دارند.
ب) و در ورطه دیگر افرادی هستند که علیرغم اعتقاد به دین ، آنرا صرفا در مقولات اخروی و دستورات ظاهری دینی محدود کرده و دین را موظف به ورود در عرصه های علمی و تجربی نمیدانند .
بررسی هر دو نظریه :
1- معمولا قائلین به انتظار حداکثری به برخی آیات و روایات تمسک میکنند که دلالت آنها بر هدف ایشان قطعی نیست؛ به عنوان مثال آیه 89 سوره نحل:‌ «و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء‌؛ بر تو کتاب را نازل کردیم درحالی که روشن کننده هر چیز است »،‌ اما مقصود اصلی آیه این است که تمام آنچه برای هدایت و رستگاری انسان نیاز است آورده شده است، زیرا قرآن کتاب هدایت و شان آن بیان مصالح و مفاسد ابدی انسان است. همچنین گاهی به آیه 38 انعام : «‌ما فرطنا فی الکتاب من شیء؛ ما در قرآن از هیچ چیز فروگذار نکردیم» استناد میشود. در اینجا نیز ضمن تکرار پاسخ قبل اشاره میشود که شاید مقصود از کتاب ، لوح محفوظ باشد و نه قرآن کریم.
2- نفی انتظار حداکثری از دین مستلزم پذیرش انتظار حداقلی و سکولاریسم نیست. یعنی پذیرش این دیدگاه به منزله محدود ساختن رسالت پیامبران به تامین آخرت و بهبود رابطه انسان و خدا نیست؛ زیرا در متون دینی به طور مستقیم یا غیر مستقیم به ابعاد دیگر حیات انسانی از جمله علوم تجربی و انسانی نیز اشاره شده است. اما از سویی نباید پنداشت که کتاب و سنت برای تحصیل علوم و مسائل علمی و تجربی کفایت میکند، مطالب بسیاری در علوم مختلف وجود دارد که مسلمانان باید با بکار بستن عقل، تجربه و روش شناسی متناسب با هر علم به آنها دست یابند. همانطور که در روایات متعدد به آموختن این علوم تشویق شده است . بدین ترتیب نمیتوان ادعا نمود که تمام جزییات علوم مختلف را میتوان از کلیات قرآن و سنت استنتاج نمود.
و اما معماری : معماری به عنوان علم و هنری برای طراحی و ساختن فضا برای زیستن ، کار و فعالیتهای فردی و جمعی انسان از ادوار گذشته تاریخ به وجود آمده ، و مورد استفاده قرار گرفته است . خانه به عنوان اولین نیاز بشر همواره در طول تاریخ به عنوان فعالیت معمارانه مورد توجه جوامع بشری بوده است و پس از آن بناهای دیگری چون معابد ، مقبره ها ، کاخ ها و ... فعالیتهای ثانویه معماران را به خود اختصاص میداده است . سیر معماری از چینه سازی تا به امروز سیری تکاملی و در خدمت انسان و فعالیتهای آنرا طی نموده است . برخی از عناصر در معماری با توجه به کارکرد معمارانه آن تولید شده اند مثل : اطاق ( فضایی برای زیستن و آرامش ) ، میدان ، حیاط ، صحن و بازار ( فضایی برای فعالیتهای عمومی نظیر عبادات و خرید و فروش ) ، تالار و سرسرا ( فضایی برای جشن و ملاقات های رسمی ) و فضاهایی دیگر و از طرف دیگر در این سیر تاریخی معماری عناصر دیگری به وجود آمدند که جنبه سازه ای –کارکردی داشتند مثل قوس و گنبد ( برای مهار نیروی سقف و پوشاندن فضاهای وسیع ، بدون استفاده از ستون ) و پله و رمپ ( برای ارتباط دو تراز مختلف ) منار ، میل و گلدسته (برای نمایاندن و شاخص کردن بناهای خاص در میان یک دشت یا یک بافت شهری ) و المانها و عناصر دیگر که مورد استفاده قرار گرفته و میگیرند . اگر به دقت به مثالهای زده شده نگریسته شود ، به عناصری بر میخوریم که در ذهن ما شاخصه « معماری اسلامی» هستند ، عناصری مثل : قوس ، گنبد ، منار ، نقوش کاشیکاری ( که حتی قبل از اسلام هم وجود داشته اند ) و ... آیا این عناصر با اسلام آفریده شده اند ؟ آیا به جز « مسجد» که تنها ترین ساختمانی است که بر اساس دستورات اسلامی و برای انجام مناسک خاص اسلامی بنا شده است ، دیگر ابنیه قبل از اسلام موجود نبوده اند ؟ پاسخ هر دوی این سوالها ، خیر میباشد ، زیرا تجربه و سیر تاریخی اینرا نشان میدهد که دین و بالاختصاص ، اسلام آفریدگار این عناصر و معماری نیست بلکه بستری است که در آن معماران و دیگر هنرمندان رشد کرده و در جهت آرمانهای اسلامی و عرفانی که همان « مظهر اسمای الاهی شدن» و در مورد فعالیتهای هنری « مظهر اسم جمیل و جمال الاهی شدن» است حرکت کنند . و اینگونه است که هنرمند مسلمان با تدین و تقوا زندگی پس از مرگ را به بهشت تبدیل میکند و با هنرمندی و کار ، دنیا را به مثابه بهشت برای خود و دیگر انسانها قرار میدهد .
نگاهی به تاریخچه معماری اسلامی
به نظر نگارنده برای فهم و درک این سوال که آیا ما « معماری اسلامی» به معنای کلمه داریم و یا نه ؟ مهمترین مسئله ورای بحث های کلامی و فقهی ، نگاه به تاریخچه و نقطه شروع و استارت این پدیده میباشد .بنا به روایات تاریخی اولین بنای ساخته شده توسط مسلمین ، مسجد النبی (ص) میباشد که توسط شخص رسول الله (ص) در مدینه بنا شد .این بنا که با توجه به جغرافیا و اقلیم و فرهنگ عربی ، بنای ساده ای داشته است از دیواری کاهگلی و سقفی با لیفهای خرما ساخته شده است ؛ نگاه به این بنا و بناهای دیگری که در آن دوره ساخته میشده است نشان میدهد که مسجد النبی (ص) تفاوتی با دیگر ابنیه آن روزگار از لحاظ فرم و مصالح نداشته ، و صرفا کارکرد مصلی گونه آن تنها تفاوتی است که از لحاظ کارکرد با دیگر ابنیه آن مکان و اقلیم داشته است .تنها پس از فتوحات و آشنایی اعراب با تمدن ایران و روم بود که مساجد با تاثیر از معماری و مهمتر از همه « معماران» این تمدنها ، به گونه ای دیگر توسط « معماران تازه مسلمان» ساخته میشد و آنها بودند که اولین بذر « معماری اسلامی» را در سرزمینهای خود می افشاندند .با توجه با احکامی نظیر حرمت ساخت کاخ در اسلام ، مذمت اشرافی گرایی و اسراف ، مذمت فاصله گرفتن رهبران جامعه اسلامی از مردم و غیره ، و مقایسه آن با معماری رایج در تمامی ادوار خلفای اسلامی ازخلیفه سوم عثمان تا حکومت و امپراطوری عثمانی ، این نکته را نشان میدهد که کاخ سازی ( با توجه به حرمت ساخت آن ) در تمامی ادوار در زمینه معماری اسلامی رواج داشته است و اگر واقعا بخواهیم از لحاظ دینی به آنها بنگریم ، بناهایی نظیر قصرالحمرا در اسپانیا ، کاخ اخیضر در شام و تمامی دارالخلافه ها را نبایست در زمره معماری دینی و اسلامی لحاظ کرد ، حال آنکه هرکدام از این بناهای یاد شده سمبلی از هنر و تعالی معماری اسلامی به شمار می آیند .و شاید این تعریف، که ما « معماری اسلامی» نداریم ولی واجد « معماری مسلمین» هستیم ، میتواند به عنوان فصل الختام این بحث در نظر گرفته شود .
و اینک یک مثال :
مسجد ایاصوفیه استانبول
بی شک ایاصوفیه ، قطرالحمرا و تاج محل جزو معروفترین بناهای اسلامی هستند، علی الخصوص ایاصوفیه که شاید جزو معروفترین مساجد دنیای اسلام باشد . جالب است که بدانیم بنای ایاصوفیه در ابتدا یک کلیسا بوده است و ایاصوفیه به معنای حکمت مقدس میباشد . پس از فتح قسطنطنیه ( استانبول کنونی ) مسلمانان آنرا تغیر شکل داده و به مسجد تبدیل کردند . که حتی امروز به وضوح دیده میشود که محراب آن با کلیت بنا انحراف قابل توجهی دارد . نکته قابل توجه تر اینست که عثمانیان بعدها مسجد سلطان احمد ( مسجد آبی ) را با تاسی از ایاصوفیه ساختند که مسلما محراب آن در راستای مسجد و بنا میباشد . این مثال به وضوح به ما نشان میدهد که معماری عثمانی ( و به وضوح فرم مسجد سازی آنها ) متاثر از ایاصوفیه است که در ابتدا یک کلیسای مسیحی بوده است و نه یک بنا با تاثیر از فرهنگ اسلامی , حال آنکه استانبول و مساجد آن به عنوان نماد معماری اسلامی در سراسر جهان میباشد .
در پایان لازم میدانم به این مسئله پافشاری کنم ، که قبول این مطلب ( معماری مسلمین ، و نه معماری اسلامی ) به عنوان نقص دین و یا عدم اهمیت این نوع معماری نمیباشد ، بلکه دین به عنوان پاک ترین و موثر ترین بستر تاریخی توانسته است باعث رشد , هدایت و بلوغ انواع علوم و هنرها باشد . علی الخصوص در زمینه معماری ، مسجد به عنوان والا ترین پایگاه و بستر ارائه هنر در تمامی جوانب هنری ( هنر معماری، گچبری ، کاشی کاری ، آینه کاری و ... ) در تمامی ادوار مورد توجه قرار گرفته است و ما امروزه موظف به حفظ و اعتلای این هنر ( به عنوان میراث انسانی و تاریخی بشر ) در تمامی زمینه ها میباشیم . «معماری مسلمین» با توجه به غنای خود که متاثر از اقلیم ها و فرهنگهای مختلف است ، میتواند پاسخگو و مشاور خوبی در زمینه های مختلف برای حل نیازها و فعالیتهای انسان معاصر باشد و تجربیات مختلفی که معماران مختلف در سرزمینهای مختلف داشته اند گواه این مطلب میباشد .
web site hit counter