سرمقاله

سونامی کمبود سرمایه در گردش / پیمان مولوی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • تأیید قاطع سهامداران؛ مهر تأیید بر کارنامه مالی ۱۴۰۴ بیمه سرمد
  • منجیل در ترازوی تمدن؛ ارزش‌گذاری ۴.۲ هزار میلیارد تومانی برای بزرگ‌ترین نیروگاه بادی ایران
  • درخشش سرمد در مسیر سودآوری؛/ تحقق سودآوری با جهش چشمگیر ۳۷۰ درصدی سود انباشته
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 21037  |  صفحه ۱۱ | ایران و جهان  |  تاریخ: 04 دی 1402
    یک تحلیل‌گر سیاست خارجی مطرح کرد
    توافق نانوشته همچنان در جریان است
    تحلیل‌گر سیاست خارجی گفت:‌ موافقت نانوشته و حتی ناگفته‌ همچنان در جریان است. فعلاً ایران و ایالات متحده خود را در وضعیت تعادلی نسبت به گزینه‌ها می‌بینند که افزایش تنش، افزایش توسعه‌های هسته‌ای، افزایش تحریم‌ها و غیره اتفاق نیفتد.
    ساسان کریمی تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در پاسخ به این سوال که چه عواملی باعث مسکوت ماندن مذاکرات برجام یا رفع تحریم‌ها شده است، گفت: شرایط بین‌المللی تغییر کرده است. در واقع پرونده هسته‌ای ایران از اولویت غرب و به ویژه ایالات متحده خارج شده است. جنگ اوکراین به تبع آن شرایط روسیه در محیط بین‌المللی، شرایط داخلی ایران در سال گذشته، جنگ غزه و انتخابات پیش رو در ایالات متحده شرایطی است که نسبت به دوران قبل تغییر کرده و در نتیجه زمان زیادی است که مطلوبیت احیای برجام را نسبت به شرایط کنونی برای طرف‌های غربی کم کرده است. واقعیت آن است که در انتهای دولت دوازدهم و ابتدای دولت سیزدهم فضای بسیار مثبتی در آن سوی میز مذاکرات احیای برجام وجود داشت که متاسفانه تحت تأثیر بحث‌های مربوط به سیاست داخلی و جناحی، مسائل هویتی، باورهای اشتباه و توهم آمیز قرار گرفت. ما در آن زمان، بر سر به کار بردن واژه برجام یا حذر از آن رجزخوانی ضمنی داشتیم. متأسفانه برخی از کسانی که در دولت جدید کار سیاست خارجی را بر عهده گرفتند فکر می‌کردند مذاکرات و توافق کردن تنها به اراده ایشان بستگی دارد و طرف مقابل همیشه پشت در می‌‌ایستد که اینطور نبود. حالا متوجه شده‌اند ولی متاسفانه بسیار دیر شده و منافع ملی از جهات مختلفی تضییع شده است.
    به گزارش ایلنا، کریمی در پاسخ به این سوال که چرا ایران یا حتی اروپا برای دور جدید مذاکرات در این ایام پیش قدم نمی‌شوند، گفت: اروپایی‌ها نسبت به قبل در موضع کمتر همراهی با احیای برجام قرار دارند. به خصوص در آلمان پس از تغییر در دولت شاهد مواضع سرسختانه‌ای بودیم و در اتفاقات سال گذشته این مواضع سرسختانه‌تر شد. این تا حدی است که امروز در مواردی دولت ایالات متحده مواضع اروپایی‌ها را نسبت به جمهوری اسلامی تعدیل می‌کند. در سمت ایرانی اما بارها شاهد ابراز علاقه‌ از سوی آقای امیرعبداللهیان بوده‌ایم ولی پاسخی نیامده است. حتی ایشان بارها با شوق اعلام کرده‌اند که پیام‌هایی را مکرراً از طرف آمریکایی‌ها دریافت می‌کنند. اما این هم نوشدارویی پس از مرگ سهراب معنا می‌شود چراکه از اساس این آمادگی در دولت بایدن وجود ندارد که تا انتخابات ریاست.جمهوری چنین مذاکراتی را آغاز کند.
    کریمی در پاسخ به این سوال که چه پارامترهایی برای آغاز دور جدید مذاکرات برای طرفین لازم است تا به میز مذاکرات بازگردند، گفت: به نظرم در دولت کنونی ایالات متحده نمی‌توان منتظر چنین آمادگی‌ای بود. در دولت کنونی ما هم از نظر فنی آمادگی لازم وجود ندارد. بنابراین اگر دموکرات‌ها روی کار بیایند، مامور کردن تیم و فرد جدید برای این مذاکرات می‌تواند امید بخش باشد.
    این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در مورد سفرهای اخیر وزیر خارجه کشورمان به قطر و احتمال طرح موضوع احیای برجام در آن گفت:‌ گفت‌وگویی هم اگر باشد بیشتر حول مساله غزه و حماس است و نه برجام. من در شرایط کنونی قطری‌ها و عمانی‌ها را واقع‌گراتر و باهوش‌تر از آن می‌بینم که بخواهند خود را به چنین تقلایی بیندازند. 
    وی در پاسخ به این سوال در مذاکرات گذشته ما شاهد رسیدن به توافق نانوشته بودیم به نظر شما آیا این توافق نانوشته هم اکنون در چه وضعیتی قرار دارد، گفت: موافقت نانوشته و حتی ناگفته‌ همچنان در جریان است. فعلاً ایران و ایالات متحده خود را در وضعیت تعادلی نسبت به گزینه‌ها می‌بینند که افزایش تنش، افزایش توسعه‌های هسته‌ای، افزایش تحریم‌ها و غیره اتفاق نیفتد. احتمالاً سهل‌گیری در فروش نفت به چین در برابر موضوعاتی که برای جمهوری اسلامی ایران قابل پذیرش بوده‌اند انجام می‌‌شود و بیش از این در دسترس نیست. تنها چیزی که باید به آن توجه کرد عدم فروش سهمیه نفت، بالا رفتن هزینه‌های واردات و انتقال پول، امنیتی بودن وضعیت منطقه و در نتیجه آنها به صرفه نبودن همکاری با ایران برای شرکت‌های خارجی، همچنین عدم سرمایه گذاری خارجی، خروج سرمایه و نیروی انسانی و غیره است که ذیل این وضعیت تعلیق بر ایران تحمیل شده است. در یک کلام بقای ما در وضعیت کنونی و حتی در وضعیت فشار حداکثری که فشار چندین و چند برابر بیش از امروز بود به خطر نمی‌افتد و پروژه امثال ترامپ و پمپئو در این معنا با شکست سنگین مواجه بوده است. اما توسعه ما تقریباً متوقف است و این مسأله قابل اغماض نیست که بخواهیم نسبت به آن بی‌‌تفاوت باشیم.