کد خبر: 30653 | صفحه ۲ | سیاست روز | تاریخ: 12 تیر 1403
چرا خیالمان از بابت اقتصاد و تورم در دولت پزشکیان راحت شد؟
دلایل اقتصادی رای به مسعود پزشکیان
گروه سیاسی- یکی از مسائلی که رقبای انتخاباتی مسعود پزشکیان آن را مورد نقد قرار می دادنند موضوع نداشتن برنامه اقتصادی بود. این فرضیه اما با باز شدن پای علی طیب نیا به ستاد پزشکیان به طور کل منتفی شد. در واقع اقتصاد ایران باید نفس راحتی بکشد که فردی چون طیب نیا وزیر خوش سابقه دولت اول روحانی فرمانده آن باشد. اقتصاددانی که بهرتین آمارهای اقتصادی متعلق به اوست و البته در عمل هم نشان داد که توانمند است.
از سوی دیگر ایده های مطرح شده اقتصادی توسط سعید جلیلی نیز از همین الان تکلیفش روشن است و چندان پا روی زمین واقعیت نگذاشته است.
در همین خصوص جعفر محمدی در عصر ایران می نویسد: برای من به عنوان یک شهروند، هر چند اینترنت و آزادی های اجتماعی و سیاسی مهم است، اما اقتصاد و سفره های خانواده ایرانی، موضوع مهم دیگری است که هیچ چیزی نمی تواند جای آن را بگیرد.
تا روز گذشته، می دانستم که مسعود پزشکیان به طور آشکاری حامی رابطه با جهان است، حامی اینترنت آزاد است و به طور جدی و اعتقادی با گشت ارشاد مخالف. اما نمی دانستم در اقتصاد چه می خواهد بکند و این، مرا نگران می کرد هر چند که به تخصص گرایی پزشکیان باور داشتم و مطمئن بودم کار غیر علمی نخواهد کرد اما اتفافی که دیروز افتاد، خیال من و خیلی های دیگر را به معنای واقعی کلمه آسوده کرد. او ، "علی طیب نیا" را به عنوان سکاندار تیم اقتصادی اش معرفی کرد.
در تمام سال های بعد از جنگ که دولت های هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد، روحانی و رئیسی را داشته ایم، تنها در دو سال تورم در ایران تک رقمی بودو آن دو سال هم مربوط به دوران وزارت طیب نیا در رأس وزارن امور اقتصادی و دارایی بود.
وقتی طیب نیا وزیر شد، تورم 34.7 درصد بود ولی در همان سال اول و حتی قبل از تصویب برجام، سیاستهای اقتصادی او تورم را در یک سال به کمتر از نصف رساند و ما در سال 1393 شاهد تورم 15.6 درصدی بودیم. سال بعد 11.9 درصد شد و در سال های 95 و 96 نیز که برجام اجرا می شد، این رقم به 9 و 9.7 درصد کاهش یافت. این حد از کاهش تورم، بعدها دیگر تکرار نشد.
حالا چرا طیب نیا توانست تورم را کنترل کند؟ قبل از پاسخ به این سوال باید این واقعیت را یادآور شویم که اقتصاد یک علم است و با فرمول های خودش و نه با خواست ها و شعارها و آرمان ها و دستورات سیاستمداران کار می کند. مهار تورم نیز روش های شناخته شده علمی دارد که در هر جای دنیا به کار گرفته شده جواب داده است.
طیب نیا، فارغ التحصیل و استاد تمام اقتصاد دانشگاه تهران است و تخصص او نیز شناخت تورم و راهکارهای رفع آن است. حتی عنوان پایان نامه دکتری وی در سال 1373 "تورم ساختاری در ایران" بود. به جرأت می توان گفت اگر در تمام ایران 2 متخصص تورم وجود داشته باشد یکی شان علی طیب نیاست که تخصص اش را به تجربه نیز آمیخته و 4 سال کم تورم در تاریخ پر تورم اقتصاد ایران رقم زده است.
برای میلیون ها نفری که مسوولیت اداره اقتصادی خانواده هایشان را دارند، مهم است است که اطمینان حداقلی به ثبات اقتصادی شان داشته باشند و بدانند که حتی اگر قیمت ها بالا می رود، با شیب ملایم و معقولی است نه به صورت جهشی و امروز تا فردایی؛ این مهم جز با مهار تورم از راه های علمی میسر نیست. تنها کسی که در سال های بعد از انقلاب توانسته با تکیه به فرمول های علمی تورم را در عین رشد اقتصادی بالای 10 درصد، تک رقمی کند، علی طیب نیاست و این، برای نان آوران خانه، مهم تر از هر چیزی است.
این، بسیار مهم است که اداره اقتصادی کشور دست کسی باشد که قبلاً آزمون پس داده و تورم را یک رقمی کرده است آن هم در دولتی که همسو با اصولگرایان نبود و انواع کارشکنی ها را متحمل می شد.
اگر از من بپرسند بزرگ ترین اشتباه اقتصادی حسن روحانی چه بود، قطعاً خواهم گفت او نیز همان خطایی را کرد که محمدرضا پهلوی درباره برترین وزیر اقتصاد تاریخ معاصر ایران مرتکب شد و علینقی عالیخانی را که توانسته بود تورم را در زیر 10 درصد حفظ کند، کنار گذاشت. شاه با این کار، مسیر اقتصاد ایران را منحرف کرد و تاوانش را در بهمن 57 داد.
همان طور که عالیخانی در مورد اصول اقتصادی، حتی با شاه نیز مخالفت می کرد، طیب نیا هم با روحانی اختلاف داشت و از این رو، در ترکیب دولت دوم او قرار نگرفت و بدین ترتیب همان اندازه که در دولت اولش، شاهد رشد اقتصادی و کاهش تورم بودیم، در دولت دومش بحران های اقتصادی را دیدیم.
شاه فرصتی برای بازگرداندن عالیخانی نداشت ولی این بار بخت با مردم ایران است که پزشکیان، متخصص تورم زدایی را از دانشگاه فراخوانده و به او ماموریت داده است که بار دیگر تورم را به زیر 10 درصد بیاورد و این، با فرمول های علمی، شدنی است.
پنج اقتصاددان : انتخابات ۱۵ تیر نه برای بیان خواستهها، بلکه برای اعلام ناخواستههاست
داود سوری، محمد طبیبیان، موسی غنینژاد، فرهاد نیلی و مسعود نیلی پنج اقتصادانانی هستند که در بیانیهای به تحلیل انتخابات ۸ تیر پرداختند و دیدگاه خود را درباره انتخابات ۱۵ تیر مطرح کردند.
به گزارش اکوایران، انتخابات هشت تیرماه ۱۴۰۳، پیامهای مهم و متعددی دربر داشت که اینجا فرصت پرداختن به همه آنها نیست. از جمله نتایج برآمده از این رویداد مهم آن بود که مشخص شد درصد بزرگی از جمعیت صاحب رای کشور، یا آینده مطلوب خود را در میان هیچکدام از چهرههای تاییدشده ندیدند؛ یا نامزدها را در جایگاهی ارزیابی نکردند که بتوانند به آنچه میگویند عمل کنند؛ یا میخواستند به مسالمتآمیزترین شکل ممکن، بگویند که خواستارِ تغییراتی بسیار بزرگتر هستند.
نمیتوان کتمان کرد که بخشی از آنانی هم که رای دادند، در حوزههایی، با گروه اول، همنظر بودند؛ مگر در این نکته که، هنوز رگههایی از امیدِ به بهبود در دل داشتند. شاید همهی پیامها را بتوان در این عبارت کوتاه اما بسیار هشداردهنده خلاصه کرد که؛ بخش بزرگی از جامعه، این صندوق رای -که میتواند مسالمتآمیزترین و کمهزینهترین ابزار برای حل مشکلات بزرگ از جمله تعارض منافع باشد- را، ناتوان از انجام ماموریت یاد شده ارزیابی میکنند.
اینکه آیا همه پیامهایی که در رخداد روز ۸ تیرماه، توسط مردم داده شد، شنیده هم شده است یا نه را آینده آشکار خواهد کرد. آیا این پیام مهم شنیده شد که ظرفیتهای در اختیار، برای ایجاد تغییراتی حتی اندک و تدریجی، ولی پایدار و ماندگار در زندگی مردم، در حال زوال است؟
ما در مناسبتهای دیگر، هشدار دادهایم که التهابهای بزرگ خارجی در کنار چالشهای عظیم اقتصادی در حوزههای آب، انرژی، بودجه و فرابودجه، بانک، صندوقهای بازنشستگی، و فقر و نابرابری، در یک طرف و التهابهای عمیق سیاسی، فرهنگی و اجتماعیِ داخلیِ برآمده از شکاف در حال بزرگتر شدن بیننسلی در طرف دیگر، جامعهی ایران را بسیار ناپایدار کرده است. این شکنندگی ناشی از آن است که حسب تجربه، گروههای بزرگی از زنان، جوانان و بخش بزرگی از قشر متوسط، کسانی را که رای و نظر آنها را در نظام حکمرانی نمایندگی و پیگیری کنند نمییابند.
لازم میدانیم توجه هم وطنان گرانقدر را به این نکته مهم جلب کنیم که زمین بازی انتخابات روز ۱۵ تیر با انتخابات روز ۸ تیر متفاوتاست. کارکرد انتخابات ۱۵ تیر، بهطور کامل و بسیار تعیین کننده، پیشگیرانه و سلبی است. این انتخابات به طور ناگزیر، نه برای بیان خواسته ها، بلکه برای اعلام ناخواسته هاست. برای پیش گیری از تحمیل هزینههای بیشتر بر تن نحیف ایران عزیز و ممانعت از حاکم شدن باورها و سیاستهایی است که بارها نخواستن آنها فریاد زده شده است.
از نظر ما، ابعاد بزرگ مشکلات خارجی و خطرات بزرگتر پیش روی مرتبط با آن، در کنارِ شکافهای عمیق و واگرای ناشی از ناترازیهای مالی و زیست محیطی، ظرفیتی را برای تحمل ضربات ناشی از رویکردهای پرهزینه در روابط خارجی و آزمودن ایدههای توهمآلود و علم ستیز در مواجهه با مشکلات داخلی، باقی نگذاشته است.
از اینرو، خاضعانه از شما ملت شریف ایران، به ویژه زنان و جوانان، دعوت میکنیم، صرفا برای کاهش احتمال مواجه شدن با بحرانهای غیر قابل کنترل و افتادن در مسیر صعب بدون بازگشت، در انتخابات تعیینکنندهی روز ۱۵ تیر شرکت کنید.