کد خبر: 41633 | صفحه ۸ | بازار و سرمایه | تاریخ: 07 بهمن 1403
حاشیه های واگذاری ایران خودرو به شرکت کروز بررسی شد
دست اندازهای خصوصی سازی در خودرو
گروه اقتصاد- سالهاست که شرکت کروز از روشهای مختلف با خرید سهام ایرانخودرو به دنبال تصاحب کرسی مدیریتی این شرکت است و در حال حاضر نیز با رساندن سهم خود به حدود ۳۰ درصد، مدعی داشتن حق مدیریتی در این شرکت است. اما چه موانع قانونی نقشههای این شرکت را برای تصاحب ایرانخودرو نقش برآب میکند؟
پرونده واگذاری سهم دولت در خودروسازی به بخش خصوصی بار دیگر باز شده است. بنا بر وعدهای که وزیر صمت به رئیسجمهور داده، قرار است مدیریت یا سهام ایران خودرو و سایپا تا انتهای سال جاری به بخش خصوصی واگذار شود، اما واگذاری خودروسازی در ایران به بخش خصوصی موضوعی پیچیده با تاریخچهای طولانی است که در هر دولت به شیوهای متفاوت پیگیری شده است و بنا بر دلایل مختلف به نتیجه نرسیده است. البته باید یادآور شد که اگر منظور از خصوصی سازی، واگذاری سهام این دو خودروساز است که این اتفاق تا حدی زیادی محقق شده و دولت در دو شرکت ایران خودرو و سایپا به ترتیب ۶ و ۱۷ درصد از این سهام را در اختیار دارد، اما اگر منظور برچیدن شدن سلطه مدیریت دولتی بر دو خودروساز بزرگ است، باید گفت که تاکنون حتی یک گام هم در راستای محقق شدن این هدف برداشته نشده است.
مسیح فرزانه، کارشناس صنعت خودرو در پاسخ به اینکه مشتریان سهام دولتی خودروسازان چه گروههایی هستند؟ به اقتصاد ۲۴ گفت: «طی دو سه سال اخیر که صحبت از خصوصیسازی خودرو بیشتر شده، که البته صرفا صحبت است و حرکت اجرایی صورت نگرفته است، صحبت از دو گروه بیشتر شنیده میشود؛ یک گروه قطعهسازان هستند که از دل خانواده خودروسازی بیرون آمدهاند و بخش دوم گروهی هستند که در صنایع غذایی معمولا فعالیت میکنند. حوزه فعالیت گروه دوم جداست ولی بابت سرمایهگذاری و گردش مالی صحبت گروه صنایع غذایی هم به عنوان یکی از مشتریان مطرح است.»
او با اشاره به نمونه حضور قطعه سازان بزرگ دنیا در صنایع خودروسازی به عنوان سهامدار خرد و با سازوکار بسیار دقیق، افزود: «از زد اف، بوش و ماهله در خودروسازان آلمان، ولئو در اتحادیه استیلانتیس و دنسو و آیسین در خودروسازان ژاپنی میتوان به عنوان مصادیقی از این گروه نام برد.»
این کارشناس صنعت خودرو ادامه داد: «در تمام دنیا وقتی بحث فروش سهام خودروساز به میان میآید، جدا از اینکه از خانواده خودروسازی هم وارد سرمایه گذاری میشوند، از صنایع دیگر هم وارد این بحث میشوند. طبیعتا شاکله کار، راهبری و هدایتی که نیاز به تجربه و علم صنعت خودرو دارند به دست مدیرانی میافتد که تجربه و علم بیشتری در صنعت خودرو دارند.»
فرزانه در پاسخ به اینکه آیا خودروسازان چینی هم ممکن است یکی از خریداران سهام باشند؟ بیان کرد: «دور از ذهن نیست و در این باره، هم در رسانهها و هم در محافلی که مربوط به صنعت خودرو است، صحبتهایی مطرح شده است. ضمن اینکه در مقطع زمانی حضور چینیها در صنعت خودرو کشور پررنگتر شد و الان بخش قابل توجهی از بازار را نسبت به پروسه ۵ و ۱۰ سال گذشته در اختیار دارند. از این رو اینکه این امر رخ دهد اصلا اتفاق عجیبی نیست. کما اینکه در دنیا هم از کشورهای دیگر میآیند و در صنعت خودرو یک کشور خارجی سرمایهگذاری میکنند. یکی از مصادیق آن هم شرکت استون مارتین در انگلیس است که بخش قابل توجهی از سرمایهگذاری که در این شرکت صورت گرفته از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس بوده است؛ بنابراین اتفاق عجیبی نیست و باید چینیها را به عنوان یکی از گزینهها در نظر گرفت.»
این فعال حوزه خودرو خاطرنشان کرد: «اگر سه گزینه خریدار را مدنظر قرار دهیم، یکی قطعهسازان هستند که در دل صنعت خودرو قرار دارند. همچنین صحبت از شرکتهایی است که در حوزه صنایع غذایی فعال هستند و دورخیزی برای خرید سهام دولت کردهاند. گروه سوم هم چینیها هستند؛ بنابراین اگر خصوصیسازی رخ دهد که من امیدی به آن ندارم، یک بخشی هم به عنوان سهام خرد که هم افراد و شرکتهای خرد هستند به صحنه میآیند که گزینه چهارم محسوب میشوند.
فرزانه در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه ناامیدی از واگذاری سهم دولت در خودروسازی به بخش خصوصی به دلیل تکراری شدن این موضوع در هر دولت و به نتیجه نرسیدن آن است؟ به اقتصاد ۲۴ گفت: «بله دقیقا، اگر شما به خاطر داشته باشید این موضوع در هر دولت مطرح میشود و ما این دو سه سال را به عنوان سنگ محک و نمونه مطرح میکنیم. اگر عطف به قانون کنیم و به اصل ۴۴ قانون اساسی نگاه کنیم، بر خصوصیسازی تاکید میکند. اگر قانون را کالبد شکافی کنید، آمده است که کارخانجات دولتی که زیانده و در آستانه ورشکستگی هستند، سیاستگذار باید مسیر را تسهیل کند تا آنها به بخش خصوصی واگذار شوند. اما آیا درهمین پنج سال گذشته حضور و تصدیگری دولت در صنعت و بازار و واردات خودرو کمتر شده است؟ قطعا خیلی بیشتر شده است.»
وی ادامه داد: «از شهریور سال گذشته که واردات خودرو دارد اتفاق میافتد، مشاهده میکنیم که مسیر واردات به سمتی دارد میرود که بخش قابل توجهی از امکانات، تخصیص ارز و ثبت سفارشات در اختیار شرکتهای دولتی قرار گرفته است. به همین دلیل من امیدوار نیستم و حس میکنم آن جدیت در کلام، در عمل دیده نمیشود. اگر این اتفاق رخ دهد، اتفاق بسیار خوب، اما دیرهنگامی است چراکه باید پیش از آنکه خودروسازان به چنین وضعیتی دچار شوند، خصوصیسازی اجرایی میشد.»
فرزانه در پاسخ به پرسشی مبنی براینکه درصورت واگذاری سهم دولت در خودروسازی به بخش خصوصی، چه آیندهای را میتوان از صنعت خودرو متصور بود؟ عنوان کرد: «وقتی تغییرات مثبتی مانند خصوصیسازی در صنعتی رخ میدهد گویی یک خون تازهای را به آن تزریق میکنید. اگر این امر بصورت صحیح و کارشناسی شده رخ دهد و شرایط کشور به سمتی پیش رود که مانند قبل از تحریمها سرمایهگذاری خارجی در کشور رخ دهد، هم در افزایش تیراژ تاثیرگذار خواهد بود و هم کیفیت را افزایش میدهد.»
این فعال حوزه خودرو افزود: «وقتی یک محصول را با افزایش تیراژ رو به رو کنید و تیراژ را به نسبت درخواستی که بازار دارد افزایش دهید، میتوانید در قالب عرضه و تقاضا قیمت را تعدیل کنید نه اینکه ناگهان قیمت خودرو کاهش پیدا کند؛ چراکه زنجیره صنعت خودرو از خرید مواد اولیه برای خرید قطعه تا لجستیک، نقل و انتقال پول چند سالی است که به شدت درگیر تحریمها شده و تمام هزینههای تولید را به شدت بالا برده است. از این رو اگر خصوصی سازی هم اتفاق بیافتد بخش قابل توجهی از آن با تحریمی که در صنعت خودرو کشور وجود دارد، درگیر است. درمجموع اگر خصوصیسازی به درستی اتفاق بیافتد در یک پروسه پنج ساله و ده ساله میتوان تغییراتش را مشاهده کرد.»
چاره این است که خودروسازی را به بخش خصوصی دهیم و دولت قوانین را بازتعریف کند
مرتضی مصطفوی، کارشناس صنعت خودرو نیز درباره مدیریت دولتی این صنعت به اقتصاد ۲۴ گفت: «مدیریت شبه دولتی خودروسازی تبدیل به یک حالت زیانده شده و هیچ حاصلی برای اقتصاد ایران نداشته است. از کیفیت پایین محصولات قدیمی گرفته تا کسری تولید، عدم توسعه، شرکتهای زیانده، سیاسی کاری و.. همه اینها نشان میدهد که مدیریت شبه دولتی در اقتصاد ایران و به ویژه در صنعت خودرو، هیچ نفعی نداشته است.»
وی ضمن تاکید براینکه چاره نجات صنعت خودرو، واگذاری آن به بخش خصوصی است، بیان کرد: «در تمام دنیا غالب دولتها نشان دادهاند که بنگاهداران خوبی نیستند. به ویژه درکشورهای درحال توسعهای مانند ایران که به آن بلوغ سیاسی نرسیدهایم و نظریههای جدید در حوزه انتخاب عمومی و مباحث اقتصاد سیاسی نشان میدهد که هر دولتی به دنبال منافع حزبی خود است نه منافع ملی.»
مصطفوی ادامه داد: «از این رو در کشور ما این بلوغ سیاسی محقق نشده است و ما نمیتوانیم به بنگاه داری دولتی اعتماد کنیم. راه جایگزین این است که ما این بنگاهداری را به دست سهامداران واقعی که بخش خصوصی هستند بدهیم و دولت در جایگاه رگولاتوری و تنظیمگری بنشیند تا مجموعه رفتار بنگاههای خصوصی منجر به حال خوب همه ذینفعان و مشتریان شود؛ بنابراین در مقابل جریان مدیریت شبه دولتی باید به سمت واگذاری مدیریت و بنگاه داری بخش خصوصی برویم.»
این فعال حوزه خودرو با تاکید براینکه بهترین بنگاهداران، بخش خصوصی هستند، عنوان کرد: «ایران خودرو و سایپا را باید سهامداران خصوصی بدهیم و دولت هم به عنوان تصمیمساز و قانونگذار، قوانین بازی را تعریف کند تا این بنگاهداری منجر به تبانی، کاهش کیفیت و انحصار نشود و در نهایت قوانین بازی را به نحوی تنظیم کند که به بهبود کیفیت بیانجامد.»
مصطفوی ادامه داد: «در ایران خودرو ما سهامداران خصوصی داریم که مدعی توانایی مدیریت این شرکت هستند. اینکه خصوصیسازی منجر به بهبود صنعت خودرو میشود یا به تبانی و رانت میانجامد، بسته به قوانینی دارد که حاکمیت میچیند. ما چارهای جز این نداریم که به مدیریت ناکارآمد شبه دولتی زیانده پایان دهیم و خودروسازی را به بخش خصوصی واگذار کنیم تا مدیریت کند. اینکه این واگذاری منجر به بهود کیفیت و قیمت خواهد شد یا نه، بسته به حاکمیت دارد که قوانین بازی را دوباره بازسازی کند تا منجر به بهبود شود. اگر قوانین به درستی تعریف نشود این واگذاری منجر به بدتر شدن صنعت خودرو میشود و منافع گروه خاصی را تامین میکند.»