کد خبر: 42480 | صفحه آخر | تاریخ: 27 بهمن 1403
رمان «خاما» داستانی از مبارزه کُردها با رضاخان در کوههای آرارات
در رمان «خاما» کُردها مثل همواره با رژیم رضاشاه درگیر هستند؛ دورانی که کردهای ایران و ترکیه هر دو با حکومتها درگیر بودند و حکومتها با هم همکار و متفق شدند تا آنها را از پای دربیاورند.
به گزارش ایرنا، رمان «خاما» در بخش های غربی ایران نزدیک کوه آرارات اتفاق میافتد. شخصیتهای رمان کُردهایی هستند که گلهداری میکنند و پدر قهرمان داستان رئیس قبیله است و کردها مثل همیشه با رژیم رضاشاه درگیر هستند. در همان زمان، کردهای ایران و ترکیه هر دو با حکومتها درگیرند و حکومتها با هم همکاری میکنند و متفق شدند تا آنها را از پای دربیاورند.
پسربچه ۱۰ تا ۱۲ ساله داستان را تعریف میکند، در بخشی از داستان پسربچه میگوید که هواپیماها حمله و روستا را بمباران کردند که منجر به ویرانی بسیاری از خانهها شد. جوانهای روستا، برادر راوی داستان و دختری(خاما) که مورد توجه این پسر بچه است، لباس جنگ میپوشند و آماده میشوند به کوهها بروند تا بجنگند.
پسرعموی پسربچه در جنگ، جان خود را از دست میدهد و طبق گفتهها خاما دستگیر میشود. سربازها خانهها را خراب و مردم را سوار کامیون میکنند و آنها را به شهرهای نزدیک قزوین میبرند. پسربچه در این روند یک دوست خیالی پیدا و با او مشورت میکند. برادرانش او را به همین دلیل مسخره میکنند و او خانه را ترک کرده و شاگرد کفاش در قزوین میشود. او استعداد خود را در کفاشی نشان میدهد اما روزی میشنود که سردار ارتش میخواهد بیاید و همراه خود دختری را به زندان مرکزی بیاورد.
پسربچه میرود و جلوی ژاندارمری منتظر میمناند، زمانی که سردار را میبیند، از او تعریف میکند، و میتواند اعتماد سردار را جذب کند؛ اما دختر همراه سردار، خاما نیست. وقتی پسربچه همراه سردار به روستایی میرود، زندگی خود را پایهگذاری میکند و داستان شکل میگیرد.
سهگانه «خاما»، «زاهو» و «بیوهکشی» از این نویسنده منتشر شده است و مجموعه داستانهای سهگانه: «قدمبخیر مادربزرگ من بود»، «اژدهاکشان» و «عروس بید» پیش از این از یوسف علیخانی منتشر شده بود.