سرمقاله

دوگانه «معیشت و عزت» / محمدعلی وکیلی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • راهنمای خرید جوجه‌پز و کباب‌پز صنعتی؛ نکات مهم و ضروری
  • عیدی ویژه همراه اول به مناسبت عید فطر
  • هدیه ویژه ایرانسل برای عید سعید فطر
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 42480  |  صفحه آخر  |  تاریخ: 27 بهمن 1403
    رمان «خاما» داستانی از مبارزه کُردها با رضاخان در کوه‌های آرارات
    در رمان «خاما» کُردها مثل همواره با رژیم رضاشاه درگیر هستند؛ دورانی که کردهای ایران و ترکیه هر دو با حکومت‌ها درگیر بودند و حکومت‌ها با هم همکار و متفق شدند تا آن‌ها را از پای دربیاورند.
    به گزارش ایرنا، رمان «خاما» در بخش های غربی ایران نزدیک کوه آرارات اتفاق می‌افتد. شخصیت‌های رمان کُردهایی هستند که گله‌داری می‌کنند و پدر قهرمان داستان رئیس قبیله است و کردها مثل همیشه با رژیم رضاشاه درگیر هستند. در همان زمان، کردهای ایران و ترکیه هر دو با حکومت‌ها درگیرند و حکومت‌ها با هم همکاری می‌کنند و متفق شدند تا آن‌ها را از پای دربیاورند.
    پسربچه ۱۰ تا ۱۲ ساله داستان را تعریف می‌کند، در بخشی از داستان پسربچه می‌گوید که هواپیماها حمله و روستا را بمباران کردند که منجر به ویرانی بسیاری از خانه‌ها شد. جوان‌های روستا، برادر راوی داستان و دختری(خاما) که مورد توجه این پسر بچه است، لباس جنگ می‌پوشند و آماده می‌شوند به کوه‌ها بروند تا بجنگند.
    پسرعموی پسربچه در جنگ، جان خود را از دست می‌دهد و طبق گفته‌ها خاما دستگیر می‌شود. سربازها خانه‌ها را خراب و مردم را سوار کامیون می‌کنند و آن‌ها را به شهرهای نزدیک قزوین می‌برند. پسربچه در این روند یک دوست خیالی پیدا و با او مشورت می‌کند. برادرانش او را به همین دلیل مسخره می‌کنند و او خانه را ترک کرده و شاگرد کفاش در قزوین می‌شود. او استعداد خود را در کفاشی نشان می‌دهد اما روزی می‌شنود که سردار ارتش می‌خواهد بیاید و همراه خود دختری را به زندان مرکزی بیاورد.
    پسربچه می‌رود و جلوی ژاندارمری منتظر می‌مناند، زمانی که سردار را می‌بیند، از او تعریف می‌کند، و می‌تواند اعتماد سردار را جذب کند؛ اما دختر همراه سردار، خاما نیست. وقتی پسربچه همراه سردار به روستایی می‌رود، زندگی خود را پایه‌گذاری می‌کند و داستان شکل می‌گیرد.
    سه‌گانه «خاما»، «زاهو» و «بیوه‌کشی» از این نویسنده منتشر شده است و مجموعه‏‏‌ داستان‏‏‌های سه‏‏‌گانه: «قدم‏‏‌بخیر مادربزرگ من بود»، «اژدهاکشان» و «عروس بید» پیش از این از یوسف علیخانی منتشر شده بود.