سرمقاله

ابعاد احساس نا اطمینانی / ژوبین صفاری

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • راهنمای خرید جوجه‌پز و کباب‌پز صنعتی؛ نکات مهم و ضروری
  • عیدی ویژه همراه اول به مناسبت عید فطر
  • هدیه ویژه ایرانسل برای عید سعید فطر
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 42485  |  صفحه ۱سیاست روز  |  تاریخ: 28 بهمن 1403
    ایرانیان بدهکار عقلانیت / محمد علی نویدی

    واژه‌های بِدهکاری و بِستانکاری از کلماتِ بَسامد و پُرکاربرد، در حوزه و رشته اقتصاد، بازرگانی، تجارت و امور بانکی و ارتباطات مالی و بازاری است. لیکن، اگر با فراوانی و فراخی « مُوَسّع » معنایی، به این قبیل واژگان بیاندیشیم و بکار ببریم، می توانیم در سایر رشته ها و گرایش ها و تخصص ها نیز رد پای ژرف و عمیق و اثرمند آنها را رصد کنیم و مورد تبیین و تحلیل قرار دهیم. با این توضیح، بدهکار واقعی کیست؟ بستانکار حقیقی کی می باشد؟ بدهکاری و بستانکاری، در این معنای ژرف اندیشانه و موشکافانه، یعنی، داشتن تعهد و مسئولیت و عهد مندی. چرا ایرانیان و جهانیان، بدهکار عقل و عقلانیت و خِرد و خردمندی هستند؟ تعهد و مسئولیت انسانی، با بدهکار و بستانکار بودن چه نسبتی دارد؟ اگر کمی عمیق بیاندیشیم و از ریشه ها و اندیشه ها، بپرسیم، عقل و عقلانیت را منشأ و مبدأ خیر و خَلق، خواهیم یافت. یعنی بنیاد زندگی در عقل ورزی و خردمندی است. تاریخ و سیر زندگی آدمیان، گواه این مطلب است. هرجا و هرگاه خیر و آبادی و آزادی بوده است، پای عقل و اندیشه در میان بوده است. و هر جا و هر گاه، ویرانی و فقر و فلاکت و خشم و خشونت، ظاهر شده است، پای بیخردی و بی فکری، در میان بوده است. سلوکیان، مغولان، اعراب، سلاطین و خلفای بی‌خرد « مثل، امویان و فتحعلی شاه و غیره» از مصادیق چنین قاعده و قانونی هستند. عقل و عقلانیت، همواره، دائن و سازنده بودند و انسان و زندگی پیوسته مدیون و ساخته شده بوده اند. هم اینک نیز چنین است و انسان در تلاش است تا با ابزار ساخته های خود و فناوری های مدرن، هر چه بیشتر به هوش و خرد انسانی نزدیکتر شود. آیا خَلق و آفرینش و داد و دَهش، با مصرف و پذیرش و تقلید و تسلیم، یکسان است ؟ آیا سرچشمه ها و ریشه ها، با بی ریشگی و پایین دست ها و بوته ها، یکی است؟ آیا آنان که مدیونند، با آنان که دائن اند، برابرند ؟ آیا بدهکار و بستانکار یکی است؟ ایرانیان و زندگی، به هیچ فرقه و صنف و جماعتی بدهکار نیست « بر خلاف گفته احمد کسروی.» نه تنها ایرانیان، بلکه جهانیان مقروض و وام دار، عقلانیت اثربخش است ( این‌جا پای تفکر در میان است). زیرا، زندگی و فرهنگ و تمدن و تاریخ و پهنای جغرافیای آباد را، از آن منشأ و مصدر، قرض کرده اند. جهانی را در نظر بگیرید که عقل و علم در آن نباشد؛ آیا چنین جهانی امکان پذیر است؟ اگر هست، انسانی نیست. هیچ انسانی در ظاهر نمی پذیرد، بی عقل است، اما، به وضعیت و کیفیت و اثرات زندگی و نسل ها و سامان امور باید نگریست. بنابراین، ما آدمیان موجودیت و زندگی خودمان را، در اصل، مدیون و بدهکار عقل و عقلانیت هستیم. چرا ما ایرانیان، بی سبب و بی علت، محکوم به فقر و فلاکت و کیفیت بسیار پایین زندگانی هستیم؟ چرا ما ایرانیان، بدون دلیل، محکوم به نیاندیشیدن و تسلیم شدن هستیم؟ بدهکار، کسی است که در مقابل خدمت و خیر دیگری، دِین و قرض خود را ادا نکرده باشد. آیا ما در مقابل عقل و عقلانیت که سراسر و سرشار از خَلق و خیر و خدمت، بوده و هست، اقبال و استقبال شایسته و درخور و نافع، انجام داده ایم؟ یا در غفلت و بی توجهی، بسر برده ایم؟ ژرف اندیشی و بررسی وضعیت واقعی تاریخ ما ایرانیان، بدهکاری ما را به خردورزی و عقلانیت اثبات می کند. این بدهکاری، زمان مشخص و محدود ندارد، بلکه، فقر و نیاز به عقل و عقلانیت، حاجت ابدی و ازلی انسان است. البته، پُر واضح است، عقل و اندیشه تک بُعدی و خود بنیاد، همه چیز زندگی انسان را نمی سازد، اما، عقل و عقلانیت ریشه و شالوده و بنیان امور و کارها و هر گونه آبادی و آزادی است. هزار امر و عارضه بی ریشه، جای یک امر و پدیده ریشه دار را نمی تواند، تأمین و جبران کند. پس، عقل همواره بستانکار و امور دیگر بدهکار اند. عقل و اندیشه ورزی، بستانکار ذاتی و فطرتی هستند؛ زندگی و آبادانی و رفاه و آسایش، بدهکار ابدی و ازلی می باشند. مثلاً، آب در ناودان، امر عاریتی و عارضی است، چون اگر باران نبارد، در ناوان آبی نخواهد بود. اما، آب در ابر و دریا، فطرتی و ذاتی است. ( اقتباس از مولانا و مثنوی). قدرت تأثیر گذاری واقعی انسان، در ورود به ساحت و قلمرو عقلانیت و منطق است. با شماتت و سرزنش یکدیگر نمی توانیم پیشرفت کنیم، نیاز به خدمات عقل و خردمندی داریم. ایرانیان، اگر بخواهند عمیق و دقیق بفهمند به کی و کجا و چگونه بدهکار اند، بیاندیشند و خردورزانه بکوشند. و تاریخ خود را دوباره واکاوی و بازاندیشی و بازسازی کنند، تا فرهمندی ها و فراز های آن را از فرودها و نشیب های آن، تشخیص دهند، و سهم بدهکاری و بستانکاری خود را باز فهمند. ما ایرانیان، بدهکار واقعی، عقل هستیم، چون خدمت عقل با هیچ خدمتی قابل مقایسه نیست. امیدوارم ایران، این نقیصه و فقدان گذشتگان را جبران کند و قرض آباء و اجداد خود را به عقل و عقلانیت اثربخش، بپردازند.