سرمقاله

سایه فرزندان برسرداران؛ افشاگری در عصر شفافیت! / محمدعلی وکیلی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • تفاوت کابل سولار و کابل‌های برق معمولی
  • کسب سود ۳۹.۵ درصدی با سرمایه‌گذاری امن و آسان در صندوق لبخند
  • چرا بعضی رانندگان 2 برابر بقیه بار می‌گیرند؟ راز برنده‌های اعلام بار در مسیر 1406
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 54692  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 03 آبان 1404
    سایه فرزندان برسرداران؛ افشاگری در عصر شفافیت! / محمدعلی وکیلی

    در روزگارى كه شفافيت به مطالبه‌اى عمومى بدل شده و رسانه‌هاى اجتماعى مرزهاى حريم خصوصى و عمومى را در نورديده‌اند، سرداران سابق امنيتى و نظامى ايران با چالشى نو مواجه‌اند: حواشى فرزندانشان. از فيلم عروسى دختر على شمخانى تا سخنان طعنه آميز يحيى رحيم صفوى درباره مرگ در استخر، اين دو چهره با سابقه و پرافتخار در جنگ و با سابقه در ساختار قدرت، ناخواسته در كانون قضاوت افكار عمومى قرار گرفته‌اند. گرچه انتشار فیلم عروسی آن‌هم در یک جمع خانوادگی و زنانه غیر اخلاقی و مصداق سرک کشیدن به حریم خصوصی است ولی امروز عروسى دختر شمخانى به نماد شكاف ميان قدرت و مردم تبدیل شده است. انتشار فيلم مراسم عروسى در هتل اسپيناس پالاس، با پوشش‌هاى غربى و تجملات آشكار، در شرايطى كه مردم با بحران اقتصادى دست و پنجه نرم مى‌كنند، به مثابه نماد شكاف ميان طبقه حاكم و جامعه تعبير شد. واكنش شمخانى با عبارت «حرام زاده‌ها، من هنوز زنده‌ام» نه تنها آرام بخش نبود، بلكه نشان دهنده نوعى بى‌اعتنايى به افكار عمومى بود؛ گويى مشروعيت از بالا تعريف می‌شود، نه از پايين. اين واكنش، به زعم برخى ناظران، نشانه‌اى از فروپاشى سرمايه نمادين برخی سرداران در ذهن جامعه است؛ سرمايه‌اى كه با ايثار، جنگ و امنيت ساخته شده بود، اما امروز با تجملات خانوادگی در معرض فرسايش قرار گرفت. جمله «برخی در استخر می‌میرند، برخی در میدان» که رحیم صفوی در مراسم ختم سردار افشار بیان کرد، به‌سرعت به‌عنوان کنایه‌ای به فوت مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی تعبیر شد. اما در لایه‌ای دیگر، این جمله به‌ زعم تحلیلگران، تلاشی برای گرفتن زهر مواضع پسرش، حمزه صفوی، بود؛ کسی که در فضای مجازی با مواضع جنجالی و گاه متناقض با گفتمان رسمی شناخته می‌شود. این سخن، اگرچه در ظاهر طعنه‌آمیز بود، اما در باطن، تلاشی برای بازسازی مشروعیت خانوادگی و فاصله‌گذاری با حواشی فرزند تلقی شد. در ساختارهای سنتی قدرت، مشروعیت از بالا و از طریق سابقه، رتبه و نقش در نظام تعریف می‌شد. اما در عصر رسانه‌های اجتماعی، مشروعیت به‌طور فزاینده‌ای از پایین و از طریق افکار عمومی بازتعریف می‌شود. فرزندان مقامات، با رفتارهای متناقض با گفتمان رسمی، این مشروعیت را به چالش کشیده‌اند؛ نه‌فقط در سطح فردی، بلکه در سطح نمادین. آیا سرداران ومسؤلان باید پاسخگوی رفتار فرزندانشان باشند؟ یا باید مرز میان مسئولیت فردی و خانوادگی را به رسمیت شناخت؟ این پرسشی است که جامعه امروز ایران با آن مواجه است. در روزگارى كه افشاگرى، شفافيت و قضاوت عمومى به ابزارهاى قدرت بدل شده‌اند و در شرایطی که بسیاری از همرزمان این دو سردار عزیز همچنان جانانه و باشهادت در میدان مقابل تمام قدرت غرب مظلومانه ایستاده‌اند، دیگر سرداران بايد با ابزارهاى امروز مشروعيت خود را بازسازى كنند.