صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • انواع جرثقیل را بشناسیم | قیمت جرثقیل ماشینی و جرثقیل پشت کامیونی در سال 1405
  • بازدید میدانی سرپرست جدید شعب و شبکه فروش بیمه سرمد از شعب و نمایندگی‌های تهران
  • درج اوراق مرابحه شرکت بهمن موتور با نماد "صبهمن903" در بورس تهران
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 55643  |  صفحه ۴ | فرهنگ و هنر  |  تاریخ: 22 آبان 1404
    حواشی مدرک گرفتن بهنوش طباطبایی بررسی شد
    دکتر شدن یا شوآف تبلیغاتی؟
    گروه فرهنگ و هنر- انتشار ویدیویی از مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دانشجویان روانشناسی دانشگاه آزاد بابل و حضور بهنوش طباطبایی به عنوان یکی از دانشجویان این دانشگاه، واکنش‌های زیادی در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت. در فیلمی که حالا در پلتفرم‌های مختلف دست‌به‌دست می‌شود، بازیگر شناخته‌شده سینما و تلویزیون در میان جمعی از همراهان و حضور تعدادی بادیگارد وارد دانشگاه می‌شود تا در یک مراسم شرکت کند. مراسمی که قرار بود علمی باشد، اما به سرعت رنگی از تشریفات به خود گرفت؛ فضایی که بیش از آنکه یادآور محیط دانشگاه باشد، شبیه به صحنه‌ای از یک برنامه تبلیغاتی یا نهایتا یادآور برنامه مردان آهنین بود.
    به گزارش ایسنا، این‌که بازیگرها به دنبال تحصیل بروند اتفاق مثبتی است اما انتشار ویدیویی که توضیحات آن ذکر شد، پرسش‌هایی را هم مطرح می‌کند؛ اینکه چرا باید یک جلسه علمی با این میزانسن نمایشی و تشریفات برگزار شود؟ آیا همه دانشجویان چنین امکانی دارند؟ اساساً دانشگاه چه نسبتی با چنین صحنه‌آرایی‌هایی دارد؟ بادیگارد (محافظ) در دانشگاه دقیقاً چه نقشی دارد؟ و...
    به نظر می‌رسد ویدیو منتشرشده از مراسم دفاع بهنوش طباطبایی در امتداد همان روندی است که چندسالی است در برخی محافل هنری و اکران فیلم‌ها دیده می‌شود؛ زمانی که گروه‌های بادیگارد برای نمایش قدرت و نظم خود در کنار بازیگران حاضر می‌شوند و تصاویرشان را برای تبلیغ کار خود منتشر می‌کنند. تفاوت این بار در آن است که همان الگوی نمایشی به فضای دانشگاه کشیده شده؛ یعنی جایی که انتظار می‌رود علم و پژوهش محور توجه باشد. با این حال، حتی اگر فرض کنیم این بار نیز هدف اصلی تبلیغ بوده، پرسش مهم‌تری مطرح می‌شود: چرا بازیگری که حالا می‌خواهد عنوان دکتر را هم یدک بکشد یک مراسم علمی‌ را با چنین محتوایی همراه می‌کند؟ به نظر می‌رسد او از معنای ضمنی این نمایش آگاه بوده و بعید است وارد پروژه‌ای شده که کنترل آن از دستش خارج شده باشد.
    از زاویه دیگر، آنچه این ماجرا را حساس‌تر کرد، نقش دانشگاه است. آیا هر دانشجویی می‌تواند در مراسم فارغ‌التحصیلی خود با چنین تشریفاتی حاضر شود؟ آن هم در شرایطی که گاهی اوقات حتی برای حضور خانوادۀ دانشجو در این مراسم نیز محدودیت‌هایی وجود دارد.
    بازیگرِ روانشناس بهتر است، اما...
    در دل تمام این بحث‌ها نکته‌ای هم وجود دارد که نمی‌توان نادیده گرفت. تحصیل در رشته روان‌شناسی برای بازیگران، اتفاقا می‌تواند مفید و ارزشمند باشد. شناخت عمیق‌تر از ذهن و رفتار انسان، بی‌تردید در کار هنری آنها تأثیر دارد. شاید اگر چنین مسیرهایی بدون حاشیه طی شود، بتواند به تشویق دیگر هنرمندان برای ادامه تحصیل هم کمک کند. اما وقتی علم به شکل «نمایش» عرضه می‌شود، محتوای آن زیر سوال می‌رود. در چنین وضعی، علم به کالا تبدیل می‌شود تا بتوان با آن فخرفروشی کرد.
    در واقع، اگر تحصیل ابزاری برای دیده‌شدن شود، معنای خود را از دست می‌دهد. بهنوش طباطبایی تنها چهره‌ای نیست که در سال‌های اخیر مدرک تحصیلی بالایی گرفته است. بازیگران دیگری نیز در مقاطع کارشناسی ارشد یا دکتری تحصیل کرده‌اند، اما آیا همه، آن را به این شیوه رسانه‌ای کرده‌اند؟ پرسش اینجاست که چرا برخی ترجیح می‌دهند علم را در معرض نگاه عمومی بگذارند و از آن برای تثبیت جایگاه اجتماعی خود استفاده کنند؟ آیا در جامعه‌ای که مدرک هنوز نوعی نشانه منزلت محسوب می‌شود، عنوان «دکتر» خود به بخشی از برند شخصی بدل نشده است؟
    یک تبلیغِ زیرپوستی!
    این اتفاق البته فقط ماجرای یک فرد نیست، بلکه شاهدی برای پیوند روزافزون میان شهرت و علم است. سال‌هاست که تبلیغ مؤسسات آموزشی با چهره‌های مشهور انجام می‌شود و حالا به نظر می‌رسد نوبت به خود دانشگاه‌ها رسیده است. در ویدیو منتشرشده، لوگو دانشگاه آزاد بابل به‌خوبی در تصویر دیده می‌شود؛ اتفاقی که می‌توان آن را نوعی تبلیغ مثلا غیرمستقیم دانست. در زمانی که دانشگاه‌ها با افت ثبت‌نام و کاهش اعتبار اجتماعی مواجه‌اند، حضور یک بازیگر مشهور در مراسمی علمی، می‌تواند فرصتی برای جلب توجه باشد. این همان جایی است که علم از جایگاه اصلی خود فاصله می‌گیرد و ابزاری برای تبلیغ می‌شود.
    در سوی دیگر ماجرا البته بخشی از افکار عمومی همچنان نگاهی مثبت دارد. گروهی از کاربران شبکه‌های اجتماعی معتقدند در شرایط فعلی، خبر موفقیت یک زن در عرصه تحصیلی، حتی اگر چهره‌ای شناخته‌شده باشد، می‌تواند برای سایر زنان الهام‌بخش باشد. این نگاه اگرچه خوش‌بینانه است، اما در مواجهه با حجم تشریفات و رفتارهای غیرمعمول، رنگ می‌بازد. وقتی برای یک دانشجوی مشهور راه‌های متفاوتی باز می‌شود، پیام ضمنی آن برای دیگر دانشجویان، احساس نابرابری است.
    موفقیت در گرو نمایش
    فرهنگ عمومی در ایران سال‌هاست با پدیده نمایش و پُزِ موفقیت درگیر است. از مراسم‌های عروسی‌ مجلل تا رونمایی از مدرک تحصیلی، موفقیت زمانی معتبر تلقی می‌شود که دیده شود. در چنین بستری، اتفاق اخیر ادامه طبیعی همان فرهنگ است. دانشگاه، که باید جای تفکر و گفت‌وگو باشد، آرام‌آرام درگیر همین منطق دیده‌شدن می‌شود.
    این ماجرا گرچه در ظاهر اتفاقی فردی است، اما در لایه‌های زیرین خود، نشانه‌هایی از وضعیت فرهنگی جامعه را به رخ می‌کشد؛ جامعه‌ای که در آن مرز میان موفقیت علمی و دیده‌شدن، به‌تدریج کم‌رنگ شده است. در چنین فضایی، حتی دانشگاه نیز از منطق ویترین‌سازی در امان نمانده و جایگاه علمی به ابزاری برای تثبیت جایگاه اجتماعی و دیده شدن تبدیل می‌شود. اگر تا دیروز فرش قرمز جشنواره، صحنه اصلی این خودنمایی بود، امروز دانشگاه همان نقش را بازی می‌کند. تفاوت تنها در لباس و عنوان است. این یعنی «نمایش» در جامعه ما دیگر یک سرگرمی نیست بلکه شیوه‌ای از زیست فرهنگی شده است؛ جایی که هر اتفاق، حتی علمی‌ترینشان، باید دیده شود تا معنا پیدا کند.
    خانم دکتر بهنوش طباطبایی ! این دکتری گرفتن بود یا شوآف تبلیغاتی؟
    کاوه معین فر هم در عصر ایران می نویسد: در روزهای گذشته، تصاویر و ویدئویی از حضور بهنوش طباطبایی بازیگر شناخته‌شده سینما و تلویزیون، در جلسه دفاع از پایان‌نامه دکتری‌اش منتشر شد؛ تصاویری که فضای آن بیشتر شبیه یک مراسم تبلیغاتی بود تا جلسه‌ای علمی. همراهی بادیگاردها، تصویربرداری مدل عروسی و انتشار هدفمند در رسانه‌ها، موجی از واکنش‌ها را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت.
    چند سالی است که هر از گاهی بازیگران با انتشار مراسم عقد یا عروسی خود توجه بسیار زیادی را جلب می‌کنند و از این طریق برندهای اقتصادی زیادی را هم با تبلیغ در این قضیه شریک می‌سازند، مانند عروس بهرام ردان و محمدرضا گلزار تا همین نمونه‌های اخیر کامران تفتی، متین ستوده، محمد نادری و ...
    نکته این است که در انتشار این فیلم‌های عروسی جدای از توجه طلبی بازیگران، یک داد و ستد اقتصادی بزرگ هم وجود دارد که همگی از این بابت بهره‌مند خواهد شد، اما واقعا جلسه دفاع برای اخذ مدرک دکتری بازیگری چون بهنوش طباطبایی چه دستاوردی محسوب می‌شود؟ و البته برای چه شخص یا اشخاصی؟!
    بعد از دیدن این ویدئو اولین پرسشی که به ذهن خطور می‌کند این است که آیا این جلسه دفاع از دکتری است یا جشن فارغ التحصیلی؟ یا هر دو را با هم تجمیع کرده‌اند! چون خودش در صفحه اینستاگرامش نوشته است: « امروز هفدهم آبان ماه ۱۴۰۴ برایم روز مهمی بود. قشنگ ترین روز زندگیم شد وقتی که اساتید و داوران بزرگوار در جلسه ی دفاعیه رساله ی دکتری م نتیجه‌ی سالها تلاشم را در حوزه ی روان شناسی موفقیت آمیز اعلام کردند .»
    پرسش بعدی، آیا بهنوش طباطبایی در ضمن تحصیل هر بار که در دانشگاه حضور یافته است به همین شکل بوده و در میان حلقه بادیگاردها و محافظ‌ های شخصی به کسب علم پرداخته است؟ چون خودش باز در صفحه اینستاگرامش نوشته «مدرس دانشگاه» هم هستند، آیا هر بار این گونه سر کلاس درس می‌روند؟ چرا همه چیز اینقدر عجیب شده است؟!
    نکته مهم هم این که چرا دانشگاه در چنین بازی شریک شده و اینچنین مراسمی برگزار شده است؟ دانشگاه آزاد واحد بابل چرا باید اینچنین مرعوب حضور یک بازیگر در میان دانشجویانش شود؟ واقعا هئیت علمی آن دانشگاه بعد از دیدن این تصاویر کلیپ عروسی و بادیگارد و ... چه احساسی بهشان دست داده است؟
    کسب تحصیلات عالی توسط هنرمندان یا چهره‌های عمومی امری مثبت و قابل احترام است؛ اما زمانی که این مسیر به پروژه‌ای برای مدیریت تصویر شخصی و افزایش دیده‌شدن تبدیل شود، معنای علم و پژوهش زیر سؤال می‌رود. در چنین حالتی، پایان‌نامه نه سندی از تحقیق، بلکه محتوایی برای مصرف رسانه‌ای تلقی می‌شود؛ پست ویدیویی که در پی لایک و ویو است، نه نقد و گفت‌وگوی علمی.
    دانشگاه، در ذات خود، محل گفت‌وگو، تحقیق و فروتنی علمی است. اما آنچه در این تصاویر دیده شد، مرز میان فرهنگ دانشگاهی و فرهنگ سلبریتی را در هم شکست. دفاع از پایان‌نامه، یک رویداد شخصی و علمی است، نه فرصتی برای نمایش چهره یا تولید محتوای تبلیغاتی.
    وقتی سلبریتی‌ها فضای دانشگاه را به صحنه‌ی حضور تبلیغاتی رسانه‌ای تبدیل می‌کنند، ارزش‌های علمی در پس جلوه‌های ظاهری محو می‌شود و دانشگاه ناخواسته به بخشی از نمایش شهرت بدل می‌گردد.
    نمی‌توان از نقش رسانه‌ها و کاربران فضای مجازی در تقویت این چرخه چشم پوشید. بازنشر گسترده‌ی این تصاویر، تولید شوخی‌ها و تحلیل‌های سطحی، نشان داد که جامعه خود نیز از این تضاد میان «تحصیل» و «تبلیغ» لذت می‌برد و آن را بازتولید می‌کند.
    در نتیجه، هرچقدر واکنش‌ها تندتر باشد، باز هم به نفع چرخه‌ی توجه و دیده‌شدن تمام می‌شود؛ همان چیزی که موتور اصلی فرهنگ سلبریتی است.
    در روزگاری که مرز میان حقیقت و تصویر روزبه‌روز باریک‌تر می‌شود، حفط شأن دانشگاه بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. دانشگاه باید همچنان نماد تلاش بی‌هیاهو، تحقیق بی‌دوربین و دانایی بی‌نمایش باقی بماند. علم اگر به ابزار دیده‌شدن بدل شود، دیگر علم نیست؛ تنها بخشی از نمایش بزرگ «شهرت» است.
    شاید هم این اتفاق اخیر بهنوش طباطبایی نه یک خطای فردی، بلکه نشانه‌ای از بحران فرهنگی گسترده‌تری است: نمایشی شدن همه چیز در عصر رسانه‌های اجتماعی. در جامعه‌ای که معیار ارزش «تعداد بازدید» است، نه «کیفیت عمل»، طبیعی است که حتی دفاع از پایان‌نامه هم شبیه یک «ایونت تبلیغاتی» شود.
    اما شاید هنوز بتوان با تأمل و نقد صادقانه، یادمان بیاوریم که دانشگاه صحنه شو آف نمی‌خواهد؛ صداقت، تلاش و تعهد می‌خواهد. یک زمانی دانشگاه قلب تپنده جامعه بود ...