کد خبر: 55770 | صفحه ۹ | تولید و تجارت | تاریخ: 25 آبان 1404
سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر؛ کلید خروج از بحران ناترازی انرژی ایران
* دکتر معینی، ناترازی انرژی ایران به یک بحران ملی تبدیل شده است. آیا انرژیهای تجدیدپذیر واقعاً میتوانند این معضل را حل کنند؟ - (با جدیت) بحران ناترازی انرژی ایران دوچهره دارد: تولید ناکافی برق در اوج مصرف و اتلاف منابع فسیلی در غیراوج. انرژیهای تجدیدپذیر تنها راهکار پایدار برای این معضل هستند. ایران با داشتن میانگین ۳۰۰ روز آفتابی در سال، پتانسیل تولید ۱۰۰,۰۰۰ مگاوات برق خورشیدی را دارد – این معادل ۱۰ نیروگاه بزرگ اتمی است! اما متأسفانه هماکنون کمتر از ۱% از این ظرفیت استفاده میشود. انرژی بادی در مناطق شمالی و برقآبی در غرب کشور نیز فرصتهای طلایی هستند که مهار نشدهاند.
* چرا با وجود این پتانسیل، سرمایهگذاری در این بخش کند است؟
- (با اشاره به نمودار تحلیلی) سه مانع اصلی وجود دارد: نرخ بازگشت سرمایه طولانی (۷ تا ۱۰ سال)، عدم ثبات سیاستها (تغییر قوانین هر ۲ سال!) و فقدان زیرساختهای انتقال. مثلاً در استان سمنان که ظرفیت نصب پنلهای خورشیدی بینظیر است، شبکه توزیع برق قادر به جذب انرژی مازاد نیست. از سوی دیگر، یارانههای انرژی فسیلی (سالانه ۵۰ میلیارد دلار!) قیمت تمامشده انرژی پاک را غیررقابتی کرده. این مثل تلاش برای فروش آب معدنی در کنار رودخانهای رایگان است!
* نقش دولت در این میان چیست؟ آیا سیاستهای فعلی کافی است؟
- (با تأسف) دولت در تضاد رفتاری گرفتار شده: از یک سو شعار توسعه انرژی پاک میدهد، از سوی دیگر محیط کسبوکار را مسموم کرده است. مثلاً تعرفههای خرید تضمینی برق تجدیدپذیر پس از ۵ سال ثابت مانده، در حالی که تورم ۴۰۰% شده! این یعنی سرمایهگذاران به ازای هر ۱۰۰ تومان سرمایه، ۶۰ تومان زیان میدهند. همچنین بوروکراسی پیچیده برای دریافت مجوز (گاه تا ۲ سال!) و عدم حمایت بانکها از پروژههای سبز، سرمایهگذاران را به سمت بازارهای رقیب مثل ترکیه و امارات سوق میدهد.
* الگوهای موفق بینالمللی برای ایران چه درسی دارند؟
- (چشمانش برق میزند) آلمان را ببینید: با قانون منابع انرژی تجدیدپذیر (EEG) در سال ۲۰۰۰، تضمین خرید برق سبز را به مدت ۲۰ سال با نرخ ثابت داد. نتیجه؟ امروز ۵۰% برق آلمان از منابع پاک تأمین میشود! مراکش هم با سرمایهگذاری ۹ میلیارد دلاری در نیروگاه خورشیدی «نور ورززات»، بزرگترین نیروگاه متمرکز جهان را ساخت و حالا برق صادر میکند. حتی هند با طرح «کوسام» (روستاهای خورشیدی) در ۱۰ سال، ۱۸,۰۰۰ روستای بدون برق را روشن کرد. ایران میتواند با الهام از این مدلها، تولید انرژی را به یک صادرات دانشبنیان تبدیل کند.
* چه سازوکارهای نوین تأمین مالی میتواند راهگشا باشد؟
- (با هیجان) باید از مدلهای تأمین مالی جمعی (Crowdfunding) و اوراق سبز (Green Bonds) استفاده کنیم. مثلاً در دانمارک، شهروندان با خرید سهام کوچک در توربینهای بادی، هم سود میبرند هم انرژی پاک تولید میکنند. در ایران میتوان «صندوق ملی انرژی پاک» ایجاد کرد که یارانههای انرژی فسیلی را بهتدریج حذف و منابع آن را به وامهای کمبهره برای نیروگاههای خورشیدی خانگی اختصاص دهد. همچنین مالیات بر کربن برای صنایع آلاینده و معافیت مالیاتی برای تولیدکنندگان تجهیزات تجدیدپذیر میتواند اکوسیستم را متحول کند.
* نقش بخش خصوصی و استارتاپها در این تحول چیست؟
- (با لبخند) بخش خصوصی موتور محرک این انقلاب است. استارتاپهایی مثل «پویش انرژی» (تولید پنلهای خورشیدی نانویی) یا «بادپویا» (توربینهای بادی کوچک برای روستاها) نشان دادهاند که فناوری ایرانی میتواند رقابتپذیر باشد. اما نیاز به حمایت واقعی دارند: تضمین خرید برق به قیمت واقعی، تسهیل صادرات به عراق و افغانستان، و ایجاد پارکهای فناوری انرژی در مناطق محروم. اگر دولت فقط زمین را رایگان و شبکه انتقال را توسعه دهد، بخش خصوصی ۵۰,۰۰۰ مگاوات ظرفیت جدید ظرف ۵ سال ایجاد میکند!
* حرف آخر شما برای سیاستگذاران چیست؟
- (با قاطعیت) انرژی پاک یک انتخاب نیست، یک ضرورت زیستمحیطی و اقتصادی است. ایران در آستانه فاجعه آب (۶۰% از سفرههای آب زیرزمینی خشک شده) و آلودگی هوا (سالانه ۳۰,۰۰۰ مرگ زودرس) قرار دارد. راهحل: ۱. فوریسازی مجوزها (کاهش زمان صدور به ۳ ماه)، ۲. تثبیت تعرفهها بر اساس نرخ ارز، ۳. ایجاد «بورس انرژی پاک» برای جذب سرمایههای خرد، و ۴. الزام صنایع به استفاده از ۲۰% انرژی تجدیدپذیر تا ۱۴۰۵. اگر امروز اقدام نکنیم، فردا باید برق وارد کنیم در حالی که خورشید روی سرمان میسوزد! این خسران ملی است قابل بخشش نیست.
در پایان مصاحبه...
(آقای دکتر معینی با نشان دادن نقشهی پتانسیل انرژی خورشیدی ایران): «این نقشه، نقشهی طلای سبز ماست. کافی است باور کنیم که میتوانیم...»)