سرمقاله

نتیجه درگیری نظامی اوکراین / سیف الرضا شهابی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • معرفی بهترین سایت دانلود طرح کارت ویزیت لایه باز ایرانی
  • خدمات و امکانات هتل دیمت پارک وان شامل چه مواردی است؟
  • آمارهای امیدبخش از بام پتروشیمی ایران؛
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 56265  |  صفحه ۳ | جامعه  |  تاریخ: 09 آذر 1404
    نتیجه اقتصاد بحران زده و آینده فروپاشیده بدون آب چیست؟
    سیاه‌چاله جمعیتی ایران
    یک مشکل بزرگ و جدی روانی و اجتماعی را نیز باید در گزینه‌ها و دلایل عدم فرزندآوری ایرانیان به طور جدی لحاظ کرد. در تحلیل‌های مربوط به کاهش زاد و ولد، معمولاً اقتصاد محور اصلی است؛ اما بحران آب، در سکوت به همان اندازه مؤثر است. ایرانی‌ها شاید مستقیم به این موضوع اشاره نکنند، اما حس ناخودآگاهی نسبت به «بی‌ثباتی زیستی» دارند چرا که کم‌آبی یعنی آینده نامعلوم پیش روی نسل آینده‌ای که برای آینده اش نگران هستند.
    وقتی آمار‌های تازه وزارت بهداشت درباره جمعیت و فرزندآوری ایرانیان منتشر شد، کسی تعجب نکرد. حالا دیگر سال‌هاست نمودار تولد‌ها آرام و بی‌سروصدا پایین می‌آید؛ آن‌قدر آرام که به چشم نمی‌آید و آن‌قدر جدی که هر اقتصاددان و جامعه‌شناسی می‌داند پشت این آرامش، یک زلزله پنهان خوابیده است.
    به گزارش اقتصاد ۲۴، رئیس اداره جوانی جمعیت وزارت بهداشت این‌بار صریح‌تر از همیشه هشدار داده است که «اگر همین‌طور ادامه دهیم، ایران در ۶۰ یا ۷۰ سال آینده جمعیتی حدود ۴۰ میلیون نفری خواهد داشت. کشوری که زمانی با نرخ باروری بالای شش فرزند تعریف می‌شد، امروز به حوالی ۱.۵ فرزند رسیده؛ آن هم در حالی که حد جانشینی ۲.۱ است.»
    اما این اعداد دیگر تنها آمار خشک نیستند و پشت هر کدامشان تصمیمی است که یک زوج جوان، زیر نور مهتابی یک خانه اجاره‌ای، با حسابگرانه‌ترین شکل ممکن گرفته‌اند که «فعلاً نه» و یا شاید «هیچ‌وقت».
    نسلِ مکث‌کرده بر لبه ویرانی
    اگر امروز از زوج‌های جوان بپرسید چرا فرزندی نمی‌خواهند، به‌ندرت جواب‌های ایدئولوژیک با حتی برخواسته از تمایل و یا نسلی می‌شنوید. مساله این است که کسی نمی‌گوید دلش نمی‌خواهد پدر یا مادر باشد. بیشترشان می‌گویند «نمی‌شود» یا «فعلاً نمی‌شود» و این «نمی‌شود» از جنس تنبلی یا بی‌میلی نیست؛ از جنس احتیاط است، از جنس اضطرابی که طی سال‌های اخیر لابه‌لای قبض‌ها، قرارداد‌های موقت، قیمت مسکن و گرانی خوراکی‌ها جا خوش کرده است.
    در ایران امروز فرزندآوری، که زمانی بخشی طبیعی از زندگی بود، حالا تبدیل شده به پروژه‌ای بزرگ‌سالانه که نیاز به برنامه مالی، اطمینان از آینده شغلی، امنیت روانی و حتی امنیت زیست‌محیطی دارد.
    تبعات یک سکوت طولانی و پیریِ شتابان
    بحران فرزندآوری معمولاً به زبان کارشناسی توضیح داده می‌شود: نسبت وابستگی، صندوق‌های بازنشستگی و کاهش رشد اقتصادی. اما این بحران در زندگی روزمره نیز خودش را نشان خواهد داد؛ آرام، اما قطعی.
    به این ترتیب است که ایران با سرعتی که در جهان کم‌نظیر است پیر می‌شود. دهه بعد، خیابان‌ها شلوغ خواهند بود، اما از صدای کودکان؛ و در مقابل شاهد صف‌های بلند در برابر بیمارستان‌ها و مراکز درمانی خواهیم بود.
    وقتی نسل جوان کوچک شود، تعداد افرادی که کار می‌کنند و مالیات می‌دهند کمتر می‌شود و تعداد بازنشستگانی که باید از آنان حمایت شود، بیشتر خواهد شد و این بحران و زلزله خاموشی است که در انتظار این سرزمین خواهد بود.
    اقتصاد کوچک‌تر، آینده کوچک‌تر
    اقتصاد‌ها بر شانه‌های نیروی کار جوان می‌چرخند. ایران در دهه‌های آینده با این روند جمعیتی با نیروی کار رو به کاهش، نه فقط کند رشد می‌کند، بلکه به‌تدریج وارد دوره‌ای از رکود دائمی می‌شود. بازار مصرف نیز کوچک می‌شود؛ یعنی شرکت‌ها کمتر سرمایه‌گذاری می‌کنند، نوآوری کاهش می‌یابد و چرخه اقتصاد کندتر می‌چرخد.
    از سوی دیگر پژوهشگران جمعیت‌شناسی می‌گویند نسل تک‌فرزند یا بی‌فرزند، در بزرگسالی با شبکه حمایت اجتماعی ضعیف‌تری روبه‌رو می‌شود. در کشور‌هایی که این مسیر را رفته‌اند، تنهایی سالمندان به یکی از مشکلات مهم تبدیل شده است، اما اینها تنها روی تاریک ماجراست.
    شاید یک روی روشن هم در این عدم فرزندآوری وجود داشته باشد و آن نیز همین باشد که کاهش بار جمعیتی موقتاً فشار بر زیرساخت‌ها را تقلیل می‌دهد و امکان سرمایه‌گذاری بیشتر روی کیفیت آموزش و سلامت را فراهم می‌کند؛ اما این فرصت کوتاه است و در آینده با پیری شدید جمعیت از میان می‌رود.
    حقیقتی که نمی‌توان نادیده گرفت: اقتصاد اجازه نمی‌دهد
    در این میان برای بررسی اصلی‌ترین علت عدم فرزندآوری ایرانیان، مهم‌ترین ضلع ماجرا بدون تردید بحران اقتصادی است. این روز‌ها که دیگر حتی در گفت‌و‌گو‌های عادی در تاکسی و کافه و مهمانی هم می‌شود فهمید دغدغه اصلی چیست: پول.
    در سال ۱۴۰۴ تورم رسمی حوالی ۴۵ درصد اعلام شد و تورم مواد غذایی در مقاطعی از ۶۵ درصد هم عبور کرد. خانواده‌ها کمتر به سفر می‌روند، کمتر خرید می‌کنند و در بسیاری موارد از حداقل‌های قبوض و خوراک عقب می‌مانند.
    در چنین فضایی، داشتن فرزند تبدیل به پروژه‌ای پرهزینه می‌شود: هزینه پوشک و شیر خشک، قیمت سبد خوراکی، شهریه مهدکودک و مدرسه و در ادامه هزاران قصه دیگر، هزینه درمان و واکسن‌های غیررایگان و ... همگی از عوامل جدی پیش روی زوج‌های بدون فرزند ایرانی است؛ و سوال جدی اینجاست که آیا یک زوج جوان که اگر هر دو نیز شاغل باشند با مجموع حقوق ۳۰ یا ۴۰ میلیون تومان می‌تواند از پس این مخارج بربیاید؟ پاسخ بیشترشان منفی است.
    مسکن؛ دیوار بلندی که پشت آن کودکی نیست
    شاید اما در این روزهای ایران هیچ‌ چیزی به اندازه مسکن در ایران مانع فرزندآوری نشده است. به گزارش اقتصاد ۲۴، یک آپارتمان معمولی ۷۰ یا ۸۰ متری در تهران، امروز با اجاره ماهانه ۱۸ تا ۲۵ میلیون تومان معامله می‌شود. درباره خرید، وضعیت حتی تلخ‌تر است و محاسبه‌ها نشان می‌دهد یک زوج با درآمد متوسط باید ۶۰ تا ۸۰ سال تمام حقوقشان را پس‌انداز کنند تا بتوانند خانه‌ای کوچک بخرند.
    با این حساب، خانه‌دار شدن شبیه افسانه شده و زوج‌ها ترجیح می‌دهند تا زمانی که این بلاتکلیفی حل نشده، مسئولیت تازه‌ای نپذیرند.
    ناامنی شغلی بحران زوج‌های جوان ایرانی
    مشکل تنها به آن سقف نداشته و اقتصاد نیمه ویران نیز منوط نمی‌شود. به گزارش اقتصاد ۲۴، از اوایل دهه ۹۰ به این‌سو، کار‌های قراردادی جایگزین استخدام‌های پایدار شده‌اند. بسیاری از جوان‌ها هر سال باید نگران تمدید قرارداد باشند و اساسا چنین آینده‌ای برای ساختن خانواده مناسب نیست.
    پس شغل خوب و مسکن و عدم درآمد کافی را باید در هر پیشنهاد برای فرزندآوری ایرانیان در راس قرار داد.
    آب، بحران فراموش‌شده، اما همیشه حاضر
    در این میان اما به نظر می‌رسد که یک مشکل بزرگ و جدی روانی و اجتماعی را نیز در گزینه‌ها و دلایل عدم فرزندآوری ایرانیان به طور جدی لحاظ کرد. به گزارش اقتصاد ۲۴، در تحلیل‌های مربوط به کاهش زاد و ولد، معمولاً اقتصاد محور اصلی است؛ اما بحران آب، در سکوت به همان اندازه مؤثر است.
    ایرانی‌ها شاید مستقیم به این موضوع اشاره نکنند، اما حس ناخودآگاهی نسبت به «بی‌ثباتی زیستی» دارند چرا که کم‌آبی یعنی آینده نامعلوم پیش روی نسل آینده‌ای که برای آینده اش نگران هستند.
    امروز بیش از ۶۰ درصد جمعیت ایران در مناطقی با تنش آبی شدید زندگی می‌کنند. این وضعیت تنها به معنای کمبود آب شرب نیست؛ بلکه بر زندگی روزمره تأثیر گذاشته و از جمله افت فشار آب، جیره‌بندی در برخی شهرها، قطع‌های مقطعی، افت کیفیت آب، فرونشست زمین و ناامن شدن برخی مناطق که به طور مستقیم پیش چشم شهروندان است و آن را با همه وجود خود لمس می‌کنند.
    بسیاری از والدین آینده‌نگر این پرسش را ناگفته در ذهنشان مرور می‌کنند که «آیا می‌خواهم فرزندم را در شهری بزرگ کنم که ممکن است ۱۰ سال دیگر آب کافی نداشته باشد؟»
    نتیجه این که وقتی آب نیست، کشاورزی گران‌تر می‌شود و وقتی کشاورزی گران‌تر می‌شود، قیمت مواد غذایی افزایش پیدا می‌کند و این یعنی فشار بیشتر بر سفره مردم، یعنی ترس بیشتر از آینده، یعنی احتمال کمتر فرزندآوری.
    ایرانِ کم‌ظرفیت و بحران آب و نسلی که از زادوولد می‌ترسد
    سرانه آب تجدیدپذیر ایران از ۷۰۰۰ مترمکعب در دهه ۱۳۳۰ به کمتر از ۱۰۰۰ مترمکعب رسیده؛ ورود به محدوده «کم‌آبی مطلق». به زبان ساده‌تر این آمار بدان معناست که ظرفیت زیستی کشور هر سال کمتر می‌شود و همین واقعیت، بر تصمیم خانواده‌ها سایه می‌اندازد.
    البته که اقتصاد و محیط زیست تنها بخش ماجرا نیستند. ایرانیان حالا در منطقه‌ای جغرافیای خود را می‌بینند که هر چند سال دوباره با بحران جدیدی روبه‌رو می‌شود: تحریم، تهدید جنگ، درگیری‌های نیابتی، نوسانات بازار ارز، مهاجرت گسترده.
    برای بسیاری از زوج‌های جوان، سؤال این است که «آیا آوردن کودک به دنیایی با این سطح از تنش، عاقلانه است؟»
    این پرسش شاید در ظاهر بدبینانه به‌نظر برسد، اما میراث سال‌ها تجربه زیسته است و نسل امروز می‌خواهد بداند قبل از آوردن کودک، آینده‌ای برای او وجود دارد یا نه.
    آیا ایران توان جمعیت ۹۰ میلیونی را دارد؟
    از سوی دیگر پرسشی که شاید در سال‌های اخیر میان پژوهشگران جمعیت‌شناسی و اقتصاد به‌طور جدی مطرح شده، یکی همین باشد که آیا کشوری با بحران‌های اقتصادی، کمبود منابع زیستی و ساختار ناکارآمد، می‌تواند جمعیت فعلی‌اش را مدیریت کند؟ از نظر منابع زیستی پاسخ ساده است که ایران به‌شکل فعلی، توان اداره پایدار جمعیت ۹۰ میلیونی را ندارد. آب در بسیاری از مناطق به خط قرمز رسیده، خاک فرسوده شده، جنگل‌ها کوچک شده‌اند و شهر‌های بزرگ از ظرفیت زیرساختی فراتر رفته‌اند.
    از سوی دیگر اقتصادی که رشد پایدار ندارد و به‌طور مزمن با تورم بالا کار می‌کند، نمی‌تواند فرصت کافی برای میلیون‌ها جوان ایجاد کند. البته که اگر اصلاحات ساختاری انجام شود، جمعیت ۹۰ میلیونی نه‌تنها مشکل نیست که می‌تواند مزیت هم باشد، اما بدون این اصلاحات، جمعیت بالا فشار مضاعفی بر اقتصاد خواهد بود.
    مساله این جاست که مشکل ایران کمبود جمعیت نیست؛ مشکل فقدان سیاست‌گذاری منسجم در حوزه اقتصاد، آب، مسکن و خانواده است و تا این مسائل حل نشود، افزایش جمعیت بیشتر بحران می‌سازد تا فرصت.
    کاهش فرزندآوری یک انتخاب نیست، واکنش است
    حقیقت این است که ایرانیان فرزند نمی‌آورند نه به این دلیل که دلشان نمی‌خواهد، بلکه، چون نمی‌توانند و این «نه» گفتن به فرزندآوری، در واقع «نه» گفتن به بی‌ثباتی است، به هزینه‌های کمرشکن، به آینده‌ای که روشن‌تر نشده است. به گزارش اقتصاد ۲۴، عدم فرزندآوری امروز ایرانیان دیگر یک انتخاب ارادی نیست؛ بلکه یک تصمیم ناگزیر است، تصمیمی که هم عقل آن را تأیید می‌کند و هم دل، هرچند با اکراه.
    شب‌هایی که زوج‌ها روی کاناپه خانه‌های اجاره‌ای نشسته‌اند و درباره سختی‌ها حرف می‌زنند، شاید بلند نگویند، اما در دل می‌دانند که تا زمانی که مسکن امن، شغل پایدار، آب مطمئن و آینده قابل پیش‌بینی وجود نداشته باشد، فرزندآوری بیشتر شبیه خطر است تا امید.
    این بحران، بیش از هر چیز، روایت مردمی است که زیر بار هزینه‌ها خم شده‌اند و فعلاً توان قدم برداشتن به‌سوی یک زندگی بزرگ‌تر را ندارند.