سرمقاله

آزادسازی قیمت؛ از شعار تا واقعیت / لطفعلی بخشی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • ارائه بسته‌های ویژه دهه فجر و نیمه شعبان توسط همراه اول
  • فرشباف، مدیر شعب و شبکه فروش بیمه سرمد: آغاز طرح ملی توانمندسازی نمایندگان سرمد
  • در شانزدهمین گردهمایی روسای موفق بانکهای کشور صورت گرفت تقدیر از رؤسای موفق شعب موسسه اعتباری ملل
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 57816  |  صفحه ۱۱ | ایران و جهان  |  تاریخ: 09 دی 1404
    آیا نتانیاهو می‌تواند ترامپ را به جنگ با ایران ترغیب کند؟
    شکاف‌های پنهان
    شامگاه دوشنبه، بنیامین نتانیاهو در اقامتگاه مارالاگو فلوریدا روبه‌روی دونالد ترامپ می‌نشیند؛ دیداری که در ظاهر با هدف گشودن گره مرحله دوم آتش‌بس غزه برنامه‌ریزی شده است؛ اما در واقعیت این دیدار محل چانه زنی بر سر چند پرونده مهم می باشد. از یک‌سو، آینده حکمرانی غزه در دوران پساآتش‌بس و سرنوشت فاز دوم توافقی که هنوز روی زمین تثبیت نشده، بر میز گفت‌وگو قرار دارد؛ از سوی دیگر، نگرانی‌ها درباره لغزش دوباره جبهه لبنان و احتمال بازشدن یک بحران موازی، سایه‌ای سنگین بر این ملاقات انداخته است. هم‌زمان، پرونده ایران پس از جنگ کوتاه تابستان ۲۰۲۵ و بحث بازدارندگی و اقدام پیشگیرانه، به‌عنوان یکی از حساس‌ترین محورهای امنیتی مطرح است.
    به گزارش فرارو، برای نتانیاهو، این سفر صرفاً یک رفت‌وآمد دیپلماتیک نیست؛ او در آستانه انتخاباتی که کمتر از ده ماه دیگر برگزار می‌شود، بیش از هر زمان به یک قابِ روشن و قاطع از «رابطه ویژه» با آمریکا احتیاج دارد؛ قابی که بتواند هم رأی‌دهندگان مردد را جذب کند و هم به پایگاه سیاسی‌اش پیام بدهد که پشتوانه واشنگتن همچنان پابرجاست. با این حال، نتانیاهو هم‌زمان ناچار است مراقب باشد اختلافات واقعی با کاخ سفید، از پشت درهای بسته بیرون نزند و به تیتر اول رسانه‌ها تبدیل نشود؛ زیرا در فضای ملتهب داخلی اسرائیل، هر نشانه‌ای از شکاف با آمریکا می‌تواند به پاشنه آشیل انتخاباتی او تبدیل شود.
    برای ترامپ نیز ماجرا به غزه محدود نمی‌شود. او می‌خواهد ابتکار صلحش را از ایستگاه «توقف جنگ» عبور دهد و به مرحله «ساختن نظم پساجنگ» برساند؛ مرحله‌ای که در آن، دیگر فقط آتش‌بس روی کاغذ کافی نیست و باید سازوکار حکمرانی، امنیت میدانی، ورود کمک‌ها و آینده سیاسی غزه شکل بگیرد.
    کلافگی واشنگتن، احتیاط تل‌آویو؛ شکاف‌های پنهان در سایه «رابطه ویژه»
    آتش‌بس غزه که از ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ آغاز شد، توانست به جنگی پایان دهد که از اکتبر ۲۰۲۳ شعله‌ور شده و دو سال تمام، غزه را زیر ضربات ویرانگر نگه داشته بود؛ جنگی که هم زیرساخت‌ها را از بین برد و هم با تلفات سنگین، زخم عمیقی در جامعه برجای گذاشت. در این چارچوب، فاز اولِ طرح صلحِ منتسب به «طرح ۲۰ ماده‌ای» ترامپ تا اندازه زیادی جلو رفت: عقب‌نشینی محدود نیروهای اسرائیلی به خطوط تازه و پیشرفت در پرونده گروگان‌ها، به‌عنوان دو ستون اصلی این مرحله، از نظر فنی قابل ثبت بود و دست‌کم روی کاغذ، مسیر را برای عبور به گام بعدی باز می‌کرد.
    اما با گذشت بیش از دو ماه، فاز دوم همان مرحله‌ای که قرار است مسیر خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی را روشن کند، تکلیف خلع سلاح حماس را در یک قالب عملی تعیین کند و نقشه حکمرانی و اداره غزه را از وضعیت مبهم بیرون بیاورد به جایی رسیده که اگر بخواهیم منصفانه توصیف کنیم، «درجا می‌زند».
    آسوشیتدپرس گزارش داده بارندگی‌های زمستانی، اردوگاه‌های آوارگان را به آب‌گرفتگی کشانده، چادرهای فرسوده را از پا انداخته و هزاران نفر را در گل‌ولای، با پتوهای خیس و سرپناه‌هایی که عملاً کارایی ندارند، تنها گذاشته است. در همین روایت میدانی آمده که از میانه دسامبر دست‌کم ۱۲ نفر از جمله یک نوزاد بر اثر سرمازدگی یا فروریختن ساختمان‌ها جان باخته‌اند و هم‌زمان برآورد سازمان ملل نشان می‌دهد حدود ۸۰ درصد ساختمان‌های غزه یا آسیب جدی دیده یا به کلی ویران شده است. حتی پس از شروع آتش‌بس هم، بنا بر همان گزارش، شمار کشته‌شدگان از ۴۰۰ نفر گذشته است.
    آنچه در فاز دوم از آن صحبت می‌شود، اساساً از جنس «توقف جنگ» نیست؛ این‌جا صحبت از ساختن یک نظمِ پساجنگ است و همین، کار را به‌مراتب پیچیده‌تر می‌کند. گاردین و فایننشال‌تایمز نوشته‌اند که محور طرح آمریکا این است که اداره غزه از دست حماس خارج شود و به یک مرجع موقت متشکل از تکنوکرات‌های فلسطینیِ «غیرهمسو» سپرده شود؛ مدلی که امکان بازسازی خدمات عمومی و مدیریت زندگی روزمره را فراهم کند.
    هم‌زمان، در این بسته از استقرار یک نیروی بین‌المللی تثبیت‌کننده هم صحبت شده است؛ نیرویی که بناست فاصله میان پایان جنگ و آغاز حکمرانی را پر کند و اجازه ندهد خلأ امنیتی، دوباره به میدانِ رقابت مسلحانه تبدیل شود. گفته شده در ژانویه قرار است گام‌هایی برای اعلام ترکیب این سازوکار برداشته شود، اما درست در همین نقطه است که یک مانع سخت سر بلند می‌کند: فایننشال‌تایمز برجسته کرده که هنوز هیچ کشور مهمی به‌طور شفاف و رسمی متعهد نشده نیرو برای چنین مأموریتی اعزام کند.
    در سطح روایت رسمی، نتانیاهو و ترامپ معمولاً ترجیح می‌دهند اختلافات را پشت درهای بسته نگه دارند و در برابر دوربین‌ها، تصویری از هماهنگی و «رابطه ویژه» ارائه کنند؛ اما مجموعه نشانه‌ها حکایت از آن دارد که اصطکاک‌ها در حال افزایش است و صبر واشنگتن—دست‌کم در لایه‌های تصمیم‌سازی رو به فرسایش گذاشته است. گاردین نوشته مقام‌های آمریکایی از اقداماتی که می‌تواند آتش‌بس شکننده را تضعیف کند ناراضی‌اند و در فضای رسانه‌ای آمریکا هم گزارش‌هایی منتشر شده که از «کلافگی» تدریجی تیم ترامپ سخن می‌گوید؛ کلافگی‌ای که بیش از آنکه ناشی از اختلاف سلیقه باشد، به نگرانی درباره سرنوشت کل ابتکار صلح گره خورده است.
    در همین چارچوب، گزارش آکسیوس درباره واکنش کاخ سفید به حمله‌ای که به کشته شدن یک فرمانده ارشد حماس در غزه انجامید، اهمیت مضاعف پیدا می‌کند: این رسانه نوشته واشنگتن به‌طور خصوصی نتانیاهو را توبیخ کرده و آن اقدام را نقض آتش‌بس دانسته است. از این زاویه، دیدار مارالاگو می‌تواند به لحظه‌ای تبدیل شود که ترامپ تلاش کند برای فاز دوم، «زمان‌بندی» و «نظم اجرایی» روشن‌تری تعیین کند و عملاً چارچوب تصمیم‌گیری را به نتانیاهو نزدیک‌تر از همیشه دیکته کند؛ اما ترامپ نیاز دارد نتانیاهو را به حرکت وادارد، بدون آنکه در افکار عمومی نشان دهد اتحادشان شکاف برداشته است؛ و نتانیاهو هم تلاش می‌کند امتیاز بدهد بدون آنکه در داخل اسرائیل، به «عقب‌نشینی زیر فشار آمریکا» متهم شود.
    آتش‌بسِ شکننده، تصمیم‌های بزرگ؛ لبنان و ایران در کانون دیدار ترامپ–نتانیاهو
    پرونده لبنان در حاشیه این دیدار، مثل یک زخمِ نیمه‌بسته دوباره به صحنه برمی‌گردد؛ زخمی که اگر سر باز کند، می‌تواند همه محاسبات مربوط به فاز دومِ غزه را زیر و رو کند. گاردین و رویترز هر دو به نگرانی‌ها درباره احتمال عملیات‌های تازه اسرائیل علیه حزب‌الله اشاره کرده‌اند؛ اقدامی که در صورت وقوع، آتش‌بسی را که برای مهار تنش‌ها برقرار شده، در معرض فروپاشی قرار می‌دهد و خیلی سریع مرز شمالی را از وضعیت کنترل‌شده، به میدانِ برخوردهای پُرهزینه و فرسایشی برمی‌گرداند.
    از نگاه تل‌آویو، منطق این پرونده چندان پیچیده نیست: اسرائیل می‌خواهد مانع بازسازی توان نظامی حزب‌الله شود و نگذارد جنوب لبنان دوباره به سکوی فشار دائمی تبدیل شود؛ سکویی که هر بار می‌تواند با یک موج موشکی یا حادثه مرزی، محاسبات امنیتی را به هم بزند و تصمیم‌گیران را به واکنش‌های تند و فوری بکشاند. اما در واقع هر تشدید تنش در لبنان، می‌تواند فاز دومِ غزه را عملاً از دستور کار بیرون بکشد و ظرفیت دیپلماتیک واشنگتن را در چند جبهه پخش کند؛ آن هم در شرایطی که آمریکا تلاش می کند آتش‌بس غزه را از «وضعیت معلق» به «نظم اجرایی» تبدیل کند.
    سایه ایران بر میز گفت‌وگو در مارالاگو، شاید از هر پرونده دیگری سنگین‌تر نشسته باشد؛ چون این‌جا دیگر بحث بر سر بندهای یک توافق یا جابه‌جایی نیروها نیست، بلکه پای «محاسبات بازدارندگی» و «تصمیم‌های پرریسک» وسط است. گاردین نوشته نتانیاهو تلاش می کند ترامپ را متقاعد کند که اسرائیل باید برای جلوگیری از ترمیم خسارت‌هایی که به برنامه هسته‌ای ایران در جنگ کوتاه تابستان ۲۰۲۵ وارد شده یا برای مهار شتاب گرفتن توان موشکی بالستیک ایران دستِ بازتری برای اقدام داشته باشد. رویترز نیز تأکید کرده پرونده ایران در کنار لبنان، یکی از محورهای اصلی گفت‌وگو است و به «رزمایش موشکی اخیر» و تنش‌های باقی‌مانده از درگیری پیشین اشاره کرده؛ یعنی همان نقاطی که تل‌آویو آن‌ها را نشانه‌ای از «بازسازی ظرفیت‌ها» و تهران آن‌ها را بخشی از منطق بازدارندگی خود می‌داند.
    روابط ترامپ و نتانیاهو پیچیده است
    رحمن قهرمان‌پور، کارشناس روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با خبرآنلاین با ارزیابی آخرین تحولات در روابط آمریکا و اسرائیل، تاکید می‌کند که مناسبات دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نه در چارچوب یک اتحاد بی‌چون‌وچرا قابل تعریف است و نه می‌توان از یک شکاف عمیق میان دو طرف سخن گفت.
    به گفته او، در شرایطی که آمریکا بر اساس سند جدید استراتژی امنیت ملی، تمایل چندانی به ورود به درگیری‌های تازه در خاورمیانه ندارد، همچنان این نگرانی وجود دارد که اسرائیل بتواند واشنگتن را به یک درگیری نظامی محدود با ایران ترغیب کند.
    قهرمان‌پور با اشاره به نارضایتی علنی ترامپ از تداوم جنگ در غزه و چالش‌های پیش‌روی روند صلح، می‌گوید هرچند نفوذ لابی طرفدار اسرائیل در آمریکا نسبت به گذشته کاهش یافته، اما این به معنای پایان اثرگذاری آن بر نظام تصمیم‌گیری ایالات متحده نیست.
    در ادامه متن کامل گفت و گوی «خبرآنلاین» را با رحمن قهرمان‌پور، تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل مطالعه می‌کنید.
    *** آیا شایعات درباره جنگ جدید با ایران جدی است؟
    آنچه مطرح می‌شود، در واقع احتمال بروز یک درگیری مجدد است. طبیعتاً شایعه نمی‌تواند واقعیت داشته باشد، اما بحث، تحلیلی است؛ یعنی مسئله این است که با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم، به نظر می‌رسد دو طرف در حال تلاش هستند خود را برای یک درگیری مجدد آماده کنند، هرچند انگیزه‌های هر یک از دو طرف متفاوت است.
    لابی طرفدار اسرائیل در آمریکا نفوذ گسترده‌ای دارد
    *** با توجه به سند جدید استراتژی امنیت ملی آمریکا و اعلام پایان اولویت امنیتی خاورمیانه در برنامه‌ریزی‌های روزمره و بلندمدت آمریکا، آیا نتانیاهو می‌تواند ترامپ را به مداخله بیشتر در خاورمیانه ترغیب کند؟
    دربار اینکه آیا نتانیاهو می‌تواند ترامپ را دوباره متقاعد به همراهی با اسرائیل در حمله به ایران کند یا نه، دو نظر وجود دارد. یک نظر خوش‌بینانه این است که آمریکا دیگر نمی‌خواهد در منطقه وارد درگیری و جنگ شود؛ بنابراین نتانیاهو نمی‌تواند این کار را انجام دهد. اما یک دیدگاه بدبینانه‌ای هم وجود دارد که معتقد است لابی طرفدار اسرائیل در آمریکا، با توجه به نفوذ گسترده‌ای که در این کشور دارد و از طرف دیگر با توجه به شناختی که خود شخص نتانیاهو از روان‌شناسی فردی ترامپ دارد، این کار غیرممکن نیست.
    بنابراین این نگرانی وجود دارد که اسرائیل دوباره بتواند آمریکا را قانع کند که در یک درگیری نظامی مجدد با ایران-ولو درگیری محدود-در کنار اسرائیل قرار بگیرد و از این رژیم حمایت کند.
    *** روابط ترامپ و نتانیاهو به چه سمتی می‌رود؟ آیا آنگونه که برخی رسانه‌ها ادعا می‌کنند اختلاف‌ها میان دو طرف نمایشی و عملیات فریب است؟
    درباره رابطه نتانیاهو و ترامپ، واقعیت این است که این رابطه نوسان دارد؛ نه آن‌چنان خوب است که بتوان گفت روابطی بسیار صمیمانه و بی‌تنش است و نه آن‌چنان دور و اختلاف‌برانگیز که بتوان گفت این دو دشمن یکدیگرند.
    در نهایت باید توجه داشت که سیاستمداران در بستری مادی و مبتنی بر منافع کشورشان رفتار می‌کنند و بنابراین آزادی عمل تمام‌عیاری ندارند.
    ترامپ برای تحقق منافع ملی ایالات متحده گاهی ناچار است برخورد تندی با نتانیاهو داشته باشد؛ همان‌طور که در مواردی مانند سوریه و قطر دیده‌ایم.
    در مقابل، گاهی نیز منافع دو طرف با یکدیگر همسو می‌شود، مانند موضوع مهار قدرت ایران و در این صورت با یکدیگر همکاری می‌کنند. بنابراین اینکه بگوییم روابط این دو کاملاً دوستانه یا کاملاً خصمانه است، در سیاست چندان موضوعیت ندارد؛ بلکه باید دید در هر موضوع مشخص، چرا روابطشان به هم نزدیک یا از هم دور می‌شود، که این امر به همان موضوع و به منافع کشور رهبران سیاسی بستگی دارد.
    روند اجرای صلح در غزه پیچیده است
    این موضوعات در سیاست بین‌الملل تا حدی طبیعی هستند، به‌ویژه با توجه به اینکه اجرای روند صلح در غزه کاری بسیار سخت و پیچیده است و منافع متضادی در آن وجود دارد. اسرائیل مخالف هرگونه مشارکت ترکیه در روند صلح غزه و اعزام نیروی صلح به این منطقه است؛ از طرف دیگر، ترامپ تمایل دارد نقشی به اردوغان در منطقه بدهد. بنابراین همه این عوامل در کنار هم وجود دارد و طبیعت سیاست نیز همین‌گونه است.
    دونالد ترامپ در مراسم حانوکا در کاخ سفید گفت که لابی اسرائیل در آمریکا از هر زمان دیگری ضعیف‌تر شده است؛ آیا این تصور صحیح است که اسرائیل به‌تدریج نفوذ خود را بر نظام تصمیم‌گیری در آمریکا از دست می‌دهد؟
    بحث کاهش نفوذ لابی طرفدار اسرائیل در آمریکا از مدت‌ها پیش مطرح شده و بخشی از دلایل آن ساختاری است و به پیرشدن نسلی از یهودیان که تجربه هولوکاست را داشته‌اند، تقویت جریان راست در اسرائیل و رفتارهای خلاف حقوق بشر این رژیم بازمی‌گردد.
    همه این عوامل باعث شده است که بسترها یا زمینه‌های ساختاری کاهش نفوذ لابی یهودی در آمریکا فراهم شود. با این حال، معنای این مسئله آن نیست که نفوذ آن‌ها کاملا از بین رفته باشد؛ آن‌ها همچنان نفوذ دارند، اما دیگر نفوذ گذشته را ندارند.