کد خبر: 58067 | صفحه ۱۱ | ایران و جهان | تاریخ: 16 دی 1404
«اندیشکده چتم هاوس» نقش فدراسیون روسیه را در معادلات منطقه غرب آسیا بررسی کرد؛
روسیه و چین شرکای استراتژیک قابل دسترس ایران
«مسکو کاملاً عملگرا باقی مانده و خطوط ارتباطی را با همه طرفها باز نگاه میدارد: ایران و اسرائیل، ترکیه و پادشاهیهای خلیج فارس، مصر، و جناحهای مختلف در سوریه و لیبی. هدف هم نه حل تعارضها بلکه اطمینان از حفظ صدای خود است.»
به گزارش سیاست خارجی ایرنا، «اندیشکده چتم هاوس» در نوشتاری تحلیلی به بررسی نقش فدراسیون روسیه در معادلات منطقه غرب آسیا پرداخته و مینویسد: روسیه تضعیف شده است، اما نفوذ آن در خاورمیانه را نباید دستکم گرفت. فرضیهای گسترده اما گمراهکننده وجود دارد که ضعف فعلی مسکو را نشانهای از عقبنشینی اجتنابناپذیر آن از منطقه میداند. واقعیت این است که روسیه حضور خود را عمیقتر کرده است.
منابع نظامی و اقتصادی روسیه به دلیل جنگ در اوکراین به شدت آسیب دیده است. پایگاه سابق آن در سوریه سقوط کرده است. با این حال، حتی در چنین شرایطی، کرملین به جای تصمیم به خروج از خاورمیانه، خود را با واقعیتهای جدید سازگار کرده است. روسیه همچنان از فرصتهای ارائهشده توسط منطقه برای کاهش فشار تحریمها، جبران خسارات اقتصادی و سیاسی ناشی از رویارویی جهانی با غرب و گاهی ایجاد چالش برای بازیگران آمریکایی و اروپایی بهرهبرداری میکند.
نویسنده در این بخش از نوشتار خود استدلال میکند که آنها که روسیه را در منطقه «تمامشده» میدانند در حال نادیده گرفتن یک بازیگر تضعیفشده اما همچنان قدرتمند هستند که هنوز و همچنان خود را متعهد به سرگیجه انداختن غرب در این منطقه میداند.
در ادامه این گزارش آمده است: از سال ۲۰۲۲، تحلیلگران به طور اغراق آمیز و ذره بینی بر تحولاتی تمرکز کردهاند که به نظر برای کرملین نامساعد به نظر میرسد: چه عقبنشینیهای استراتژیک جدی مانند سقوط رژیم بشار اسد در سال ۲۰۲۴، یا ضربههای نمادینتر مانند حذف مسکو از اجلاس صلح شرمالشیخ در اکتبر ۲۰۲۵. با این حال، رویدادهایی که برای روسیه بسیار مهمتر هستند، اغلب توجه کمی دریافت میکنند.
یکی از این نمونهها، فروم تجاری و سرمایهگذاری عربستان-روسیه بود که در اوایل دسامبر برگزار شد. این نشست نتیجه مهمی به همراه داشت: توافق جامع معافیت ویزا، معاهدهای که ریاض به ندرت با کشورهای دیگر امضا میکند. این نشست نشان داد که روسیه همچنان از شناخت سطح بالا در عربستان سعودی برخوردار است و شراکتهای اقتصادی مسکو در خلیج فارس همچنان دستنخورده باقی مانده است.
این تضاد بین روایتهای جهانی از «افول» روسیه و نتایج عملی که مسکو همچنان به دست میآورد، سؤال گستردهتری را مطرح میکند: آیا روسیه واقعاً نیاز دارد در هر رویداد منطقهای در کانون توجه باشد تا نفوذ خود را حفظ کند؟ یا اینکه از عمل به عنوان یک بازیگر ظاهراً کمرنگ شده در رده دوم که همچنان دستاوردهای استراتژیک به دست میآورد، سود میبرد؟
پاسخ در رویکرد اخیر روسیه نهفته است: ضعف به معنای بیقدرتی نیست. پس از ۲۰۲۲، تحت فشار تحریمها و گرفتاری های نظامی، استراتژی روسیه در حوزه سیاست خارجی هم کمهزینهتر شد و هم چابکتر.
روسیه تمایل دارد از ورود به ابتکارات پرریسک پرهیز کند مگر اینکه کاملاً ضروری باشد. در گذشته، ابراز نگرانی صریح مسکو نسبت به تحولات در غزه راهی کمهزینه برای نشان دادن حضور خود در صحنه بینالمللی بود. در مقابل، مشارکت در ابتکار صلح فعلی غزه، مستلزم تخصیص منابع و مسئولیت سیاسی با نتایج بسیار نامطمئن است. در این صحنه، غیبت مسکو از شرمالشیخ احتمالاً برای کرملین اتفاقا فرصتی بود که ناخواسته به آن دست یافت.
کتاب بازی جدید روسیه چیست؟
کرملین همواره رویکرد هزینه حداقلی نظامی، اقتصادی و سیاسی اما حصول حداکثری نتایج و دستاوردها را پیش برده بود. این رویکرد در چند سال اخیر به سطح جدیدی ارتقا پیدا کرده است. در این نقشه راه جدید، روسیه به دیپلماسی، اجبار گزینشی و شراکتهای هدفمند تکیه میکند و نه استقرارهای نظامی عمده.
نویسنده در ادامه این نوشتار به عمل گرایی روسیه در حوزه سیاست خارجی اشاره کرده و مینویسد: مسکو کاملا عملگرا باقی میماند و خطوط ارتباطی را با همه طرفها باز نگاه میدارد: ایران و اسرائیل، ترکیه و پادشاهیهای خلیج فارس، مصر، و جناحهای مختلف در سوریه و لیبی. هدف هم نه حل تعارضها بلکه اطمینان از حفظ صدای خود است.
حتی بدون سوریه به عنوان مرکز عملیاتی، روسیه ظرفیت «میانجیگری» یا شاید هم «خرابکاری» در بحرانهای منطقهای را حفظ میکند. برای مثال، مقامات اسرائیلی ممکن است نگران بوده باشند که خروج کامل روسیه از سوریه فضایی برای بازیگران کمتر قابل پیشبینی مانند ترکیه باز کند و بنابراین تداوم حضور کرملین در سوریه پس از اسد را پذیرفته باشند.
نویسنده در ادامه این نوشتار ادعا میکند که وقتی تنشهای ایران-اسرائیل پس از سقوط دولت بشار اسد تشدید شد، مسکو مخالفتی با حملات اسرائیل نکرد اما همزمان گفتوگو با تهران را حفظ کرد.