کد خبر: 58095 | صفحه ۴ | فرهنگ و هنر | تاریخ: 17 دی 1404
سعید پیردوست چند سالی بود که میان خانه و بیمارستان رفتوآمد میکرد
وداع با نقش مکمل دوست داشتنی
سعید پیردوست اگرچه از آن دسته بازیگرانی بود که همیشه در سایه قهرمانان اصلی میایستاد اما طنزهای دهه ۸۰ مهران مدیری، بدون حضور قطعا چیزی بزرگ کم داشتند.
سعید پیردوست، بازیگری که روز سهشنبه ۱۶ دیماه در ۸۵ سالگی درگذشت بیش از هرچیز با نقش رئیس در «پاورچین» و همینطور شیرفرهادپیر در «شبهای برره» و چند سریال دیگر از مهران مدیری شناخته میشود. او اما قبل از اینها بازیگر تعداد زیادی از فیلمهای مسعود کیمیایی بود و به همراه فرامرز قریبیان، از ۷۰ سال پیش با کیمیایی رفاقت داشت. او با مسعود کیمیایی هممحلهای بود. در خیابان زید، کوچه دردار، کوچه آبشار، از محلههای قدیمی تهران.
به گزارش خبرآنلاین، پیردوست پیش از آن که بازیگر شود، مدتی کارمند بانک بود، بعد به کمپانی ماک رفت و آنجا مشغول شد، ولی در کنارش دورادور با کیمیایی در تماس بود. سر فیلم «خاک» (۱۳۵۲) از کیمیایی خواست نقشی به او بدهد. در این فیلم، نقش کوتاه و دیالوگ کمی داشت و از «گوزنها» (۱۳۵۳) بود که خودش را بازیگر به حساب آورد. او در«گوزنها» با نقشی کوتاه اما بهیادماندنی -یک کفترباز در سکانس کلانتری- نشان داد بازیگر جزئیات است. بازیگری که میتواند در چند ثانیه، هم فضا را بسازد و هم حضور خود را در ذهن تماشاگر ماندگار کند؛ مردی با پیراهنی خانگی و چهرهای پریشان که نگران کبوترهایش است. کبوترهایی که مأموران شهربانی مصادره کردهاند و او با لحنی درمانده، انگار بخشی از جانش را به گرو گرفته باشند، به کلانتری مراجعه کرده است. پیردوست زمانی در مورد این نقش در گفتوگو با هوشنگ گلمکانی در پاسخ به این سوال که: «نیازی به تجربه کبوتربازی داشتی یا کبوتربازها را میشناختی؟» گفت: «نه اصلا… ابداً هیچ شناختی نداشتم و فقط حسی بود وقتی که میگفتم همه اینا زنوبچههای من هستند». «غزل»، «سفر سنگ» و «خط قرمز» فیلمهای دیگر کیمیایی بودند که پیردوست در آنها بازی کرد اما نقطه عطف حرفهای او زمانی بود که در سریالهای مهران مدیری ظاهر شد و به اوج شهرت رسید.
او قبل از «پاورچین» (۱۳۸۱)، در فیلم سینمایی «توکیو بدون توقف» با مهران مدیری کار کرد و بعد از آن بود که از مدیری خواست نقشی به او بدهد. آنطور که پیردوست میگوید مدیری گفت در «پاورچین» نقشی برای او ندارد مگر نقش یک رئیس اداره که بهندرت و هفتهای یکی، دو روز سر کار میرود. پیردوست قبول کرد و کار شروع شد. او در«پاورچین»، در نقش رئیس یک شرکت مهندسی، چهرهای از مدیران میانسال ساخت که میان جدیت اداری و سادهدلی در نوساناند. او در «نقطهچین» (۱۳۸۲)، به نقش پدر کوروش (سیامک انصاری) جان بخشید. مردی خردهگیر، پرغرولند، اما مهربان. فروشنده لوازم صوتی و تصویری که میخواست تصویری از پدری ایرانی باشد و نظم و محبت را در یک قاب جمع کند. پیردوست در سریال «شبهای برره» (۱۳۸۴) در نقش خانِ بالابرره، یکی از بهیادماندنیترین چهرههای خود را آفرید؛ مردی که در میان غوغای شوخیها و زبان ساختگی برره، با چهرهی بامزه و اقتدار پنهان، طنزبه جایی آفرید. در «جایزه بزرگ»، در نقش آقای سعادتی، دوباره همان منش آشنا را در قالبی تازه تکرار کرد؛ پدری که در ظاهر سخت میگیرد، اما از درون نگران است و دلش برای فرزندش میتپد. او در «مرد هزارچهره» در نقش استاد عزلت، شاعر مسلکِ طناز و شیرینبیان، مرز میان شوخی و جدی را شکست؛ با نقش شاعری که در کلماتش جدیت نهفته بود و همینطور جهالت.
سعید پیردوست، سال گذشته در گفتوگویی با مهر به بهانه روز سینما؛ ۲۱ شهریور، در جواب این که کدام یک از نقشهایش را بیشتر از همه دوست دارد، گفته بود: «من از میان فیلمها و سریالهایی که بازی کردم «گوزنها» را بیشتر از بقیه دوست دارم. البته همه کارهای آقای مدیری را هم دوست دارم و همچنین «کارگاه علوی» بسیار برای من خاطرهانگیز است. کارهای آقای الوند را هم دوست دارم و از همهشان خاطره خوب دارم.» او قبلتر نیز به تسنیم گفته بود: «من در سینما «مزاحم» را فراموش نمیکنم که لحظات جذابی را با مرحوم شکیبایی سپری کردم. در تلویزیون هم «نقطهچین»، «پاورچین» و «شبهای برره» جزو کارهایی بودهاند که همیشه از آنها به خوبی یاد میکنم.» پیردوست که در سالهای پایانی زندگی، به قول خودش، خاطرات قدیمی را مرور میکرد، گلایههایی هم داشت؛ گلایه از شرایط بد دستمزدها تا فیلمنامههای ضعیف. از این که فیلمسازان قدیمیها را فراموش کردهاند و نقشها همه برای جوانان است. سعید پیردوست چند سالی بود که میان خانه و بیمارستان رفتوآمد میکرد و هرازگاهی خبری از احوال نامناسبش به رسانهها میرسید تا این که سرانجام ۱۶ دی ۱۴۰۴ خبر آمد این بازیگر قدیمی تنها چند روز بعد از تولد ۸۵ سالگیاش درگذشته است.
مراسم خاکسپاری زندهیاد سعید پیردوست، بازیگر سینما و تلویزیون پنجشنبه، ۱۸ دیماه ساعت ۱۰ صبح در قطعه هنرمندان بهشت زهرا برگزار میشود.
مروری بر نقشهای سعید پیردوست در تلویزیون
سعید پیردوست دیگر میان ما نیست؛ هنرمندی که بخشی از خاطره جمعی یک نسل در طنزهای ماندگار مهران مدیری بود و سالهای پایانی عمرش را با امید دیده شدن سریال محبوس «۸۷ متر» کیانوش عیاری سپری کرد. او که هیچگاه خود را به کسی تحمیل نکرد، در گفتوگوهای آخرش از روزهای درخشان «پاورچین» و «شبهای برره» سخن گفت و از حسرت کاری که هرگز به آنتن نرسید.
سعید پیردوست، هنرمندی که نامش با طنزهای هوشمند و مردمی دهه ۸۰ گره خورده بود، همواره با افتخار از روزهای همکاری با مهران مدیری یاد میکرد.
سریالهایی که سعید پیردوست با مهران مدیری کار کرد
«پاورچین»، «نقطه چین»، «جایزه بزرگ»، «شبهای برره»، «باغ مظفر» و «قهوه تلخ» از جمله طنزهای تلویزیونی هستند که پیردوست در آنها به نقشآفرینی پرداخته است.
این بازیگر که در بیش از ۶ سریال مهران مدیری در دهه ۸۰ ایفای نقش کرده بود، در گفتوگویی با ایسنا با بیان اینکه مردم همچنان سریالهای طنز گذشته را دنبال میکنند، گفته بود: «آن گروهی که با هم بودند و چند کار با هم انجام دادند از جمله «نقطه چین» «پاورچین» و «شبهای برره» الان هر کدام دارند یک سبک کار میکنند. قصد تعریف از کارهایی که خودم در آنها بازی داشتم را ندارم اما هنوز هم مردم با شوق و ذوق آنها را تماشا میکنند. جای آن طنزها در تلویزیون خالی است.»
در آخرین گفتوگوهایش، با همان متانت و صراحت همیشگی تأکید کرد: «هیچ وقت نخواستم خودم را به کسی یا گروهی تحمیل کنم و آقای مهران مدیری هم همینطور است. حتماً در کارهای جدید نقشی برای من نداشتند.» این سخن، نه نشانه گله که بیانگر درک عمیق او از پویایی گروههای هنری و احترام به انتخاب کارگردان بود. با این حال، همان صداقت همیشگی را داشت وقتی میگفت: «بعد از «قهوه تلخ» دیگر ایشان پیشنهادی برای من نداشتند.»
سعید پیردوست؛ از خندههای ماندگار با مهران مدیری تا حسرت یک سریال
او با حسرتی شیرین از اوج طنز تلویزیون یاد میکرد و میگفت: «دلم برای روزهایی تنگ شده که «پاورچین» و «نقطهچین» ساخته میشد. ما گروه خیلی خوبی بودیم واقعاً میگویم که با جان و دل کار میکردیم. انصافاً مردم ما را خیلی دوست داشتند.» او به وضوح به یاد میآورد که چگونه «پاورچین» در دوره خودش تک بود و مردم را از خیابان به خانه و پای تلویزیون میکشاند. و شاید برایش جالب بود که با گذشت سالها، مردم در خیابان، هنوز او را با نقشآفرینیهایش در «شبهای برره» میشناختند و از او میپرسیدند: «چرا با مهران مدیری کار نمیکنید؟»
«آقای رئیس» در پاورچین به خود میبالید
پیردوست، اگرچه به کارهای جدی نیز عشق میورزید، اما به نقشهای طنزش همچون «آقای رئیس» در پاورچین یا شخصیتهای محلی در «شبهای برره» میبالید. او لذت آن دوران را اینگونه خلاصه میکرد: «کار کردن با مهران مدیری همیشه برایم لذتبخش بوده است.»
حسرتی به نام «۸۷ متر»/ سریالی که در انتظار ماند
در سالهای اخیر، یکی از بزرگترین دلمشغولیهای هنری سعید پیردوست، سرنوشت سریال «۸۷ متر» به کارگردانی کیانوش عیاری بود. پروژهای که او با علاقه در آن حضور یافته بود، اما هرگز فرصت نمایش نیافت. او با جزییات از نقشش سخن میگفت: نقشی که عیاری خود برایش انتخاب کرده بود؛ پدر خانوادهای که به همراه دختر، داماد و نوههایش درگیر یک کلاهبرداری مسکن میشود. خانهای که میخرند به چند نفر فروخته شده است. او این کار را خیلی خوب میدانست و حضور در آن را سعادت میخواند.
پیردوست با تعجب و حیرت از دلایل این توقف سخن میگفت: «این سریال واقعاً به دلایل تعجببرانگیزی توقیف شد ... میگویند به خاطر گربهها بوده که توقیف شده! من تعجب میکنم که چرا اینطور شد واقعا حیف است.» حرفهایش آمیخته با امید و یأس بود؛ «امیدوارم برای این سریال فکری شود؛ چون واقعاً به پایش زحمت کشیده شده... امید که مردم بتوانند این سریال را ببینند. قضاوت با مردم است.» اکنون با درگذشت او، این حسرت دوچندان شده است؛ هم حسرت دیدهنشدن هنرش در آن سریال، و هم حسرت ندیدن بازخورد مردم.
طنز از دست رفته و نگاه یک پیشکسوت
سعید پیردوست، در مقام بازیگری که طنز را به معنای واقعی تجربه کرده بود، تحلیل تندی از وضعیت طنز امروز داشت. از نظر او مشکل اصلی، فقدان تخصص بود و میگفت: «الان تمام بازیگران به نوعی سعی میکنند کار طنز انجام دهند و این درست نیست... طنز هم نیاز به تخصص دارد و چیزی است که در وجود آدم است.» او با یک تشبیه گویا وضعیت را ترسیم میکرد: «مثل این میماند که ما به بازاری برویم که در آن همه نوع شیرینی باشد. این فایده ندارد باید آن شیرینی باشد که برای ما لذتبخش است.»
به باور او، جای طنز اصیلی که گروههایی مانند دوره مهران مدیری خلق میکردند، «در تلویزیون خالی است.»
اکنون که او در میان ما نیست، صدا و تصویرش در قابهای ماندگار «پاورچین»، «شبهای برره» و دهها اثر دیگر زنده است. اما حسرت بزرگ، دیدهنشدن او در سریال «۸۷ متر» کیانوش عیاری است؛ گویی بخشی از هنرش برای همیشه در تاریکی آرشیو ماند.