کد خبر: 58682 | صفحه ۱ | تاریخ: 26 بهمن 1404
روایت یک استاد تمام روابط بینالملل از مفهوم قدرت در عصر دیجیتال
ژئوپلیتیک دیجیتال؛ بازتعریف موازنه قدرت در سایه فناوری
سخنرانی دکتر کیهان برزگر استاد تمام روابط بینالملل در پانزدهمین کنفرانس خاورمیانه کلوپ والدای در مسکو بر محور تحولی بنیادین در ماهیت قدرت در نظام بینالملل یعنی گذار از موازنه سنتی قدرت به موازنه مبتنی بر فناوری و دادههای دیجیتال متمرکز است. وی در این کنفرانس با پیوند زدن تحولات فناورانه به رقابتهای ژئوپلیتیکی، نشان میدهد که چگونه اینترنت، هوش مصنوعی و زیرساختهای اطلاعاتی به ابزارهای مستقیم اعمال قدرت، بازدارندگی و حتی مداخله در امور داخلی کشورها تبدیل شدهاند.
در همین رابطه رقابت آمریکا و چین، تحولات امنیتی در خلیج فارس، جنگهای منطقهای و حتی ناآرامیهای داخلی ایران، همگی در پرتو برتری یا آسیبپذیری فناورانه بازتعریف میشوند. لذا رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علوم تحقیقات استدلال میکند که فناوری دیگر صرفاً یک ابزار توسعه نیست، بلکه به ستون اصلی توازن قدرت در قرن بیستویکم بدل شده و در صورت انحصار در دست غرب، میتواند به بازتولید سلطه ساختاری آن در نظام جهانی بینجامد. در مقابل، جهان غیرغربی برای جلوگیری از شکاف عمیقتر در ساختار قدرت جهانی، ناگزیر از شکلدهی به نوعی همگرایی فناورانه و راهبردی است. این سخنرانی، در مجموع، تصویری هشدارآمیز اما واقعگرایانه از آینده رقابت قدرتهای بزرگ در عصر دیجیتال ارائه میدهد.
در همین راستا و در حالی که کیهان برزگر تصویری هشدارآمیز اما واقعگرایانه از آینده رقابت قدرتهای بزرگ در عصر دیجیتال ارائه میدهد، در پاسخ به این سوال که ایران چگونه اهمیت اینترنت و فضای مجازی را درک میکند؟ توضیح میدهد: در آغاز لازم است ارتباطی میان دادههای دیجیتال و فناوری با سیاست برقرار کنم. به نظرم همه چیز به این بستگی دارد که کدام جریان سیاسی یا قدرت بتواند فناوری و اطلاعات دیجیتال را تحت سلطه و کنترل خود درآورد.
در حال حاضر اگر به جنگ ۱۲ روزه نگاه کنیم، میبینیم که فناوری و اطلاعاتی که ایالات متحده امروز در اختیار دارد به ابزاری نظامی تبدیل شده تا اهدافی را در داخل ایران هدف قرار دهد. یعنی برای اولین بار بود که یک حمله غافلگیرانه علیه ایران صورت گرفت که رژیم اسرائیل با کمک ایالات متحده بتوانند از ابزار فناوری بهره برده و بر آسمان ایران مسلط شود. در واقع این فناوری در آن زمان به نفع اسرائیل عمل کرد. فکر میکنم آمریکاییها این کار را به نفع خودشان انجام دادند، زیرا میخواستند با فناوری توازن قدرت را برقرار کنند.
فناوری ابزار اصلی توازن قدرت در منطقه
این استاد تمام روابط بینالمللی در ادامه صحبتهای خود تصریح کرد: فناوری برای اولین بار در حال تبدیل شدن به ابزار اصلی توازن قدرت در منطقه است. آمریکاییها پیشتر توازن قدرت را با ابزارهای دیگری برقرار میکردند؛ مثلاً با ایجاد ائتلافهای نظامی، حمایت از دولتهای منطقهای (مانند سیاست دو ستونی در زمان شاه) یا ورود مستقیم به جنگ. اما اکنون از فناوری برای توازن قدرت در منطقه علیه کشورهایی استفاده میکنند که علیه منافع آمریکا عمل میکنند.
نکته اصلی من این است که اطلاعات دیجیتال و فناوری در حال تبدیل شدن به ابزار جدیدی برای کشورهای غربی است تا سلطه خود را بر سیاست جهانی ادامه دهند. این موضوع بسیار بسیار مهم است. به نظرم با این ابزار، سلطهشان را حفظ خواهند کرد و به همین دلیل فناوری به ابزاری بسیار حساس برای آنها تبدیل شده است. بنابراین جنگی واقعی بر سر فناوری میان کشورهای مختلف در جریان است.
در همین راستا، حتی میتوانم این موضوع را به اعتراضات اخیر در ایران و شورشها مرتبط کنم. با دستکاری فناوری و اطلاعات دیجیتال، آنها (آمریکا با کمک فناوری اسرائیلی و هوش مصنوعی) توانستند خیابانها و معترضان را تحت تاثیر قرار داده و به مردم القا کنند که همه چیز تمام شده و باید به خیابان بیایند. در واقع با قاببندی و دستکاری فناوری و اطلاعات، چنین تصویری ساخته شد.
در نتیجه اطلاعات دیجیتال گاهی به تهدیدی برای بسیاری از دولتها تبدیل میشود؛ بهویژه در منطقه ما که قوانین و مقررات چندان قوی نیستند و میتوان آنها را دور زد. در این میان میتوان گفت، هیچکس دقیقاً نمیداند در ایران چه اتفاقی افتاده، زیرا اطلاعات دیجیتال اجازه نمیدهد روایتهای متفاوت وجود داشته باشد. مثلاً روایت دولتی که به واقعیت نزدیکتر است چیزی میگوید، اما در فضای دیجیتال روایت دیگری حاکم میشود و مردم را تحت تاثیر قرار میدهد. به همین دلیل است که مردم خارج از کشور هنوز فکر میکنند اوضاع ادامه دارد، در حالی که اینطور نیست.
این وضعیت سه روز طول کشید؛ دولت توانست کنترل را به دست بگیرد، اما همچنان میبینید که اطلاعات دیجیتال به نفع خود جریان مییابد.
فناوری ابزار کنترل و سلطه
رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علوم تحقیقات در بخشی دیگری از صحبتهای خود گفت: آنچه میخواهم بگویم این است که در حوزه حاکمیت، همه چیز به نحوه استفاده دولتها از این فناوری بستگی دارد. کشورهای غربی از فناوری برای کنترل و سلطه بر کشورهای غیرغربی استفاده میکنند و آن را به شیوهای دستکاریشده به کار میبرند. شاید این دیدگاه بسیار بدبینانه به نظر برسد، اما حداقل در مورد ایران این را میبینم؛ یعنی وقتی دوباره به خیابانهای ایران نگاه میکنیم، جامعهای دوقطبی میبینیم؛ یک روایت این است و بیرون از کشور مردم فکر میکنند ایرانیها در حال کشتن یکدیگرند و این بسیار بد است. این فناوری در حال عمل علیه مردم ایران است و این خوب نیست.
این در حالی است که فناوری فی نفسه خوب بوده و دستاورد بشر محسوب میشود. یعنی در طول تاریخ، ملتهای دیگر مانند ایرانیها، روسها، چینیها و بسیاری از ملتهای دیگر به شیوهای مثبت دستاوردهای خود را با سایر ملل به اشتراک گذاشتهاند. اما اکنون غرب بر فناوری سلطه دارد و آن را به نفع منافع خود به کار میگیرد تا سلطهاش را ادامه دهد. البته مقوله مرتبط به قدرت است و بسیاری از کشورها آن را فرصتی میبینند، اما اگر به صورت اشتباه تحت اختیار قرار بگیرد، آن زمان است که خطرناک میشود.
به عنوان مثال میتوان از هوش مصنوعی به شیوه بد استفاده کرد. حتی فیلمهای هالیوودی بر پایه دفع تهدیدات هوش مصنوعی ساخته میشوند و قهرمانان غربی را نشان میدهند که جهان را از این تهدیدات نجات میدهند. هوش مصنوعی میتواند زندگی را آسانتر کند، اما همزمان میتواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد. حتی هوش مصنوعی چینی هم اگر روی پلتفرمهای غربی باشد، باز هم اطلاعات دستکاریشده درباره کشورها، تهدیدها، فرصتها و همه چیز ارائه میدهد.
در نتیجه میخواهم تاکید کنم، فناوری اطلاعات بسیار خوب است و فرصتهای زیادی برای بشر فراهم میکند، اما در حال حاضر به شیوهای بد علیه کشورهایی که از این فناوری بهرهمند نیستند، استفاده میشود. بنابراین اگر این مسیر ادامه یابد، نوعی تجزیه و انشقاق در جامعه جهانی رخ خواهد داد. به عنوان مثال شما شاهد هستید که در خلیج فارس، یک طرف فناوری پیشرفته دارد و طرف دیگر فاقد آن است. نتیجه این وضعیت ظهور ائتلافهای جدید است که همه بر پایه توازن قدرت به نفع کشورهای غربی استوار هستند. لذا فکر میکنم در این بحثها خود در چنین جلساتی باید بیشتر بر اکثریت جهانی و جهان غیرغربی تمرکز کنیم. اگر جهان غیرغربی بخواهد این وضعیت را متوازن کند، کشورهایی مانند روسیه، چین، هند و دیگر کشورهایی که به فناوری دسترسی دارند، باید ائتلاف فناوری برای کشورهای غیرغربی تشکیل دهند تا این توازن برقرار شود. در غیر این صورت، غرب با این ابزار خود را برتر خواهد کرد.
پروژه مهار قدرت ایران
کیهان برزگر در بخش دیگری از صحبتهای خود در خصوص رقابت قدرتهای بزرگ نظیر آمریکا و چین در این عرصه توضیح میدهد: همانطور که در موضوعات دیگر هم دیدهایم، فناوری به دلیل ارتباطش با بسیاری چیزها (ارتش، پهپادها، علوم پایه، همه چیز) کاملاً تفاوت میان چین و آمریکا را شکل میدهد. فکر میکنم چینیها باید در این حوزه باشند. منظورم این نیست که چین به خاطر ادغام در جهانیسازی یا اقتصاد، خود را از این رقابت کنار بکشد؛ خیر. در نهایت، ماهیت این فناوری به گونهای است که آنها را وارد رقابتی اجتنابناپذیر میکند و این روند اصلی خواهد بود.
در مورد ایران هم مورد بسیار ویژهای وجود دارد. اینکه روابط میان ایران و آمریکا نه در راستای مباحثی که مطرح میشود، بلکه در چارچوب تلاش واقعی برای مهار قدرت ایران در همه ابعاد از سوی طرف مقابل حائز اهمیت است. در چنین شرایطی مفهوم اصلی حمله اسرائیل به ایران به اعتقاد من، بحث تغییر رژیم مطرح نبود، بلکه کاملاً هستهایمحور بود. زیرا شاهد بودیم دانشمندان هستهای ایران را ترور کردند، فرماندهانی که با ظرفیتهای هستهای درگیر بودند هدف قرار گرفتند و آمریکاییها تأسیسات هستهای ایران را بمباران کردند.
ایران از حمله اسرائیل از طریق فناوری آمریکایی غافلگیر شد. همانطور که گفتم، فکر میکردند منبع حمله متفاوت خواهد بود، اما فناوری که آمریکا در اختیارشان گذاشت، مسیر را تغییر داد و معادله را به هم زد. پس از آن، اسرائیل با تکیه بر این برتری فناوری، آسمان کل منطقه را تحت کنترل درآورد. در نتیجه توازن قدرتی که اکنون داریم این است که کل منطقه در یک طرف و اسرائیل در طرف دیگر قرار دارد؛ زیرا آنها فناوری برتر دارند که ایالات متحده در اختیارشان قرار داده است.
به عنوان مثال آمریکاییها میگویند ما فناوری گنبد آهنین را به اسرائیل دادیم و این درست است. تمام فناوریهای پیشرفتهای که اسرائیل علیه ایران استفاده کرد و میکند، ریشه در آمریکا دارد. در نتیجه نکته من این است که فناوری برتر برای کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا موجب میشود که برتری سنتیشان را بازتولید و تقویت کنند. بنابراین اگر دیگر کشورهای جهان با این موضوع مقابله نکرده یا آن را توازن نکنند، این میتواند منشأ سلطه صدساله غرب بر کل جهان باشد.