صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • رییس سازمان بورس و اوراق بهادار در شانزدهمین دوره جایزه مدیریت مالی ایران : استانداردهای بین‌المللی گزارش‌گری مالی باید اجباری شود
  • چرا انتخاب گلند مناسب در تابلو برق باعث امنیت بیشتر می‌شود؟
  • باکو؛ تجربه‌ای اروپایی، بدون نیاز به ویزای شینگن!
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 58732  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 28 بهمن 1404
    توافق یا تنش؟ پیچیدگی‌های مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در ژنو / سعید پای بند
    فردا، در ژنو، یکی از مهم‌ترین لحظات دیپلماتیک در چند سال اخیر رقم خواهد خورد. دو طرف درگیر، ایران و آمریکا، پس از یک دهه از تجربه برجام و خروج یکجانبه واشنگتن، دوباره در مذاکرات غیرمستقیم با یکدیگر روبه‌رو می‌شوند. اما این بار، داستان تنها بر سر غنی‌سازی اورانیوم نیست؛ بلکه به چالش‌های عمیق‌تری در سطح سیاست‌گذاری و استراتژی‌های جهانی برمی‌خوریم که می‌تواند سرنوشت نه‌تنها منطقه، بلکه نظم بین‌المللی را تحت تأثیر قرار دهد.
    موضع ایران در آستانه این گفت‌وگوها، به طور قطع مبتنی بر تجربه تلخ گذشته است. تهران به وضوح اعلام کرده که در صورت رفع مؤثر تحریم‌ها، حاضر به کاهش سطح غنی‌سازی ۶۰ درصدی است. اما نکته مهم اینجاست که ایران هیچ‌گاه غنی‌سازی صفر را در خاک خود نخواهد پذیرفت و مسئله موشکی به هیچ عنوان قابل مذاکره نیست. در این زمینه، مقامات ایرانی بر این نکته تأکید دارند که هرگونه امتیازدهی باید با پاداشی ملموس و پایدار همراه باشد؛ این همان درسی است که از تجربه ناکام برجام گرفته‌اند. ایران دیگر حاضر به پذیرش وعده‌های مبهم یا فشارهای فراتر از مسائل هسته‌ای نیست.
    این رویکرد نشان‌دهنده شکاف عمیقی است که میان دو طرف در زمینه مفهوم «قدرت» و «تهدید» وجود دارد. ایران این بار به دنبال توازن در مذاکرات است؛ توافقی که نه تنها در زمینه هسته‌ای بلکه در جهت منافع اقتصادی و سیاسی بلندمدت برای کشورش باشد.
    در سوی مقابل، آمریکا با دستانی پر از ابزارهای مختلف وارد ژنو می‌شود. مقامات کاخ سفید همچنان به «دیپلماسی» به عنوان راه‌حل اصلی اشاره دارند، اما همان‌طور که در عمل مشاهده می‌شود، فشارهای نظامی و تهدیدات آشکار نیز همچنان جزء گزینه‌های اصلی واشنگتن به شمار می‌آید. استقرار دومین ناو هواپیمابر در منطقه، همراه با هشدارهای صریح ترامپ مبنی بر اینکه در صورت شکست مذاکرات، «فاز دوم» چالش های جدی و خطرناکی پیش میاد، سؤالی کلیدی را مطرح می‌کند: آیا آمریکا در واقع به دنبال یک توافق بلندمدت و پایدار است، یا تنها به دنبال خرید زمان و فشار بیشتر برای پذیرش خواسته‌های حداکثری خود؟
    این دوگانگی در رویکرد واشنگتن، ناظران را به شک و تردید می‌اندازد که آیا دولت آمریکا قادر است از شبح فشارهای داخلی و نیازهای استراتژیک منطقه‌ای عبور کند و به یک توافقی منطقی و متوازن برسد؟ یا اینکه بار دیگر در دام سیاست‌های تنش‌زای گذشته گرفتار خواهد شد؟
    اما در این میانه، اسرائیل نیز نقش پررنگی دارد. دولت نتانیاهو در حالی که خواهان برچیده شدن تمامی تأسیسات هسته‌ای ایران است، به شدت فشار می‌آورد تا ایالات متحده در مذاکرات خط سخت‌تری را در پیش گیرد. این فشارها به‌ویژه در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از تحلیلگران معتقدند که خواسته‌های اسرائیل فراتر از مرزهای منطقی و اعلامی آمریکا است. در این شرایط، ایران که به‌طور مکرر از ناکارآمدی تلاش‌های اروپایی‌ها انتقاد کرده است، به نظر می‌رسد بر تعامل با کشورهای منطقه‌ای مانند عمان و دیگر بازیگران مستقل تأکید دارد. این رویکرد نشان‌دهنده حرکت ایران به سمت یک استراتژی دیپلماتیک متوازن‌تر است که دیگر فقط به غرب و اروپا محدود نمی‌شود.
    شاید یکی از بزرگ‌ترین تحولات این دوره از مذاکرات، تغییر تاکتیک ایران باشد. تهران قصد دارد با ارائه یک طرح پیشنهادی، برای طرف آمریکایی فضای دیپلماسی واقعی ایجاد کند. پیشنهادهایی مانند سرمایه‌گذاری مشترک در میادین نفت و گاز، پروژه‌های معدنی و حتی خرید هواپیماهای مسافربری از بوئینگ، تلاش هوشمندانه‌ای است که به آمریکا این پیام را می‌دهد: «اگر به دنبال توافق هستید، از منافع اقتصادی خود نیز بهره‌مند خواهید شد.» این رویکرد به وضوح نشان‌دهنده استراتژی جدید ایران است که به دنبال دستیابی به توافقی متوازن است که منافع اقتصادی و سیاسی هر دو طرف را تأمین کند.
    این مذاکرات با تمام پیچیدگی‌هایش، یک سؤال اساسی را مطرح می‌کند: آیا واشنگتن به اندازه کافی انعطاف‌پذیر است تا سیاست‌های حداکثری خود را کنار بگذارد و به سمت یک توافق برد-برد حرکت کند؟ یا اینکه مجدداً بر اساس فشار و تهدیدات پیش خواهد رفت و توافقی غیرپایدار را تحمیل خواهد کرد؟ به‌ویژه با توجه به فشارهای داخلی و تهدیدات بین‌المللی که آمریکا با آن‌ها روبه‌رو است، آینده این مذاکرات می‌تواند به شدت تحت تأثیر انتخاب‌های سیاسی در واشنگتن قرار گیرد.
    ژنو می‌تواند نقطه عطفی در مسیر تحولات هسته‌ای ایران و آمریکا باشد، اما تنها در صورتی که دو طرف قادر باشند به یکدیگر اعتماد کنند و به جای بلوف و تهدید، بر منافع مشترک تمرکز کنند. اگر این اتفاق بیفتد، شاید شاهد آغاز فصلی جدید در روابط ایران و غرب و حتی در روند امنیتی و اقتصادی منطقه خاورمیانه باشیم. اما اگر همچنان سیاست‌های فشار و بی‌اعتمادی بر مذاکرات سایه افکند، شاید بهانه‌ای برای تشدید تنش‌های بیشتر در منطقه و فراتر از آن فراهم آید.