کد خبر: 58759 | صفحه ۱ | تاریخ: 29 بهمن 1404
گلف آمریکایی و اکران دیسیپلین تازه واشنگتن / امین جمشیدزاده
به تازگی وزیر خارجه آمریکا مارکو کوچولو از اروپا خواسته است که با دولت دونالد ترامپ برای دیسیپلین جهانی تازه همراه گردند. نظمی استوار بر شاکله حاکمیت ملی با صنعتی سازی و قدرت نظامی و با تمرکز بر مهار مهاجرت؛ آن طور که از شواهد و قرائن موضوع پیداست به روایت روبیو قرار نیست غرب تنها متحد باقی بماند؛ بلکه قرار است دوباره یک پروژه گردد. پروژهای که در آن تالوگ ها و مرزها، کارخانهها و ارتش، از واژههای محبوبتر از قواعد هستند. روبیو که در کنفرانس مونیخ به تازگی این صحبتها را به زبان جاری کرده است؛ با لحنی نرمتر از معاون دست راستی خود در دولت دونالد ترامپ جی . دی .ونس در سال گذشته اما با همان فحوا و محتوا، گفته است آمریکاییها نمیخواهند متحدان اروپایی وضع موجود را فقط نظارهگر بوده و توجیه کنند؛ بلکه باید بپذیرند که دیسیپلین فعلی شکسته است. او تاکید نموده است؛ واشنگتن علاقهای به نقش سرپرست مودب برای افول مدیریت شده غرب ندارد و از متحدان، انتظار همراهی و مشارکت عملی در صحنه را دارد. مارکو روبیو همزمان از احیای یک دوستی قدیمی هم حرف زده است. ولی این کرنش به منزله عقب نشینی ایالات متحده نبود. روبیو اعتراضهای اصلی دولت دونالد ترامپ را این گونه ردیف کرده است؛ ناکارآمدی نهادهای بینالمللی، تجارت بیمهار، سیاستهای انرژی و مهاجرت انبوه؛ او گفته است این خطاها مشترک هستند و اکنون باید با هم با واقعیتهای موجود مواجه و روبرو گردید. اما بابت انتقادهای تند واشنگتن از اروپا و ناتو با درخواستهای تکراری الحاق گرینلند عذرخواهی نکرد و لحن خود را در این راستا عوض نکرد. رویترز همان روز این وضعیت را آشتی در لحن، نه در خط و مشی سیاسی وصف کرده بود. قبل از سخنرانی روبیو؛ رهبران اروپایی گفته بودند آماده هستند رابطه نزدیکتری با ایالات متحده بسازند.آن ها بر سنتها و قواعد خودشان هم تاکید داشتند و گفتند برای کم کردن وابستگی به خارج منجمله به ایالات متحده آمریکا فشار میآورند. روبیو پاسخداد که سرنوشت امنیتی دو سوی آتلانتیک به هم گره خورده و اروپا باید زنده بماند. چون سرنوشت اروپا هرگز برای امنیت ملی آمریکا بیاهمیت نخواهد بود. رویترز به نقل از مارکو روبیو گزارش داده است او بیشتر روی اربیتالها و پیوندهای اقتصادی، نظامی و فرهنگی مکث کرده و کمتر روی واژههای کلیشهای صحبت به میان آورده است. پس از سخنرانی روبیو، اورسولا فون درلاین؛ رئیس کمیسیون اروپا گفت از حرفهای روبیو خیلی آسوده خاطر شده است و او را متحدی قوی قلمداد کرد. اما بئاته ماینل رایزینگر؛ وزیر خارجه اتریش، به پولیتیکو گفت در محتوا چیزی عوض نشده و اروپا باید مستقلتر و مسئولتر شود. نتیجه روز دوم برای اروپا حتی اگر لحن و کرنش نرم شود؛ اهرمها سر جایشان میمانند. ولی آن چیزی که اجلاس مونیخ امسال را از یک اجلاس معمولی جدا کرده بود؛ این قضیه بود که اروپا و آمریکا درباره مواضع و چیزهایی کاملاً متفاوت و پارادوکس صحبت میکنند؛ خطری که میتواند هر صلحی را شکننده سازد؛ چرا که اختلاف فقط بر سر راه حل نیست، بلکه بر سر تعریف مسئله است. روبیو در همان سخنرانی با فلاش بک و اشارهای به صحبتهای زلنسکی که گفته بود ما ترمیناتور نیستیم؛ انسان هستیم. گفت نکته تعیین کننده فقط اختلاف بر سر اوکراین نیست بلکه تغییر معیارهای مشروعیت در سیاستهای خارجی غرب است چون اگر نهادهای بینالمللی کار نکنند؛ آمریکا مسیرها و آلترناتیوهای جایگزین را انتخاب میکند. از صلح شکننده در غزه تا کشاندن روسیه و اوکراین به پای میز مذاکره و حتی اقدام نظامی برای محدود کردن برنامه هستهای ایران. این یعنی چگالی و پتانسیل ائتلافهای موقت و معاملههای موردی برای ایالات متحده بالا رفته و وزن قواعد ثابت پایین میآید. در واقع برای قاره سبز ترجمه این نسخه ورژن آمریکایی رویکردی مبتنی بر دو آیتم زیر است.
۱_ اروپا یا باید در همین چارچوب معامله محور شرکت کند و سهم بیشتری از هزینه امنیت را بدهد.
۲_ یا اروپا باید با سرعت بیشتری برای خود اتکایی دفاعی و صنعتی پیش برود تا در تصمیمهای بزرگ صرفاً تماشاچی نباشد. همزمان محور مهاجرت میتواند گسل شکاف داخلی اروپا را تندتر نیز سازد. چون دولتها بین فشار اجتماعی برای کنترل تالوگ و مرز و حساسیتهای حقوقی و سیاسی در دست انداز و چاله گیر میکنند. اگر این دو چالش و بحران همزمان؛ یعنی اوکراین و مهاجرت، روی میز باقی بماند؛ انتخاباتهای پیش رو در چند کشور اروپایی میتواند به جای رفتن به سمت میانه روی به سمت دپلاریزه شدن و قطبیتر شدن حرکت کند؛ درست همان زمینی که پوپولیسم ترامپ روی آن راحتتر گلف خویش را در محوطه کاخ سفید بازی خواهد کرد که قواعد بازی دست آمریکا خواهد بود و اروپاییها صرفاً تماشاگری بیش نخواهند بود. همان رویکردی که ترامپ بارها و بارها بر آن تاکید ورزیده است که اروپاییها باید سهم بیشتری بابت امنیتی که ایالات متحده برای آن ها به ارمغان آورده به آمریکا مالیات بپردازند.